پیشتر با
مطالعه کتاب فرزندان استر می توانستیم به وجود و نفوذ یهودیانی که تظاهر به اسلام
می کنند و از درون موجب ایجاد تفرقه دینی در بین مسلمین می شوند، پی ببریم. در این
یادداشت نسبتا کوتاه که بدون تغییر در متن اصلی و همراه با منبع، به این وبلاگ
منتقل کرده ام، سعی دارم به نفوذ ارامنه، یعنی یکی از بازوهای کلیسا در ایجاد آشوب های جوامع موجود
در شرق میانه اشاره ای داشته باشم. امیدودارم دوستان به حساسیت این مسائل واقف
باشند و با تفکری ویژه به تحلیل مسائل بپردازند تا شاهد نتایج روشنگر و تاثیر
گذاری حاصل شود.
Aydın Təbrizli
ترجمه: ژیلبرت آقاجانیان
2/5 میلیون ارمنی مسلمان در ترکیه زندگی میکنند
هویت ملی ارمنیانی که در شهرها و روستاهای مختلف ترکیه زندگی میکنند و به اسلام گرویدهاند به سرعت درحال احیاء شدن و شکستن تابوها است. کارشناسان این امر را با عوامل سیاسی مختلفی مرتبط میدانند که این افراد را قادر به بازگشت به ریشههایشان میسازد.
در این خصوص "هایکازون آلوراتسیان" مدیر صندوق پژوهش «مرکز مطالعات مسائل ارمنیان ارمنستان غربی»، اظهار داشت که این جنبش مدتها پیش آغاز شده و تا حد زیادی تحت تاثیر شورش مسلحانه کردها، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تلاش ترکیه برای پیوستن به اتحادیه اروپا قرار گرفته است.
در سال 1924 میلادی اولین قانون اساسی ترکیه به تصویب رسید که ماده 88 آن بیانگر این موضوع است که تمام ساکنان ترکیه، صرفنظر از مذهب و ملیت، ترک محسوب میشوند. ترکیه برای افزایش شانس خود برای عضویت در اتحادیه اروپا، نیاز به تجدیدنظر در برخی از مواد قانون اساسی خود داشت. با این حال، حتی پس از برخی تغییرات در قانون اساسی این کشور، اصطلاحات شهروند ترکیه و ملیت ترکیه باقی ماند و هر شهروند ترکیهای ترک محسوب میشود.
آلوراتسیان بر این باور است که جوامع ارمنی، یونانی و آشوری تنها بر اساس پیمان لوزان به عنوان جوامع مذهبی و نه قومی شناخته میشوند. بخش عظیمی از سایر اقوام (50 گروه قومی-مذهبی که به 36 زبان صحبت میکنند) به عنوان ترک و شهروند ترکیهای به رسمیت شناخته شدند.
به گفته آلوراتسیان، در حال حاضر این تابو شکسته شده است، و شما میتوانید تصور کنید که چه نوع جنبشی آغاز شده است؟ ارامنه در این جنبش مستثنی نیستند، اما از طرف ما نکته جالب این واقعیت است که ترکیه امروز مسئله ارمنیان را کما فی سابق همراه خود دارد ،که یک مسئله سیاسی بسیار پیچیدهای است. این مسئله آشوریها، یونانیها و یهودیها نیست، بلکه مسئله ارامنه است، که مشکلی جدی برای ترکیه محسوب میشود و بر خلاف دیگر کشورها احیای ارامنه در این زمینه بسیار حائز اهمیت است.
وی در مورد مسئله ارمنیان مسلمان شده ترکیه اظهار داشت :امروز تعداد آنها تا 3 میلیون تخمین زده می شود، که بخشی از آنها مهاجرت کردهاند. فقط در آلمان 300 هزار ارامنه مسلمان وجود دارد. او اصرار داشت که امروز در بخش شرقی ترکیه، در مناطق مختلف تاریخی سرزمین ارمنستان دستکم 2.5 میلیون ارامنه مسلمان زندگی می کنند که نیمی از آنها هویتشان پنهان است و نیمی دیگر خود را ارمنی می دانند.
