کنکاش در تاریخ

کنکاش در تاریخ

بیان نظرات جدید درباره تاریخ آذربایجان ، ایران و جهان
کنکاش در تاریخ

کنکاش در تاریخ

بیان نظرات جدید درباره تاریخ آذربایجان ، ایران و جهان

شروع به کاشیکاری و تولید هویت مسخره!


پیشتر دیدید که مسجد جامع یزد، مسجد شیخ لطف الله و مسجد سلطانیه تا همین اواخر و بر اسای عکس های موجود، دارای آرایشات کاشی کاری نبودند با این مقدمه با مطالب زیر توجه کنید:


کل بنای قدیمی ارک بر اساس قدیمی ترین عکی های موجود حتی به اندازه کف دست تزیینات کاشی کاری نداشته است. با دقت به آن کادر دایره ای قرمز رنگ نگاه کنید.



همانگونه که در تصویر نیز مشاهده می کنید، هیئتی با چسباندن این چهارچوب فلزی به بدنه بنای ارک، سعی بر آن دارد، وانمود نماید، بنای خشتی کنونی از گذشته های درو دست دارای کاشی بوده است!


در زیر تصاویری از دیوار بیرونی مسجد کبود را مشاهده می کنید. در اینجا نیز با چسبانده معدودی آجر طرح دار و کاشی معرق، می خواهند بگویند زمانی کل سطح این دیوار ها پر از کاشی بوده است.


این پروژه در مسجد کبود نیز اجرا شده است. همانگونه که می بینید دور تا دور دیوارهای این بزک تازه، به دلیل خالی بودن بندهای بین آجرها از آثار ملات حاصل از نصب کاشی، تا چندی پیش فاقد کاشی بوده اند.
ولی اکنون با معجزه ای عجیب صاحب بزک هایی مسخره شده است!

همانگونه که فلش ها مشخص می کنند حتی سفیدی گچ ها در برخی قسمت ها نشان می دهد که عمر زیادی از این کاشی چسبانی بر دیوار های لخت و آجری نمی گذرد. البته دلیل دیگری نیز بر سفیدی این گچ ها وجود دارد. به دلیل عدم اتصال اولیه کاشی ها به دیوار آجری، اتصال بعدی استحکام لازم را نداشته است بنابر این مجبور هستند که گاهگاهی با ملات، این وصله بد ریخت را محکم کاری نمایند.  و این در حقیقت نه تعمیرات بلکه تولید جعل و کلاه بردای به تمام معنا است.

چون اگر از آقایان بپریسم این مرمت و کاشی چسبانی را بر اساس کدام طرح و کاشی های مانده از قسمت بیرونی بنا، شروع و در حال ادامه دادن هستید؟ جوابی جز سکوت و فحاشی و دادن القاب مختلف به مطرح کننده سوال نصیب نمی شود!


باز موضوع به اینجا ختم نمی شود. مسجدی که نه صحن دار و نه حیاط و نه مناره و نه محراب و... چگونه باید چنین تعلقاتی داشته باشد! این مسئله نشان می دهد که سازندگان بنا ساخت و ساز های داخلی را همراه با تزیینات دیگر، در حال اجرا بوده اند.

اکنون میراث فرهنگی  بی کار ننشسته و آستین ها را بالازده تا با میلگرد و بتن و سیمان و ... به ایجاد محوطه برای این فیروزه جهان اسلام همتی نشان دهد!!! پروژه ای که باز هم ابتر مانده و معلوم نیست چه زمانی اتمام خواهد شد.


در تصویر زیر به بخش بسیار بزرگی از دیوار بیرونی و بدون تزیینات مسجد کبود توجه کنید:

در درون مسجد و محراب آن شاهد این قطعات کاشی هستیم:

هدف از پخش این کاشی های شکسته نمایش تزیینات بنا است که ظاهرا زمانی بر روی دیوار ها نصب بوده اند.



