ما همیشه آتش به اختیار بوده ایم تا آسیبی به سرزمینمان نرسد.
پوریم زیست محیطی
ایران کشوری است که از نظر جغرافیایی اقلیم گرم و خشک محسوب می شود. پروژه نابودی منابع طبیعی و در مقابل بی اهمیتی حاکمیت برای احیای وضعیت بحرانی کنونی و برون رفت از فاجعه بی آبی آینده کشور را تهدید می کند. پایین آمدن سطح منابع زیر زمینی آب و نشست بسیار فاجعه بار زمین در اثر خالی شدن سفره های زیر زمینی، نابودی جنگل ها و مراتع مستعد و محدود داخلی، انقراض نسل گونه های مختلف حیوانی و گیاهی، آینده سیاهی را برای ایران به ارمغان خواهد آورد. موضوعی که اعتراض نسبت به آن جزو مصادیق امنیتی قلمداد شده و با بازداشت و فشارهای مختلفی از طرف حاکمیت به سکوت دعودت می شود. گمان نمی رود هیچ انسان هوشمند و آزاده ای از فاجعه خشک شدن دریاچه اورمیه و هامون و بختگان بی خبر باشد، و یا طرح تبدیل کارون به شورابه نابود کننده مهمترین اقلیم کشاورزی ایران، در جنوب کشور را نداند. اما در نهایت چه باید کرد؟ نابودی منابع آبی در کشور به معنای شروع دورانی است که نتیجه ای جز آوارگی برای مردم ایران نخواهد داشت.
در طول این مدت حاکمیت نتوانسته منابع مهم اقتصادی و صنعتی ایجاد کند. کشاورزی مثلا برای حاشیه نشین های ایران ابزاری برای کسب درآمد بوده ولی در اصل به وقت گذرانی و کمک به نابودی هر چه سریعتر منابع آبی و خاکی بدل گشته است. برای آن ها منبع درآمد دیگری تعریف شده نیست زیرا خارج از مراکز مشخص و محدود در مرکز استان ها و به دلیل عدم توسعه یافتگی کلی در کشور، راه دیگری برای کسب درآمد موجود نیست.
ما در کشوری زندگی می کنیم که در مقابل آب معدنی 1.5 لیتری با قیمت 1500 تومان، طالبی کیلویی 1350 تومان است! و این آشکارا جنایتی بزرگتر برای نابودی منابع آبی است که گمان ندارم نمونه دیگری در جهان داشته باشد. مسئله این است که اگر از باغدار یا کشاورز، قیمت واقعی آن محصول را هنگام فروش به دلال بر سر زمین جویا شوید اوضاع بسی تکان دهنده تر هم خواهد شد زیرا آن کشاورز تنها خود را خسته کرده و در نهایت چیز خاصی به دست نیاورده است. این بعضا خوشبختانه ترین شرایط می باشد زیرا اگر آن دلال بعضا آن محصول را خریداری نکند آن کشور شاید دوباره نتواند بر سر زمین خود برود زیرا تلاش بیش از یک ساله خود را از دست داده است!
حال سوال اینجاست؟
آیا مسئولین بی مسئولیت کشور از این مسائل بی خبر هستند؟ آیا نمی بینند که چه بر سر این سرزمین و آینده مردمان آن می آید؟ آیا این خود به تنهایی یک پوریم بزرگ نیست که بررسی ابعاد آن نیز بسیار سخت می باشد؟ پوریمی که اگر به سرانجام برسد، هزاران بار وحشت ناکتر و غیر قابل بازگشت تر از پوریم اصلی خواهد بود؟ آیا باز هم یهودیان داخلی و آنوسی ها را در اجرای این پوریم گسترده سهیم ندانیم؟
پوریم منطقه ای
منطقه خاورمیانه آبستن اتفاقات بسیار تلخی است. برخی از آن نقشه های شوم اجرا شده و برخی دیگر در حال اجر هستند. کشور های اسلامی در اثر خشم و غضب یهود و نصارا یکی پس از دیگری در حال نابود شدن می باشند. آن ها قصد نابودی همه کشورهای اسلامی را دارند و اکنون برخی از آن ها را مامور نابودی برخی دیگر کرده اند زیرا هزینه های جنگ افغانستان و عراق به آن ها این مسئله را اثبات نمود، به همین راحتی نمی توانند کشور های اسلامی را به سبب مقاومت منطقه ای نابود کنند و برنامه های خود را اجرا نمایند. اکثر رهبران کشورهای اسلامی دانسته و یا ندانسته همصدا با دشمنان اسلام و مسلمین اکنون مجری نقشه خاورمیانه بزرگ شده اند. آن ها در هر یک از این سرزمین های منطقه پروژه ای مهم را با قدرت در حال پیگیری و اجرا هستند.هر کشوری سهمی را در این نابودی و اغتشاش، بر عهده گرفته و بی تفاوت به آینده گام بر می دارد.