وی در ادامه گفت: «هر دو گروه به اسلام گرویدهاند، اما (کسانی که هویت قومی خود را پنهان میکنند)، برخلاف گروههای دیگر، سنتهای ملی، مراسم و اعتقادات خود را مخفیانه حفظ میکنند. آنها در میان خود ازدواج میکنند، که عامل بسیار مهمی است. گروه دیگر غسل تعمید داده میشوند و به کلیسای ارمنی برمیگردند. تعداد این افراد هنوز خیلی زیاد نیست، چراکه فشار و آزار و اذیت علیه ارمنیان همچنان ادامه دارد. بنابراین، آنها زندگی خود و کودکانشان و اموال و آینده فرزندان خود را به خطر میاندازند. اما اجازه دهید به شما بگویم که در هفته گذشته چندین ارمنی علوی و مسلمان از درسیم غسل تعمید داده شدند و دوباره به ریشه های ارمنی خود بازگشتند. یکی از آنها کسب و کار خصوصی خود را که چهار سال پیش در درسیم راهاندازی کرده بود در حال حاضر از دست داده است زیرا اعلام کرده که ارمنی است و به عضویت اتحادیه ارامنه در درسیم در آمده است.»
ارامنه در منطقه هامشن (آردوین) اتحادیه وقف را دارند، و در استانبول انجمن فرهنگی هاتیک را تاسیس کردهاند. ماه گذشته ارامنه موش و تارون اتحادیه اجتماعی و توریستی تارون را تاسیس کردند. با توجه به اطلاعات آماری دولت ترکیه،37000 خانواده ارمنی در 17 شهر این کشور وجود دارند - در مجموع در حدود 200،000 نفر (حدود 50-60 هزار نفر در استانبول).
او گفت:بر اساس دادههای رسمی3000 ارمنی در حال حاضر در شهر موش ساکنند ، اما مردم محلی میگویند که تعدادشان بیشتر است. گفته می شود در وان ارمنیان 12 درصد از جمعیت 350000 نفری را تشکیل میدهند، که برابر با 40 تا 42 هزار ارمنی است. به تازگی، هنگام وقوع زلزله در وان، تعداد زیادی کتاب مقدس، صلیب و آثار کلیسا از زیر آوار پیدا شد. تعجب آور بود که در این شهر کاملا کُرد و اسلامی شمایل ارمنی پیدا شد.
کلاس درس زبان ارمنی در درسیم
رهبران درسیم ریشه ارمنی را میپذیرند و قصد سفر به ارمنستان را دارند
ارمنیان
پنهان پس از بازسازی کلیسای سنت گریگور دیاربکر (اولین کلیسای ارمنی در ترکیه که
از سال 1915 احیا شد) عزم و جرات بازگشت به ریشههای خود را بازیافتند و در ماه
اوت گذشته نخستین سفر تاریخی ارمنیان پنهان که یک گروه 50 نفری را شامل می شد از
شهر دیاربکر به ارمنستان انجام شد. این افراد نوادگان ارمنیانی هستند که در سال
1915یا کشته شدند و یا به زور مسلمان/ترک/کرد شده بودند.
بازگشت به هویت ارمنی و بازگشت آنها به ریشه هایشان تنها به دیاربکر محدود نمیشود. در حال حاضر، نوبت ارامنه پنهان درسیم (به طور رسمی، استان تونجلی) در ترکیه است. درسیم منطقهای کوهستانی با درههای وسیع و زیبا، صدها روستای زیبا بین ارزروم که ارمنیان آن را (کارین) مینامند و ارزنجان (یرزینکا) در شرق ترکیه است. قبل از سال 1915، کردهای علوی و ارمنیان جمعیت منطقه را تشکیل میدادند. کردهای علوی، که به طور سنتی طرفدار ارمنیان بودهاند، در قتل و غارت سال 1915 شرکت نکردند. در واقع، آنها دهها هزار نفر از ارمنیان را ، با حفاظت از آنها در برابر ارتش ترکیه عثمانی در روستاهای خود و یا ارائه راههای امن به سوی ارمنستان روسیه، نجات دادند.
