«هراکلس که میهمان آدمت بود به جهان مردگان رفت و با تاناتوس یعنی مرگ دست و پنجه نرم کرد و آلست را از او ربود»فرهنگ اساطیر یونان و روم،صفحه 37، ژوئل اسمیت


«افسانهی قیزیل آلما (سیب سرخ) یکی از افسانههای مشهور ترکی میباشد. طبق این افسانه، زمانی ترکان در سرزمین خود مورد حملهی دشمنان قرار گرفتند. تعداد زیادی کشته شده و عدهای موفق به گریز شدند. آنان در مکانی دور از وطن، در حسرت بازگشت بودند. دشمن پس از گرفتن سرزمین ترکان، به منابع طبیعی آن بویژه باغهای سیب سرخ دسترسی یافت. پادشاه آنان چنان از طعم و بوی این سیبهای سرخ به وجد آمده بود که دستور داد در فصل میوه یک سیب سرخ واقعی و در فصل غیرمیوه به یاد آن سیب سرخی از طلا نزد او بیاورند. سیب سرخ طلایی بر بالای تخت وی نصب شد. ترکان که از ماجرا خبردار شدند، در حسرت باغهای سیب و همچنین سیب سرخ طلایی بودند. آنان در وصف قیزیل آلما شعرها و ترانهها سرودند. سرانجام آنان هر دو را به دست آوردند و این افسانه در تفکر اسطورهای ترکان وارد شد. قیزیل آلما در تفکر آنان هدف نهایی است. در زمان عثمانیان، سربازان ینی چری در سرودهای خود از آن یاد میکردند. در آن زمان شهرهایی چون وین، بوداپست و واتیکان به عنوان قیزیل آلما مطرح بود. در ایران نیز در زمان نادرشاه در میان ترکان از شهر دربند و داغستان به عنوان قیزیل آلما یاد میشد. پس از رواج تشیع در میان ترکان، ولایت علی بن ابیطالب (ع) در میان آنان ارزش یافت. آنان معتقد بودند که جبرئیل قیزیل آلما را از طرف حضرت دوست برای حضرت علی (ع) آورده است. ترکان شیعهی زازا در ترکیه اکنون نیز هنگامی که قصد دارند سوگندی ناگسستنی یاد کنند، به قیزیل آلما (ولایت علی(ع)) سوگند میخورند. مردم ترک هنوز نیز نام فرزندان خود را قیزیل آلما یا آلتین توپ میگذرانند. در حال حاضر در آذربایجان از قرهباغ به عنوان قیزیل آلما یاد میشود.» (فیض اللهی وحید، حسین. افسانهی قیزیل آلما و نقش آن در تاریخ و فرهنگ ترکها. مجله وارلیق. شماره 136)
«ضیا گوک آلپ " قیزیل آلما " آدلی منظوم حیکایه سینی 1943 – ده اسکی مثنوی فورمادا و ایدئولوژیک یؤنو آغیر اولان بیر شکیلده قلمه آلمیشدیر , گوک آلپ تورکلرین قیزیل آلما ایده آلی آلتیندا بیرله شیب اورتاق دیل , اورتاق دویقو و قیساجا اورتاق یاشاما صاحیب اولمالارینی ایستر . باشقا یازارلاردان اولان عمر سیف الدین ده " قیزیل آلما هاردادیر " حیکایه سینده بو ایده آلین تورک عسگرلری اوچون داشیدیغی آنلامی آراشدیریر.» (وبلاگ ولی توران(
اکنون به افسانه های یونانی رجوع کنیم:

«آفرودیت همچنین به آدونیس عشق می ورزید، که هر سال از نو به عشق و زندگی باز می گردد. آفرودیت درکارهای مردم نقش فعالی داشت. او بود که "سیب طلایی" از پاریس گرفت و به نشانه قدر شناسی، بین پاریس و هلن عشقی پدید آورد که برای تروا بسیار شوم بود.»(فرهنگ اساطیر یونان و رم- ژوئل اسمیت-صفحه28)
«هنگامی که پله و تتیس زندگی مشترک خود را جشن گرفتند، تمامی ایزدان و ایزدبانوان به جز اریس به آن دعوت شدند. اریس که از این غفلت آگاهانه به خشم آمده بود، یک سیب زرین را به میهمانان انداخت. بر روی این سیب نوشته شده بود "تقدیم به زیباترین ایزد بانو"...»(همانجا-صفحه127)

آیا فهمیدید موضوع از چه قراری است؟!. حتی انیمیشن سازان Walt Diseney نیز طرحی از این سیب را در داستانهای خود گنجانده اند. حال وجدان های به خواب رفته را به دیدن ادامه خوابشان دعوت می کنم.
چندی پیش شنیدیم که ورزش چوگان به عنوان میراث فرهنگی تورک ها، از طرف جمهوری آذربایجان ثبت جهانی شد. گرچه نیازی به وارد شدن به جزئیاتی از این مسخره بازی جدید را در سر ندارم ولی کافی است بگویم کسانی که ورزشگاه های باستانی یونانیان و رومیان را دیده اند و زمانی که هیچ سند مادی برای اثبات چوگان توسط مردم منطقه نمی تواند وجود داشته باشد و تنها اسنادشان مینیاتور های سفارشی و جعلی می باشد. بلافاصله به این نتیجه می رسیم که هدف از این ثبت های بی شرمانه یونسکو ، دقیقا شبیه به ماجراهای ثبت مولوی و فارابی و ابن سینا و ... به نام این و آن کشور یک هدف را دنبال می کند: "ایجاد اختلاف بین ملل منطقه". تا به خاطر اشباح بر سر هم دیگر بکوبند. زمانی که قبله عالم تا همین 150 سال پیش بنایی اشرافی و حتی بدتر از آن، مسکونی، به جز زیر انداز و پرده ای چرکین و چروکین در پشت تصویر چیزی برای نمایش و فخر فروشی ندارد بنابراین تمامی این داستان پردازی ها حقه بازی بیش نیست.