حضرات ادعا دارند این دو قبر خالی مربوط به جهانشاه قره قویونلو و همسر ایشان می باشد. این مقابر دقیقا در حفره پایین محراب مسجد قرار گرفته اند. باید تصور کنیم که:
 یا قره قویونلوها مسلمان نبوده اند یا جاعلین نمی دانستند که مسلمین مقابر خود را در زیر محراب و در مقابل سجده نماز گزاران قرار نمی دهند. البته این بنای نیمه تمام اصولا با آن طرح های پر نقش ستاره داوودی و صلیب ارامنه، نمی دانم از چه روی می تواند مسجد نامیده شود.

حمام نوبر تبریز و نقش سرباز روس بر دیوار درونی آن!


قصد توضیح زیاد در این زمینه ندارم زیرا تصاویر گویای مطلب است.






اینکه می گوییم عاملان تمامی فتنه های منطقه سران کنیسه و کلیسا می باشند، سخنی به گزاف نگفته ایم چنانچه می بینید این سرباز دو نشان افتخار دریافته کرده است. یکی به شکل صلیب و آن دگیری به شکل ستاره داوودی. راستی چرا نقوش دیگری بر دیوار های قدیمی ترین حمام تبریز موجود نیست؟



آیا مسخره تر از این  می تواند باشد که اولین پایتخت جهان تشیع، مسجد جامعی دارد که مناره ها و منبر آن جدید الساخت است و هنوز تکمیل نشده؟ البته وقتی در دیوار قدیمی ترین حمام شهر تبریز، به جای تصویر عاباس میرزا، تصویر سرباز روس چسبانده اند، باید هم اینگونه باشد.

اوج تنزل(1)

 





در اینجا بد نیست به یک مسئله جالب دیگری نیز اشاره کنم و خاطر نشان کنم که چه بلایی بر سرمان آورده اند و کسی صدایش در نیامده است و همه برای حفظ کرسی ها و سکه های داخل جیب خود چشمانشان را بر حقیقت بسته اند. این عکس را از کتاب «اشیای تاریخی-فرهنگی حسنلو ، اسکاروایت ماسکارلا، ترجمه صمد علیون و علی صدارئی» آورده ام. در توضیح این اثر گفته اند :«کاسه سنگی کدشمن انلیل (Has64-656)؛ قطر 7.8 سانتی متر . موزه ایران باستان» . کتیبه موجود بر روی این ظرف مربوط به یک شاه ایلامی است و عنوان می کنند هدیه ای بوده است به فرمانروای حسنلو! 

آن هایی که قضیه این کتیبه ها را در باب بیستون خوانده اند با خنده به این کتیبه نگاه می کنند . گرچه در اصالت این ظرف پیدا شده در حسنلو شکی نیست ولی این کتیبه جعل جدید است و اگر به تصویر آن نگاه کنید خواهید دید که دقیقا برنامه مسخره جام جعلی کتیبه دار خشایارشا (که بر روی آن نوشته شده است : «خشایار شا می گوید: این جام من است!!!») را در اینجا نیز پیاده کرده اند.




 حتی افراد منتقدی چون ماسکارلا نیز متوجه این جعل نشده است! آری این فلاکتی است که تاریخ نویسی سراسر جعل یهود درجهان اجرا نموده و افرادی که در داخل این داده ها را دریافت کرده اند حتی ذره ای در گفته های اساتید خارجی شان شکی نکرده اند که مبادا آن‏ ها را به تمسخر گرفته باشند.




تصویر رنگی این قدح مسئله مطرح شده را به خوبی نمایش می دهد و جای اما و اگری را باقی نمی گذارد. چنانچه می بینید سطح ظرف قرمز فام است ولی شیار های موجود حاصل از کتیبه سفید و تازه تراش می باشد. این عکس مربوط به صفحه 88 کتاب کاوش در حسنو از قلم رابرت هنری دایسون، ترجمه علی صدرایی و صمد علیون می باشد.