اما این پایان کار نبود زیرا در سال 1937 و 1938 دولت کمال آتاتورک به این منطقه حمله کرده و هزاران نفر از ارامنه کُرد شده به همراه کردهای علوی و زازاها را یکسره قتل عام کردند. در این کشتارها ارتش از روشهای متنوعی مانند، روانه کردن جمعیت غیر نظامی (مردان، زنان و کودکان) به غارهای پر از گازهای سمی، و کشتن آنها با اسلحه خودکار استفاده کرد.
اما امروزه ارامنه پنهان از میان جمعیت کرد علوی منطقه در حال ظهورند، قصد احیای هویت ارمنیشان، تغییر نامهای ترکی/کردی خود به اسامی ارمنی و یادگیری زبان ارمنی را دارند. در ماه های اخیر و پس از غلبه بر موانع متعدد، دوره آموزش زبان ارمنی راه اندازی شده است، که دهها تن (پیر و جوان) در کلاسهایی که سه بار در هفته تشکیل میشوند شرکت می کنند و در حال حاضر یک انجمن فرهنگی ارمنی و علوی نیز با نام Deradost که مخفف انجمن دوستی ارامنه و علوی درسیم است تشکیل شده که به ترویج همکاری و پشتیبانی در میان ارامنه در درسیم، و همچنین ارامنه درسیم در استانبول و خارج از کشور که عمدتا در آلمان هستند، میپردازد.
در حال حاضر برخی از ارامنه پنهان درسیم قصد دارند مانند طرحی که ارمنیان دیاربکر انجام دادند به ارمنستان سفر کنند. اهمیت این موضوع در آن است که هر 12 شرکتکننده در این سفر از مقامات منتخب روستاهای ارمنی پنهان در درسیم اند. آنها در طول این سفر، با تاریخ و فرهنگ ارمنستان آشنا خواهند شد.
رهبران درسیم در یادمان نسل کشی ارمنیان-ایروان
طرحهای جدید به ارامنه پنهان در ترکیه کمک میکند ریشههای تاریخی خود را بازیابی کنند
علویهای درسیم که برخی از آنها ریشه های ارمنی دارند در خصوص سفر به ارمنستان اظهار داشته اند که دوره جدیدی در درسیم آغاز شده است: ارامنه محلی در حال تلاش برای بازیابی هویت خود هستند و علویها، مشکلی با بازیابی میراث فرهنگی ارمنیان درسیم ندارند.
این مسافرت بر اساس طرح مرکز Modus Vivendi ارمنستان و با حمایت وزارت امور خارجه، تحت پروژه «بیداری خاطرات» انجام می شود. هدف از این سفر فراهم کردن امکان شناختن ارمنستان برای مردم درسیم و ادای احترام به قربانیان نسلکشی سال 1915 است.
آرا پاپیان تحلیلگر سیاسی که ریاست مرکز Modus Vivendi را برعهده دارد، گفت که چندین سال است که آنها با منطقه درسیم همکاری میکنند و در این راستا جشنوارههای فرهنگی بسیاری با مشارکت ارمنیان ارمنستان در درسیم برگزار شده است،همچنین تهیه فیلمی به نام «زمان بازگشت» کلید خورده است.
به گفته آرا پاپیان: «رابطه علویها با ارامنه بسیار صمیمی و دوستانه بوده و در طی سالهای نسلکشی کردهای علوی جان هزاران نفر از ارمنیان را نجات داده اند. امروز دوره بسیار مهمی برای ارمنیان آغاز شده است و آنها به ریشههای تاریخی خود بازمیگردند، هنوز هم هستند کسانی که در جستجوی هویتشان هستند اما این آسان نیست.»
