«در حقیقت کلیسا دو هزار سال پس از تولد مسیح و 1600 سال پس از غلبه بر هلنیسم، هنوز هم نتوانسته است مومنین و مریدان اش را به عبادتگاه هایی به شکوه و شایستگی معابد آیینی هلنیسم، مانند معبد آرتمیس و آتنه و زئوس دعوت کند و آن چه را هم اینک به آن می نازد، همانند مجموعه واتیکان، جز کپی برداری بی جلایی از ابنیه رومن نیست که در پانصد سال اخیر، این جا و آن جا، با مدد هلنیست های بازگشته به رم علم کرده است. هنگامی که به مساجد اسلامی، در مصر و شمال آفریقا و دمشق و یمن می نگریم، بی تعارف اعتراف می کنیم که مسلمانان از دوران نخستین، برای ستایش و عبادت خداوند، مجموعه هایی ساخته اند که حتی رگه ای تقلید از معماری هلنی و ابنیه ی یونانی و رومن در آن دیده نمی شود، هرچند در اطراف آن ها الگوهای فراوانی از عالی ترین نمونه های آن گونه معماری برای تقلید پراکنده بود. به بیان دیگر کلیسا نه فقط روند ممتاز تمدنی را متوقف کرد که در آستانه تولد مسیح به عالی ترین مراحل و تظاهرات رشد خود قدم گذارده بود، بل شگرد کشیشان در مقابله با اسلام، یعنی گرویدن به تثلیث، موجب ظهور انکسار و تفرقه و بی باری در تمدن عیسویان شد، سران واتیکان را از شدت ناتوانی های همه جانبه سرانجام در برابر یهودیان و هلنیست ها وادار به تسلیم کرد تا برای تضعیف توطئه گرانه دین اسلام و جوامع مسلمان، اتحادی را پایه گذارند که در ۵ قرن اخیر، تمدن و فرهنگ و تاریخ جهان را در گندابه ای از جعل و دروغ برای رنگ و رو دادن به تمنیات ضد اسلامی خویش فرو برده اند. مورخ کوشیده است تا با عبور و تامل در بنیان مطالب و بررسی بقایا و دست مایه ها، نشان دهد که مثلا کلیسای ایا صوفیه و مسجد سلطان احمد در اسلامبول، در حالی که پیشینه و دنباله ندارند، درست همانند پل ها و مساجد و بناهای اشرافی در اصفهان و مقابر و کاخ های اسلامی هندوستان و تحول ناگهانی در مجسمه سازی و نقاشی و معماری در اروپای مسیحی، به خصوص که در زمان واحدی روی می دهند، هیچ یک پیوند منطقی با روند سالم تاریخ ندارند، و همگی تاول های بد نمایی را تداعی می کنند که به سبب یک بیماری ناشناس، از زمان معینی، بر پوسته ی تاریخ ظهور کرده است.» ( ایران شناسی بدون دروغ 202، مقدماتی بر نتیجه 10، درباره ی جنگ های صلیبی1 - wwww.narina.ir )
مجموعه عکس هایی را که در فایل فشرده می بینید، مربوط به آثاری است که به طور اتفاقی در اثر حفاری برای ساختن مجتمع فرهنگی، در محوطه مقبره شهریار از دل خاک بیرون آمده است، ولی مسئولین فرهنگی بی اعتنا به ماهیت این آثار مشغول ساخت و ساز های خود می باشند.
عکس های موجود به وضوح نشان می دهد، آن مکان به هیچ وجه نمی تواند گورستانی قدیمی باشد.
اکنون در قسمت ورودی و اطراف بقعه و نماد مقبره الشعرا شاهد ساخت مجموعه ای هستیم که بی هیپ پیشینه ای قرار است به سردابه ای کهن تبدیل شود. این پروژه هنوز مراحل
اولیه خود را طی می کند و دقیقا نمی توان پیشبین نمود که قرار است چه سازه ای بر روی آن سوار کنند. شاید ساخت و سازها به همین جزئیات محدود شود و شاید گسترش یابد.