اردوغان جزو آن دسته از رهبران کشورهای اسلامی منطقه می باشد که بی پرده خود را مجری طرح خاورمیانه بزرگ می داند. او در سخنرانی های مختلف و ضد و نقیض خود بار ها دولت ترکیه و خود را رهبر منطقه ای نقشه خاورمیانه بزرگ معرفی کرده است، خاورمیانه ای که به گفته مرحوم نجم الدین اربکان، چنین آینده ای از طرف یهود در انتظار آن است:
«در اسرائیل بیش از ۱۵۰٬۰۰۰ هزارنفر کُرد زندگی میکنند. سابقه روابط کُردها با یهودیان به بیش از دو هزار سال برمی گردد، یهودیان کُردها را بعنوان یک هم پیمان استراتژیک و قابل اعتماد در منطقه عنوان کردهاند. در سال ۱۹۴۸ میلادی با شکل گیری کشور اسرائیل فعالیتهای آژانس یهودنیز با کُردها شروع شد بخصوص با کُردهای عراق، روابط و ارتباط جدی کُردها با اسرائیل از آنجایی آغاز شد که در ماه آگوست ۱۹۳۱ رئون شیلوه از طرف دیوید بن گورین نفر دوم گروه صهیونیستهای دنیا مأمور شد که برای جمعآوری اطلاعات در ارتباط با بافت جمعیتی و سیاسی خاورمیانه برای دولت یهود به عراق رود... در بحران عراق و حمله داعش به این کشور در سال ۲۰۱۴، مقامات اسرائیلی خصوصاً بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل رسماً از استقلال کُردها و تشکیل کشور کُردستان حمایت کرد... رهبران اسرائیل که بخشی از آنها کُرد میباشند، براساس یک سری فاکتورهای موجود و مستند، همچون همزیستی مسالمت آمیز یهودیان و کُردها با سابقهای بیش از دو هزار سال در کنار هم که وابستگی و پیوند عمیق و دیرینهای که به لحاظ نژادی و فرهنگی را بین آن ها بوجود آورده باعث گذشته تا رهبران سیاسی کشور اسرائیل، کُردها را بعنوان یک هم پیمان استراتژیکی قابل اعتماد در منطقه به حساب آورده و بخش قابل توجهی از استراتژی سیاست خارجی خود را به آن اختصاص دهند.» ویکی پدیا
«موقعی که جنگ ژوئن 1967 در گرفت و ایسرائل ها وارد یروشالیم شدند، بعد از آن تاریخ من به ایسرائل رفتم. در هتل «موریا» بودیم که خیلی نزدیک به «کتل معراوی»است. ما از آنجا هر روز پیاده به پای دیوار ندبه می رفتیم. کوچه هایی بود که قبل از جنگ تمام آن ها و خانه هایش در تسلط اعراب بود. حتی دیواری بود که اعراب از بالای آن دیوار با ایسرائل ها که در پایین بودند جنگ می کردند. ایسرائل ها وسط آن کوچه ها آن قدر کشته دادند تا آن دیوار را فتح کردند. کسانی که دیوار را فتح کردند، اکثرا ایسرائل های کردستان بودند. بعد از جنگ و به عنوان قدردانی از جانفشانی یهودیان کردستان، تمام این خانه ها را دولت ایسرائل به یهودیان کرد ایرانی داد. آن ها هم تعدادی از خانه ها را کنیسا کردند، بعضی خانه ها را هم مریضخانه، بعضی ها را هم مسکونی کردند و در آن ها ساکن شدند...»(خاطرات خاخام یدیدی شوفط، صفحه 325)
«این بخش از بازار مربوط به یهودیان سقز می باشد. آن ها به اسرائیل رفتند و این ابنیه و بازار آن ها متروک ماند و به این شکل در آمد. آن ها اسناد زمین های خود را دارند و شاید روزی دوباره صاحب آن ها شوند!»
سخنان آن مرد بسیار جالب بود. او دانسته و یا ندانسته از یک برنامه طراحی شده توسط یهود سخن می گفت.