از طریق تلاشهای مرکز Modus Vivendi و اتحادیه ارمنیان و علویهای درسیم، درسهای زبان ارمنی اکنون در درسیم در حال برگزاری است. پاپیان اظهار داشت که اگر آنها در گسترش زبان ارمنی موفق شوند و تا اندازه ای آن را با هویت ارمنی خود ارتباط دهند بازگشت به ریشهها میسر خواهد شد. تنها از نقطه نظر سیاسی است که ارمنستان روابطی با برخی کشورهای همسایه ندارد، اما در این کشورها نیز گروههای قومی و مذهبی وجود دارند که میتوانیم با آنها روابطمان را توسعه دهیم.امروز تعداد علویها در ترکیه به 25 میلیون نفر میرسد.
در همین زمینه سرکان ساریاتاس رئیس اتحادیه ارمنیان و علویهای درسیم گفته است:
ارمنیان درسیم طرحهای دیگری هم انجام داده اند و بعنوان مثال در روز 24 آوریل، مراسمی در کنار صخرهای که ارمنیان در سال 1915 از آنجا به پایین انداخته شدند برگزار شده است.و با شروع ماه مه و با همراهی اتحادیه معماران ترکیه آثاری از معماری ارمنی را در ترکیه به نمایش خواهیم گذاشت.
وی در ادامه گفته است:162 کلیسای ارمنی در قلمرو درسیم وجود دارد که با تلاشهای ما بازسازی خواهد شد. از حالا به بعد، کار ما نه ویژگی فردی بلکه ویژگی عمومی خواهد داشت. ما پذیرای مهمانانی از ارمنستان در جشنوارهمنزوریان هستیم که در ماه جولای برگزار میشود.
امایکی از مشکلات اساسی ارمنیان درسیم برگزاری مراسم غسل تعمید است. یعنی شرکت در دورههای آموزشی مسیحیت قبل از غسل تعمید و همچنین ارائه اسناد برای اثبات هویت ارمنی خود.
علی سونار ارمنی تبار ساکن روستای مازگیرت در درسیم که مدارکش برای غسل تعمید تایید نشد می گوید: تغییر نام در ترکیه بسیار دشوار است. دادگاه باید ابتدا بررسی کرده و بر اساس دلایل برای تغییر نام تصمیم اتخاذ کند. اینجا ترکیه است، شما باید بر مشکلات بسیاری غلبه کنید تا بتوانید نام خود را تغییر دهید.
میهران پرکیچ، نماینده اتحادیه ارمنیان درسیم، که موفق به تغییر نام خود از طریق دادگاه شده است می گوید: ما یک درد مشترک داریم و باید بنشینیم و با هم فکرکنیم که چه کاری می توانیم انجام دهیم ،نسلکشی ارمنیان آنچنان درون مردم رخنه کرده است که حتی برادران استانبولی ما برای به رسمیت شناختن هویت ارمنی ما مشکل دارند، ولی ماه پشت ابر نمیماند. ما خودمان را آشکار کردهایم، و تنها اسقف اعظم ارمنی در ترکیه، رهبر ارمنیان جهان در اچمیازین ارمنستان و دیگران باید ما را به رسمیت بشناسند.(منبع)
تصمیمی بر نصب سریعتر این پست نداشتم ولی شاید در همین زمان سپری شده نیز عده ای فکر کرده اند که ظرف اسناد ادعایی مبنی بر نبود لغات کار ساز و پیام رسان در تورکی بسیار دور از دسترس بوده است و نمی توان چنین موضوعی را با جدیت بیان کرد و به اثبات رساند و نشان داد که صاحبان این زبان به چه میزان از تمدن و تجمعات شهر نشینی به دور بوده اند گرچه قبلا جناب بهربگی در این باره یادداشتی را ارائه کرده بودند و مطالب ارائه شده گرچه شاید در موضوع با آن هم سو باشد ولی مطلب مستقل خود را بیان می کند.
