کنکاش در تاریخ

کنکاش در تاریخ

بیان نظرات جدید درباره تاریخ آذربایجان ، ایران و جهان
کنکاش در تاریخ

کنکاش در تاریخ

بیان نظرات جدید درباره تاریخ آذربایجان ، ایران و جهان

قره پاپاق ها و حضور 180 ساله در منطقه!



نوید آذربایجان، شماره 323، سال 1382،شنبه یکم آذر ماه


به طور اتفاقی و در بررسی نشریات گذشته و مربوط به چند سال پیش به مطلبی کوتاه و قابل توجه درباره قره پاپاق ها برخورد کردم.
سه روایت از قاراپاپاق ها در این نقل تاریخی منعکس شده است:
1- حضور 180 سال پیش آنها در منطقه سولدوز (نقده امروز!)
2- در حوالی 250 سال پیش در گرجستان نیز زیسته اند و نقشی در جنگ بین ایران و روسیه بازی کرده اند3- حضور 450 سال پیش در منطقه کمیچان اراک با نام بوزوچلو
حال سوال اینجاست:
جنگ های ایران و روسیه هرگز در تاریخ اتفاق نیفتاده اند و حضور ترکان صفوی نیز چنانچه پیشتر آمد داستانی است مسخره و اگر به نقشه های شهر های ایران که توسط ژنرال های روس طراحی شده اند نگاه کنیم خواهیم فهمید، معقول ترین تاریخ حضور قاراپاپاق ها در آذربایجان همان 180 سال پیش است زمانی که شهرهای ایران توسط روس ها در شرایط اولیه سنگ بنا بود و برای تشکیل تجمعات در منطقه حضور این گروه های مهاجر امری بسیار مورد نیاز بود ویکی پدیا درباره این ایل چنین توضیح می دهد:
«قاراپاپاق یا قاراپاپاخ یکی از ایل‌های گروه قومی ترک‌های آذربایجانی بورچالی ساکن در استان آذربایجان غربی و برخی از نواحی همجوار در کشورهای همسایه نظیر جمهوری آذربایجان، گرجستان و ترکیه است. در سال ۱۲۴۰ ق. ایل قاراپاپاق از قفقاز به دشت پهناور سولدوز که امروزه نقده نام دارد وارد شد و در آن نشیمن گزید. نام «قاراپاپاق» از زبان ترکی گرفته شده و به معنی «سیاه‌کلاه» است.
طوائف ایل قاراپاپاق (چاخرلو، آلواشلی، جان احمدلو، شمس الدینلی، سارال، تورکاوون، آرپالی،...) وهم چنین دیگر گروههای تشکیل دهنده اهالی قاراپاپاق (ایناللی، غفرانی ، مقدم ، حیدرلو، بالخانلی،...) ترک زبان و شیعه می باشند.»
«امیر تیمور سرسلسهٔ گورکانیان متوفی به سال ۸۰۷ ه از تاتاران بود. این سردار که از آسیای مرکزی برخاست، در سالهای آخر قرن هشتم هجری و در تعقیب فتوحات خویش به خراسان رسید، طایفه‌ای از ساکنان آسیای مرکزی که قراتاتار خوانده می‌شدند و همراه وی به خراسان راه یافته بودند در جلگه‌های آباد و حاصلخیز خواف و زاوه متوطن شدند.
قرائی‌ها از بازماندگان این قوم مهاجرند. به نظر می‌رسد واژهٔ قرائی منسوب به جزء اول قراتاتار باشد.
قرائی‌ها یا قره‌پاپاق یکی ازایل‌های بورچالی ساکن در استان آذربایجان غربی ایران است. در سال ۱۲۴۰ ق. ایل قاراپاپاق از قفقاز به دشت پهناور سولدوز که امروزه نقده نام دارد وارد شد و در آن نشیمن گزید. نام «قاراپاپاق» از زبان ترکی گرفته شده و به معنی «سیاه‌کلاه» است.
یکی از تیره‌های سنی قاراپاپاق بنام قازاق، در اثر تبدیل زبانی، اکنون کرد زبان شده است. بقیه طوائف دیگر ایل قاراپاپاق (چاخرلو، آلواشلی، جان احمدلو، شمس الدینلی، سارال، تورکاوون، آرپالی،...) وهم چنین دیگر گروه‌های تشکیل دهنده اهالی قاراپاپاق (ایناللی، مقدم، حیدرلو، بالخانلی،...) ترک زبان و شیعه می‌باشند.»
نکته جالب در این توصیفات قره پاپاغ خارج از کوچرو بودن آن ها کرد شدن قازاق ها می باشد!!! این مسئله نشان از کم رنگی جمعیت آنها و تاثیر پذیری از کرد هایی است که در مجاورت آنها زندگی می کردند و از نظر زمان حضور در منطقه نمی توانستند فاصله مقدم و متاخر زیادی با قاراپاپاق ها داشته باشند.

با عزیزی در اینباره به گفتگو  پرداختم و متن فوق را برای مطالعه به او ارسال نمودم.  فرمودند:
«چرت گویی است.

به ترک آذربایجانی سنی قاراپاپاق و به شیعه تره کمه گفته می شود. قازاق ها شیعه نشدند، به کردها پیوستند. قاراپاپاق های سولدوز در سالهای اخیر به صلاحدید خانهایشان شیعه شدند.»