«شیخ رشید لولان ،رهبر برادوست ها و عده ای دیگر،شیخ احمد بارزانی را به دلیل تغییر دین از اسلام به یهودیت ،بدعت گذار نامیدند.» ویکی پدیا
«دعوت نامه بسیار مفصلی بود. البته متن آن را به خاطر ندارم. آن وقت ها خیلی جوان بودم. آن دعوت نامه را میرزا داوود جاوید برای تمام تجار، علمای اسلام، بازاری ها و آخودندها و اداره های کاشان فرستاد. با حضور اشخاص محترم مسلمان جشنی گرفتیم بی نظیر، واقعا بی نظیر. اما مثل اینکه مردم عامی این «اعلامیه بالفور» را نمی دانستند چیست... اصلا برگذاری این جشن یک معجزه الهی بود. چرا؟ برای اینکه عامه مردم نمی دانستند اعلامیه بالفور یعنی تعیین وطن برای ایسرائل ها. نمی دانستند قبول کردن حق وطن برای یهودیان بعد از تقریبا 2500 سال دربه دری و سرگردانی در تمام جهان یعنی چه؟» (خاطرات حاخام یدیدیا شوفط، صفحه 74)
این ها گوشه هایی از سخنان رهبر یهودیان ایران درباره تشکیل سرزمین اسرائیل است. حال بیندیشید آن اشخاصی که در این سرزمین حساب یهودیان ایران را از اسرائیل جدا می دانسته اند با چه اهدافی این مطالب را بر زبان رانده اند.
ادامه دارد ...
در یادداشت داستان حیات خواندیم و با خبر شدیم:
«اگر ظرفی از شیر چرب و داغ را به حال خود بگذارید، تدریجاً سطح شیر به طور یکنواخت سرد می شود و چربی آن به صورت پوست های متخلخل چروک برمیدارد، اما چنان که ظاهر ظرف زمین نمایش می دهد، و چنان که ادعا دارند، این گوی آتشین در گذر زمانی دراز فقط در سهم یک سوم، سرد شده و پوسته بسته است. امر ناممکن و خلاف طبیعتی که زمین شناسی روزگار ما را به مسخره میگیرد. اینک دیگر می دانیم سهم بزرگی از پوسته سرد زمین را ستاره دنباله داری با خود برده، گودال عظیم اقیانوس کبیر را به وجود آورده و موجب چرخش زمین و تغییر مدارات آن شده، به گونه ای که محل قطب قدیم زمین را به حوالی استوای موجود منتقل کرده است. حالا با نمایش عوارض بی توضیح مانده زمین، نظیر نوار شنزار و انهدام گروهی دایناسورها، به علت جدایی از محیط تغذیه خود، دلایل موجهی نیز در اثبات این مدخل نوین تدارک شده است.»(جلد سوم برآمدن مردم، صفحه205)
عده ای بعد از انتشار این مطالب رفتارهای قبلی خود را به تصویر کشیدند و به این نظریات جدید دهن کجی نمودند و سعی کردن با تعاریف علمی از قدرت استدلال و منطق آن بکاهند. در این یادداشت کوتاه گوشه کوچکی از اسناد تایید کننده یادداشت های داستان حیات را ارائه می دهم که در نوع خود فصل نوینی در بررسی نظریه کنونی است.
چنانچه آگاه شدیم بخش قابل توجهی از پوسته زمین توسط دنباله داری به یغما برده شد و در اثر نبود این بخش بزرگ از پوسته زمین چاله عظیم و گسترده ای ایجاد گردید که در اثر آب شدن یخ های قطب قدیم، اقیانوس کبیر خودنمایی کرد. اگر با دقت به این بخش از کره زمین نگاه کنیم نکات جالبی را شاهد می شویم.
«به گزارش رسانهها، آقای پوتین در آغاز این دیدار عید یهودی پوریم را به آقای نتانیاهو تبریک گفت. نخستوزیر اسرائیل هم در پاسخ گفت که «یهودیان پوریم را جشن میگیرند چون پرشیا موفق نشد یهودیان را نابود کند» و اضافه کرد که «امروز هم وارث پرشیا، ایران، تلاش دارد دولت یهودیان را نابود کند." بی.بی.سی فارسی
در جواب اینگونه ادعای مطرح شده، وزیر امور خارجه دولت تدبیر امید عنوان نمود:
«آقای ظریف شب گذشته (یکشنبه ۱۲ مارس/۲۲ اسفند) در پیامی توییتری نوشت که: «نخستوزیر اسراییل برای "فروش دروغهای نژادپرستانه علیه یک ملت که سه بار در تاریخ یهودیان را نجات داده است، به تاریخ قلابی و تحریف تورات متوسل شده است. او چنین عادتی دارد.» بی.بی.سی فارسی
این جملات ظریف را چندین و چند بار بخوانید!
بخشی از فصل استر تورات را دوباره بخوانیم:
«روز سیزدهم ادار، یعنی روزی که قرار بود فرمان پادشاه به مرحله ء اجرا درآید، فرا رسید. در این روز، دشمنان یهود امیدوار بودند بر یهودیان غلبه یابند، اما قضیه برعکس شد و یهودیان بر دشمنان خود پیروز شدند. در سراسر مملکت، یهودیان در شهرهای خود جمع شدند تا به آسانی که قصد آزارشان را داشتند، حمله کنند. همه مردم از یهودیان می ترسیدند و جرأت نمی کردند در برابرشان بایستند. تمام حاکمان و استانداران ، مقامات مملکتی و درباریان از ترس مردخای، به یهودیان کمک می کردند؛ زیرا مردخای از شخصیت های برجسته دربار شده بود و در سراسر مملکت ، شهرت فراوان داشت و روز بروز بر قدرتش افزوده می شد. به این ترتیب یهودیان به دشمنان خود حمله کردند و آنها را از دم شمشیر گذرانده، کشتند. آنها در شهر شوش که پایتخت بود، 500 نفر را کشتند.10 ده پسر هامان ، دشمن یهودیا ن، نیز جزو این کشته شدگان بودند.
...
پادشاه با این درخواست استر هم موافقت کرد و فرمان او در شوش اعلام شد. اجساد پسران هامان نیز به دار آویخته شد. پس روز بعد، باز یهودیا ن پایتخت جمع شدند و 300 نفر دیگر را کشتند، ولی به مال کسی دست درازی نکردند. بقیه یهودیان در سایر استان ها نیز جمع شدند و از خود دفاع کردند. آنها 75000 نفر از دشمنان خود را آشتند و از شر آنها رهایی یافتند، ولی اموالشان را غارت نکردند. این کار در روز سیزدهم ماه ادار انجا م گرفت و آن ها روز بعد، یعنی چهاردهم ادار پیروزی خود را با شادی فراوان جشن گرفتند. اما یهودیان شوش ، روز پانزدهم ادار را جشن گرفتند، زیرا در روزهای سیزدهم و چهاردهم ، دشمنان خود را می کشتند. یهودیانِ روستاها به این مناسبت روز چهاردهم ادار را با شادی جشن می گیرند و به هم هدیه می دهند.»
در مورد نتانیاهو و ادعاهایش چیزی نمی گویم زیرا او یهودی است و به هر شکلی برای حمایت از قوم خود به هر شکلی که شده دست به کار می شود. سوالم از وزیر امور خارجه این کشور اسلام آقای ظریف است:
- آقای ظریف می توانید دقیقا بگویید ایرانیان آن سه باری که یهودیان را نجات داده اند کدام ها بوده اند؟
- آیا تورات و نیز قرآن را واقعا خوانده اید و می دانید که تورات در زمان پیامبر اسلام تحریف و تغییر یافته و نیازی به تحریف نتانیاهو در تفسر مطالب آن کتاب شیطانی نیست؟
فَبِمَا نَقْضِهِم مِّیثَاقَهُمْ لَعنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُکِّرُواْ بِهِ وَلاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىَ خَآئِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلاَّ قَلِیلًا مِّنْهُمُ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (سوره مائده، آیه 13)
- جناب آقای ظریف،15 سال از انتشار سری کتاب های «تاملی در بنیان تاریخ ایران» می گذرد و بنیان اندیشی توانسته است به اثبات برساند؛ در قتل عام پوریم، یهودیان بیش از 30 ملت متمدن شرق میانه را کاملا نابود کردند و حیات تمدنی منطقه را به درازای 12 قرن در سکوت کامل فرو بردند. حال شما این قتل عام بومیان منطقه شرق میانه را به حساب هواخواهی ایرانیان از یهودیان و نجات تاریخی آن ها عنوان می کنید!!! آیا شما واقعا مسلمان هستید و از تاریخ و فرهنگ منطقه چیزی برای فهم دارید؟؟؟