مدتی است که اوباشی در اینجا و آنجا فحاشی می کنند، با آی پی های مختلف کامنت می فرستند، مامور می فرستند که حرف های خصوصی جمع آوری کرده و به گوش کنیسه برسانند ولی یقین دارم که همچون هر آزاد اندیشی، تنها حذف فیزیکی می تواند جلوی نشر این حقایق را بگیرد آن هم نه در کل جهان کنونی بلکه تنها در روزنه باریک این وبلاگ. نگاهی به وقایع جهان بیندازیم، یهود در حوالی 2500 سال پیش پوریم را رقم زد تا از دست دشمنان خود رهایی یابد و سالها گذشت و در حاشیه کوچکی از همان ناحیه ای که با وحشی گری تمام کشتار بزرگی راه انداخته بودند، اسلام ظهور کرد و اکنون در حال تسخیر جهان است. اسلامی که خواب را بر دشمنان آن زهر کرده و اجازه درنگ برای نفس کشیدن به آنها نداده است و هر روز با شگردی سعی در لشکر کشی به شرق میانه متمدن در سر می پرورانند، گرچه شکست های سنگین در عراق و افغانستان و غزه و ... به آنها یاد آوری کرده است که آینده آن چیزی نخواهد بود که آنها در سر می پرورانند!. حاصل بیش از 200 سال سرمایه گذاری مادی و انسانی و زمانی برای تولید جعلیات تاریخی آنها با تلاش های ابر مردی چون پورپیرار به باد داده شد، کشور هایی که تا دیروز بزرگترین حامیان یهود و اسرائیل بودند اکنون یکی یکی آنها را ترک می کنند و ... . آیا عده ای گمان می کنند که با لشکری از ابرهای دروغ مسلح به تبلیغات، می توان جلوی انتشار نور خورشید حقیقت را ال بی نهایت گرفت؟!.
«مورخ با معرفی والدین زبان فارسی و تورکی و زمان زایمان این دو زبان قصد بی خانمان کردن آنها را ندارد و تنها برداشتن پرده ای است که بدانیم از بنای تخت جمشید تا کتاب دده قورقود و از دیوان شاه نامه تا مسجد شیخ لطف الله و از حافظ شیرازی تا شفای ابن سینا، از امپراتوری اشکانی تا کتیبه های ساسانی، از محوطه پاسارگاد تا امامزاده عون علی، از بت خانه سومنات تا خون ریزی چنگیز، از نمد مالی خلیفه مسلین به دست هلاکو تا حکایات سلمان فارسی و سردار ابومسلم خراسانی، از دیوار چین تا سکه های پارتی، از کتیبه های قلابی هخامنشی در شوش و تخت جمشید تا کتاب شد الازار، از اتهام غارتگری به پیامبر در غزوات انجام ناشده تا خروج خوارج در برابر امام علی، از مکتوباتی در باب سیره و فتوح تا زیارت نامه های نا مفهوم از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب آنچه درباره هویت و هستی و فرهنگ و ادب هر یک از ما گفته اند یکسره باطل و دروغ و قطعات حیله ای است برای به جان هم انداختن مسلمانان که یهود به بهانه های کودکانه و اغلب ابلهانه به کار زده اند. بار کوه سانی که حمل به ظاهر نا ممکن آن را بر دوش فوجی از به اصطلاح عالم و مفتی و مرشد و قاضی و روشن فکر خودی و انبوهی پادوی بی کار مانده و خارج شده از دانشگاه های کنیسه و کلیسایی گذارده اند، که دانش نامه و مجوزی بر کاربرد تبلیغ انواع دروغ های بافت کنیسه به دست دارند.»(برآمدن صفویه،جلد ششم،ناصر پورپیرار، صفحه 1981)
با این مقدمه به شناسنامه تقسیم بندی لغات موجود در این کتابچه دو سویه توجه کنید که شاید نیاز به هر توضیح دیگر را به اتمام می رساند:
Bu Sözlükte kullanilan kısaltmalar
|
اسم |
Ad(ad) |
|
آناتومی |
Anat(anatomi) |
|
ستاره شناسی |
Astr(astronomi) |
|
بیولوژی، زیست شناسی |
Biy(biyoloji) |
|
ادبیات |
Edeb(edebiyat) |
|
اکولوژی |
Eko(ekoloji) |
|
آمار |
Estatistik |
|
فعل |
F(fiil) |
|
فیزیک |
Fiz(fizik) |
|
جغرافیا |
Geo(geografi) |
|
هندسه |
Geo(Geometri) |
|
گرامر، دستور زبان |
Gr(gramer) |
|
شیمی |
Kim(Kimia) |
|
پیشوند |
Önek(önek) |
|
سیاست |
Pol(politika) |
|
روانشناسی |
Psk(piskologi) |
|
صفت |
S(sıfat) |
|
پزشکی |
Tip(tıp) |
|
اجتماعی |
Top(toplumsal) |
|
مربوط به امور نظامی |
Mil(askerlikle ilgili) |
از گروه بندی بالا در صفحه 85 کتاب یاد شده تنها دو واژه «آد» و «توپلومسال» و «اونک» سر گروه های واژگان فرهنگ لغات تهیه شده جناب «هدایت عاقلی» هستند و واژگان ادبیات و فعل و کیمیا و صفت و طب از دامنه عربی و فارسی است. حال اگر زبانی در فرهنگ لغات خود برای این واژگان معادلی بومی ندارد چگونه از دیرینگی و دیرپایی آن می توان سخن گفت وقتی آن لغات هایلایت نشده عاریت گرفته از لاتین است؟. حال به آن نود هزار لغت دست ساخت فرهنگستان زبان ترکی رجوع کنید که اگر بی ریشه و باسمه ای و بدون پیشینه وارد دایره نگارشی نمی شد، شاید اکنون عده ای خوراکی برای پرورش نژاد پرستی از نوع تورکی نداشتند. آنهایی که برتری های قومی و ملی را در داشتن و نداشتن لغات و قدرت زبان و اقلیم مساعد زندگی و ... خود می دانند نه در مسائل واقعا انسانی و مدنی و ... یقینا با مطالعه و بررسی این قبیل مسائل باید بنده را جزو دشمنان تورک ها معرفی کنند و در هر محفلی غنای ادبی خود را نشان دهند!. حضرات سالها فرماسیون سکوت را اختیار خواهند کرد ولی این سکوت چاره ساز نخواهد بود و در نهایت با لحظه مرگشان پیوند خواهد خورد.
قصد داردم در چند یادداشت به بررسی زبان تورکی از دیدگاه آثار و متون برجای مانده بپردازم. نخست اگر مجالی باشد به بررسی چند کتاب در دسترس می پردازم تا شاید راهگشای فهم مسائل دیگر باشد.
«ترک ها به علت مناسباتی که در طول تاریخشان با اعراب و ایرانی ها داشته اند کلمات و و قواعد زبانی زیادی را از عربی و فارسی را وارد زبان خود کرده اند. این جریان ورود کلمات جدید یک طرف نبوده بلکه از ترکی نیز کلمات زیادی به زبان عربی و به ویژه فارسی وارد شده است. حضور کلمات غیر ترکی در زبان ترکی در دوران امپراتوری عثمانی در تورکیه به قدری بود که در اواخر عمر این حکومت که مصادف با پیشرفت های علمی و صنعتی غرب بود، ناشران روزنامه ها و مجلات ترکی به علت تفاوت های زیادی که در زبان نوشتاری رایج در زبان گفتاری عوام وجود داشت تنها قادر به برقراری ارتباط با مخاطب خاص خود بودند. از طرفی رشد اندیشه های ملی گرایی در اروپا و خاک عثمانی، اندیشمندان زیادی را به فکر ایجاد تغییراتی در زبان ترکی انداخته بود. از جمله این تغییرات حذف برخی قواعد زبانی ترکی و کلمات بیگانه از این زبان بود گرچه این تغییرات با سرعت کمی در حال اتفاق افتادن بود ولی پس از تاسیس جمهوری جدید ترکیه در سال 1923 بعد ها در سال 1932 و در زمان ریاست جمهوری کمال آتا تورک به صورت یک پروژه عظیم دولتی و ملی در سراسر کشور اجرا شد در این سال با تاسیس "سازمان زبان ترکیه" ،این سازمان رسما شروع به فعالیت گسترده ای در راستای تحقیق در حوزه ی زبان ترکی به عمل آورد . به طوری که در سال 1934 ، "نود هزار لغت جدید ترکی" جمع آوری و منتشر شد به نظر می رسد انقلاب زبانی در ترکیه در سال 1983 به هدف اصلی خود رسیده باشد اندیشه ی تغییر الفبا از عربی به لاتین نیز به اواخر دوران عثمانی بر می گردد اولین بار ایده ی تغییر الفبا در سال 1960 توسط فتح علی آخوند زاده آذربایجانی مطرح شد. بعد ها برای اولین بار در خاک عثمانی قبول کردن الفبای لاتین برای آلبانی ها باعث ظهور مناظرات زیادی بین اندیشمندان عثمانی شد بلاخره در سال 1928 میلادی در مجلس ملی ترکیه تغییر الفبا از عربی به لاتین تصویب شد. از مهمترین دلایل تغییر الفبا در ترکیه به چند مورد می توان اشاره کرد،1- علاقه به فرهنگ غرب و مدرنیزاسیون 2- بعد از اعلام مشروطیت دوم در عثمانی تلاش حزب حاکم اتحاد و ترقی برای ایجاد کشوری بر پایه ارزش های ملی 3- چاپ مطبوعات با الفبای ارمنی و رومی در آناطولی اندیشمندان عثمانی را به فکر استفاده از الفبای جدید انداخت 4- اشکالاتی که الفبای عربی در نوشتن زبان ترکی داشت به نظر الفبای لاتین تناسب بیشتری با قاعده زبان ترکی داشت.»(فرهنگ اصطلاحات پر کاربرد علمی در تورکی استانبولی،هدایت عاقلی، صفحه 5)
همین جمله اول از متن بالا که ارتباط زبان تورکی و فارسی و عربی را به تاریخ و گذشته ای دراز کشانده است، عیار سخنان عاقلی را می رساند زیرا امروز نیک می دانیم که بر مبنای پوریم منطقه خالی از سکنه بوده است و اقوام ساکن کنونی مدت زمان زیادی نیست که در مجاورت و همسایگی همدیگر زندگی می کنند. این مسئله کلید اصلی بررسی این موضوع می باشد که بسیار قابل توجه است ولی به سادگی از کنار آن رد شده اند!. البته در رابطه با ورود کلمات ترکی به عربی باید اسنادی را ارائه کنند و یقین می دانم که بسان ادعای وجود کلمات ترکی در قرآن، این ادعا نیز می تواند بی اعتباری خود را نشان دهد و یا تاثیرات کمی از این کلمات دخیل ترکی را در عربی یافت آن هم در بین اعرابی که در مجاورت تورک ها کنونی زندگی می کنند نه مثل لغات عربی که به عمق تمامی سرزمین های تورک زبان نفوذ کرده اند. اینکه یک امپراتوری نتوانسته است