در داستان هشتم دده قورقود یعنی «تپه گوز» ، در اثر وسوسه شیطان، فردی از ایل اغوز به یکی از پریانی که برای آبتنی به کنار برکه ای آمده بودند، تجاوز می کند و از آن پری نوزادی یک چشم به دنیا می آید. که اسم آن تپه گوز میباشد. آن موجود یک چشم بزرگ می شود و عرصه را بر مردم اوغوز تنگ می کند. تا این که پهلوانی از اوغوز چشم او را در می آورد و موجب نابودیش می شود.


متنی از داستان دده قورقود، داستان تپه گوز. آیا بوی جعلی بودن این برگ از این کتاب به مشام شما نمی رسد؟!.
آیا این همان تکراری از واریانت یک افسانه روسی به نام بیوولف نیست؟! آیا می توان این داستان را با دجال داستان های یهود یکی دانست و هم ریشه؟!. به راستی چرا به این مسائل هیچ گونه پرداختی نمی شود؟!.

«تاکنون دو نسخة اصیل و کهن از کتابِ «دده قورقود» و تاریخچة آداب و رسوم «اوغوزها» به دست آمده است. نخستین نسخه که در کتابخانة «درسدن» یافت شده، از یک دیباچه و دوازده داستان تشکیل شده است. دومین نسخة ناقص، که در کتابخانة «واتیکان» موجود بوده، مُتضمّن شش داستان است. شایان ذکر است که، قصّههای این نسخه، تنها در برخی از کلمهها و جملهها، تفاوتهایی جزئی با نسخة دیگر دارد؛ و از نظر انشا،هماهنگی متن و استواری کلام، همانند نسخة پیشین است.
تقریباً تمامی پژوهشهایی که دربارة این کتاب به عمل آمده، از روی نسخة درسدن بوده است. برخی از محققان، از جمله «دیتس»، مستشرق آلمانی، و «بارتولد»، شرقشناس روس، تحقیقات ارزندهای دربارة کتاب «دده قورقود» انجام دادهاند. در سال 1913 و برای نخستینبار، ادیب معاصر ترک، «کیلیسلی رفعت» در راه چاپ این اثر پیشقدم شد، و با استفاده از کپیای از روی نسخة کتابخانة درسدن، آن را با الفبای عربی منتشر کرد.
پس از وی، ددهقورقودشناس صاحبنام ترک، «اورهان شایق گوگیای»، به تحقیق و تتّبع دربارة این کتاب پرداخت، و آن را با حروف لاتین چاپ کرد. بعد در سال 1958، «محرّم ارگین» توانست با تطبیق نسخههای موجود، متنی انتقادی و علمی از آن پدید آورد.»
اگر بپرسیم که چرا نسخه ای از این شاهنامه تورکی چرا در مناطق ترک نشین پیدا نمی شود، چه خواهند گفت؟!. آیا واتیکان شما را به یاد چیز خاصی نمی اندازد؟!. آیا این شش داستان اختلاف بین نسخه واتیکان و درسدن را با چه چیزی پر خواهند کرد؟!.
«در واقع هیچ کس به اندازه خود یهودی ها محقق نیست که از دار و دسته روچیلد خشمگین و متنفر باشد. واربورگ ها که بخشی از امپراطوری روچیلدها را تشکیل می دادند، در تامین هزینه های لازم برای به قدرت رسیدن آدلف هیتلر سهم به سزایی داشتند. از روچیلدها و واربورگ ها و اطرافیانشان در اردوگاه های زندانیان نازی یا اصولا خبری نبود و یا اگر بود تعدادشان بسیارانگشت شمار بود. این حضرات در تمام طول جنگ جهانی یا از هتل های مجلل پاریس لمیده بودند و یا به انگلستان و ایالات متحده مهاجرت کرده بودند. یهودیها، به عنوان یک گروه نژادی، بیشترین مصیبت را از دست همین قدرت طلبان متحمل شده اند. روچیلدهای یهودی منافع مشترکشان به مراتب با راکفلرهای مسیحی بیشتر پیوند خورده است تا با یک خیاط یهودی اهل بوداپست یا اهل بونکس.
از آنجا که شالوده امپراطوری بانکداری بین المللی بر اساس قرضه های دولتی بنا شده است، منافع بانکداران بین المللی همواره ایجاب می کند که حکومت ها را به استقراض و کسب وام های کلان تشویق نمایند. هر چه بدهی بیشتر باشد بهره آن هم بیشتر خواهد بود. هیچ چیزی مثل جنگ نمی تواند حکومت ها را تا خرخره در قرض برد. در میان بانکداران بین المللی رسم بر این بوده است که همواره به طرفین درگیر در خونبارترین مخاصمات نظامی کمک های مالی اعطا نمایند. مثلا در جنگ های داخلی آمریکا، گروههای شمالی از طرف راکفلرها و با وساطت مامور آمریکایی شان موسوم به اگوست بلمونت کمکهای مالی دریافت میکردند، و آمریکاییهای جنوب نیز از جانب روچیلدها و از طریق یکی از بستگان یهودی شان به نام الانجرز.»(هیچکس جرات ندارد، گاری آلن، صفحه66)
گاری آلن نمی داند برای اثبات آن چیزی که خود نیز به درستی نمی داند چیست و کیست، چه سندی را بیاورد که ابتدا خود را قانع کند. باز هم یهودیان را نژادی واحد معرفی می کند تا به بلای آرتورکستلر به خاط کتاب قبیله سیزدهم دچار نشود.


اکنون مظفر میرزا را می بینید که با قدرت دست های پشت پرده به دو شیوه خود را نمایش می هد. آیا واقعا دیدن این همه سند و انتخاب حقیقت کار بسیار سختی است؟!. در تصویر فوتومنتاژ باز به دلیل دستکاری شاهد کیفیت پایین تصویر هستیم. باید پرسید:«چه ضرورتی برای ساخت چنین دم خروس هایی وجود داشته است، جز حقه بازی و نمایشات و تظاهرات نسبت به جلوگیری از لو رفتن تاثیرات آن خون ریزی بسیار گسترده یهود در پوریم؟!.»