از ایشان پرسیدم: «اصالت مهاجرت از گرجستان و حضور 180 سال پیش در ایران چه؟» جواب دادند:

«در همان حدود است، اما مهاجرت اجباری است، از بورچاللی به ایروان، بعد از جای دادن تدریجی ارامنه در ایروان به سمت قارص،  مدتی در ارضروم و نهایتا سولدوز. حدود سی درصد جمعیت فعلی مهاجرین ثانویه از آنسوی آراز هستند.
در نقده خان کرد وجود ندارد،
پس حضور اکراد متاخر است.
 قبور قدیم غیراسلامی (البته با مقیاس فعلی) فراوان است.
کردهای آن منطقه زراعت نمیکردند و بیشتر رمه داران اربابهای ترک بودند.»


 دلیل این مهاجرت اجباری چیست؟ چه عاملی باعث این اجبار شده؟ فرمودند:

«کم کردن جمعیت مسلمانان شرق دریای سیاه. یکبار گرجیها و بار دوم ارامنه عامل این تهجیر بودند. منطقه ی خانلیقلار و غرب  قفقاز از حضور مسلمانان خالی شد.»

باید پرسید این هیاهو های رایج درباره حضور دراز مدت اقوام مختلف در منطقه نشانه چیست؟، وقتی قبایل ساکن در این سرزمین را (که پیشینه تمدنی 7000 ساله قبل از پوریم در آن نهفته است) این چنین در تاریخ معاصر آشفته می بینیم؟


تبریز واقعی (1) از شام غازان تا شامقاذی






نقشه بالا مربوط به رسامی روس ها از شهر تبریز به سال 1827 میلادی است. چندی است که قومگرایان تورک گاه و بیگاه به نوشته قبلی بنده به ظن خود ایراد می گیرند و به تمسخر آن می پردازند. در این سند مهم و ارزشمند نیز می توان به گفته های قبلی تاکید کرد و هویت واقعی شهر تبریز را کمتر از 200 سال معرفی نمود. ده شامقاذی که اکنون آن را شام غازان معرفی می کنند بی ارتباط با شهر تبریز به تصویر کشیده شده است و به دلیل فقدان آثار تاریخی در خود، از طرف رسامان مورد بی اعتنایی واقع شده است.
در این چهار دیواری کوچک که قرار بود شهر تبریز را در آن علم کنند و پای پادشاهان سلسله های پوشالی و غیر مستندی را به آن بکشانند و به استراحت در کاخ ها و کوشک های آن وادار نمایند اوضاع به قدری آشفته نشان می دهد که کسی را یارای مقاومت و ایستادگی در برابر این اسناد ارزشمند و مفید نیست.

سند ارزشمند دیگری را معرفی می کنم:


مشاهده فایل اصلی نقشه شهر تبریز
این نقشه متاخر که توسط چاپخانه ارتش منتشر شده و سال انتشار آن 1327 می باشد به روشنی نشان می دهد که تبریز بیرون آمده از آن چهار دیواری مرکزی و کوچک، باز  هم چیزی فراتر از باغات و کرت های کشاورزی چیزی نبوده است زیرا دور تا دور این شهر و در فاصله های نسبتا نزدیک، روستاهایی بوده اند و مردم این روستاها حتی امروز نیز در برخی مناطق هنوز در درون فضای شهری به کشاورزی می پردازند. آنهایی که ساکن منطقه حکم آباد (ححم آوار) و جمشیدآباد (جامیش آوان) هستندبه درستی این مطلب را تایید می کنند.
در درون حصار شهر  بزرگترین سازه ای که به مرور ساخته شده و به شکل امروزی رسیده است، بازار تبریز می باشد. بازاری که نه بنای سنتی و قدیم، بلکه سازه حجیم و طویلی است که عمر آن فراتر از حدود 100 نیست. و چنانچه در نقشه ترسیمی و توضیحات مربوط به آن توسط روس ها توضیح داده شده، از دو  بخش بازار کفش دوزها و راسته بازار تشکیل شده است!  اما اکنون چنین گسترش یافته:



مشاهده فایل اصلی نقشه بازار تبریز
چنان داستان های مسخره ای درباره بازار تبریز و دروازه های پیروامون شهر ساخته اند که فراموش نمی کنم در حوالی سال 85 رادیوی محلی برنامه ای داستان گونه در باره زلزله ای در تبریز  را به روی آنتن برد و تبریز کنونی را باز سازی شده بعد از آن زلزله معرفی کرد! آیا جاعلانه تر از این مطالب می توان مسئله را عنوان کرد؟

ادامه دارد ...

طرح های اسلیمی

در اینترنت به دنبال طرح های اسلیمی می گشتم. در لابلای تصاویر ان دو طرح بسیار جالب بود:




این نقوش که در کاشیکاری ها و تزئینات کچبری معماری ظاهرا ایرانی اسلامی و حتی صفحه آرایی کتاب ها و نقوش و طرح های زیباسازی ساز های ایرانی نیز  قابل رویت می باشد، از بهترین نشانه های نفوذ کنیسه و کلیسا در ساخت و ساز ها و ساماندهی جعلیات هدفمند در تاریخ و فرهنگ و روابط اجتماعی شرق میانه مسلمان می باشد.