در طول مدت حاکمیت خود، زبان تورکی، یعنی زبان سلاطین عثمانی را با آن قدرتی که از آن دم می زنند نگه دارد و بر غنای آن بیفزاید مربوط به مسئله دیگری است که حضرات نمی خواهند وارد آن شوند زیرا با ورود به آن مسئله می توان باز تاریخ و پیشینه بسیار کلانی از متکلمان این زبان را در سیر تاریخی به تصویر کشید، اینجا دیگر حکومت پهلوی در کار نیست که بتوانند دلیل این نارسایی های زبان ترکی را به حساب خرابکاری های آنها بیندازند، اینجا بحث بر سر زبان امپراتوران و سلاطین ترکی است که چند صد سال حکومت کرده اند و خود را ادامه سلسله سلاطین دیگر ترک در منطقه معرفی می کنند!. حال که حضرات برای مشکلات چاپ مطبوعات و کتب علمی خود نیازمند به زبانی قدرتمند بودند آیا نباید پرسید، سلاطین عثمانی برای اداره امور کشور چرا در زبان درباری خود چنین مشکلی را احساس نمی کردند و در واقعیت چرا آنها هیچ اقدامی نکرده اند تا زبان تورکی را آنچنانکه قدرتمند نشان می دهند حفظ کنند و مجبور به استفاده از لغات دیگر زبان ها نباشند؟!. وقتی حتی سلطان نیز لغتی عربی است و سلاطین عثمانی معادلی برای این لغت نیز در اختیار ندارند!. این 90 هزار لغت جدید ترکی همان لغاتی است که فرهنگستان زبان تورکی غالبا بی هیچ پیشینه و اسنادی قابل اثبات روانه جامعه کرده اند و بسان لغات دست ساخت فرهنگستان زبان فارسی ، با زور چماق نیز، بعضا مورد استفاده قرار نگرفته اند!.
حتی در محافل آکادمیک و دانشگاهی که ظاهرا باید بسیار مورد استقبال بود! یا در محافل ادبی و در اشعار جدید شاعران تورک! می توان این مسئله را زمانی پر رنگ دید که برای ترجمه یک متن ترکی به زبانی دیگر مجبور هستیم زبان عربی را نیز مسلط شویم و در کنار آن بدانیم که آن لغتی که بسیار مبهم به نظر می رسد، در اثر لهجه ترکی در اصل لغتی است عربی و یا فارسی و ... . حضرات این مسئله را قدرت زبان ترکی معرفی کرده اند در حالی که این امر را باید تلاش زبان پذیرای این لغت در حفظ ذات خود دانست. حال از خود بپرسید که اگر این 90 هزار لغت ترکی اگر در سطح جامعه ترک مور استفاده بود پس چرا آن روزنامه نگار و محقق نویسنده متون علمی لنگ می زده و به دنبال مخاطبین خاص می گشت؟. آیا نباید قبول کنیم که زبان ترکی و فارسی، حتی در دوره کنونی نیز نیازمند لغاتی است که هنوز نتوانسته است با کنار گذاشتن لغات عربی معادلی در زبان خود بیابد؟.
حال اگر ارامنه و رومی های تحت لوای عثمانی دارای الفبای مخصوص به خود بودند پس این چه امپراتوری ترکی است که حتی به اندازه جمعیت اقلیت درون خود نیز صاحب خط و زبان منحصر به فرد خود نیست و در نهایت دست به عصا به سراغ الفبای لاتین می رود؟. با وجودی که دربار عثمانی را نیز در حال حمایت از زبان فارسی می بینیم و ادبیات دیوانی مکتوب منتسب به عثمانی ها را غالبا اشعار فارسی شناسایی کرده ایم!. این که نام کتاب را فرهنگ اصطلاحات گذاشته اند باز نشان می دهد که زبان ترکی نیز نتوانسته است بر اساس آن غنایی که از آن دم می زنند به لغت سازی برسد و مجبور است با ساخت اصطلاحات بیشتر بی هویت، معادل واژگانی را بسازد که ابتدا از عربی به عاریت برده و در ادامه از زبان لنگان فارسی و لاتین در اروپا!. در این کتاب رفرنسی را برای به دست آوردن واژگان جدید ترکی ارائه داده اند که در اینجا ذکر می کنم تا در نهایت به بررسی برخی از این واژگان ترکی وارد شوم که بسیار پر کاربرد و بسیار زیبا ساخته شده اند!!!.
(ادامه دارد ...)