کنکاش در تاریخ

کنکاش در تاریخ

بیان نظرات جدید درباره تاریخ آذربایجان ، ایران و جهان
کنکاش در تاریخ

کنکاش در تاریخ

بیان نظرات جدید درباره تاریخ آذربایجان ، ایران و جهان

تشابه ظاهری یا حقه بازی(5)

در داستان هشتم دده قورقود یعنی «تپه گوز» ، در اثر وسوسه شیطان، فردی از ایل اغوز به یکی از پریانی که برای آبتنی به کنار برکه ای آمده بودند، تجاوز می کند و از آن پری نوزادی یک چشم به دنیا می آید. که اسم آن تپه گوز می‏باشد. آن موجود یک چشم بزرگ می شود و عرصه را بر مردم اوغوز تنگ می کند. تا این که پهلوانی از اوغوز چشم او را در می آورد و موجب نابودیش می شود.



متنی از داستان دده قورقود، داستان تپه گوز. آیا بوی جعلی بودن این برگ از این کتاب به مشام شما نمی رسد؟!.


آیا این همان تکراری از واریانت یک افسانه روسی به نام بیوولف نیست؟! آیا می توان این داستان را با دجال داستان های یهود یکی دانست و هم ریشه؟!. به راستی چرا به این مسائل هیچ گونه پرداختی نمی شود؟!.


نظرات 4 + ارسال نظر
بهروزی شنبه 21 دی 1392 ساعت 00:16

آقای عربگری در قرآن به دو فساد بزرگ یهودیان در زمین اشاره شده در قبای مفسر شده و برای ما آن دو فساد بزرگ را تفسیر فرمایید شاید یکی از آنها همان پوریم باشد

عده ای به این مسائل کمتر کار دارند.

عربگری چهارشنبه 18 دی 1392 ساعت 16:22 http://www.xinap.blogfa.com

با سلام
درست گفتی عارف محب الله بهتر از تو استدلال می کند اقلا فکر خودش را می نویسد ولی برخی، خودشان چیزی ندارند و خود را به دم دیگران وصله می کنند
استاد پورپیرار هم مانند خودت، دشمن بیرونی ندارد بلکه خودش دشمن خودش است
البته مریدان چشم بسته ای مثل شما، نیاز استاد به دشمن را کاملا رفع کرده اند
ضمنا قبلا نیز تذکر دادم گیرایی و درک مطلب ادبی ات بسیار پایین است با تقلید از پورپیرار هم نمی شود نگارش خود را تقویت کنی به قول معروف با قارقار کردن نمی شود کلاغ شد.
بنده گفتنم «...از داستانهای مسلمانان است» نگفتم از قرآن است! فکر کن زمین تا آسمان تفاوت دارند!
بهتر است یک تحول اساسی در درک مطلب بدهی بعد به همه چیز شک کنی، برخی از شکها ممکن است صحیح باشد ولی باید دلیل محکمه پسند بیابی نه اینکه هوچی گری کنی و گرنه فرق تو با پان ایرانیستها چیست؟.
اینکه به جای معرفی حتی کلمه ای در قرآن کریم که موید پوریم به آن کت و کلفتی که می فرمائید باشد ، به سبک منشی استاد پورپیرار در کامنتهایش، از پاسخ دادن طفره می روی و مشکلات خودت را افزون تر می کنی
محقق نه این است که به چپ و راست لگد پرانی کند بلکه آنست که مانند مستند «تختگاه هیچکس» اسناد و مدارک متقن ارائه کند و گرنه پرسش «... آیا افسانه روسی نیست؟» بطور تمام قد تمام مولفه های محقق بودن را از تو سلب می کند و در حد یک شانتاژچی احمدی نژادی پایین می آورد محقق باید جرات تحقیق و ابراز نظریه صحیح و مستند و فراگیر داشته باشد
توصیه می کنم کمی منطقی باش تا زحماتت به هدر نرود و گرنه مجبور می شوم یک پست از وبلگ خودم را برایت سیاه کنم.

پاسخ جمله اول شما:«اگر عقلی در کار باشد»

پاسخ جمله نهایی شما:«خود را سیاه می کنید»

بهروزی سه‌شنبه 17 دی 1392 ساعت 23:34

با سلام
در حقیقت تشابه افسانه های ملل اثبات این تصور است که نسخه های ترکی روسی یونانی و غیره ... این افسانه ها از یک مرکز واحد منتشر شده است که به نظر می رسد یک پا از هزار پای دستگاه کنترل و هدایت رفتارها و احساسات ملل دیگر می باشد باید آن مرکز تولید افسانه برای ملل را بشناسیم

این هم جای بحث و گفتگو دارد به طوری که وقتی اساطیر یونان را می خوانی (آن چیز هایی که در کتاب ها نوشته اند) مثل این است که در حال مطالعه فصل آفرینش تورات هستی!؟.

عربگری سه‌شنبه 17 دی 1392 ساعت 18:26 http://www.xinap.blogfa.com

سلام
انصافا بنده خیلی متاسف شدم
و من همچنین متوجه نشدم که شما از کدام طریق اصالت آن قصه های روسی را تایید فرمودید ولی اصالت ترکی آن را مردود دانستید؟
همچنین دجال، سه چشم دارد نه یک چشم و در داستانهای مسلمانان است نه یهودیان
آنکه در داستان یهودیان و مسیحیان است آرماگدون و نتیجتا یک چشم جهان بین نشانه های آنان است
و نهایتا اینکه اگر یک داستانی در عهد باستان باشد و هر قومی آن را با زبان خود بنویسد اشکالی دارد؟
نکند شما نیز چون استاد پورپیرار اجداد مردمان را برخلاف نص قرآن، نه حضرت آدم که 4 موجود متفاوت و با قابلیتهای کاملا متفاوت به نام های بشر و ناس و انس و آدم می دانید که نباید سابقه تاریخی و بالتبع فرهنگی(مانند قصه دده قورقود) مشترکی داشته باشند؟
و در انتها فقط اشاره میکنم و باز کردن این مساله کل تئوری پوریم پورپیرار را به باد می دهد که چطور در کشور چین که از باستان تا به حال دچار قتل عام پوریم هم نشده و فرهنگ و تاریخ پیوسته بر خلاف تاریخ گسسته ما(به زعم پورپیرار) دارد آن شکوه و عظمت دوران باستان، منجر به شگفتی هایی مانند غلبه انسان بر مرگ(به قول خود پورپیرار) نشده است؟

«دجال، سه چشم دارد نه یک چشم و در داستانهای مسلمانان است نه یهودیان»!!! حتما در قرآن خوانده اید؟!؟!
نوشته های عارف محب الله خیلی بهتر بود و صادقانه!.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد