کنکاش در تاریخ

کنکاش در تاریخ

بیان نظرات جدید درباره تاریخ آذربایجان ، ایران و جهان
کنکاش در تاریخ

کنکاش در تاریخ

بیان نظرات جدید درباره تاریخ آذربایجان ، ایران و جهان

تجمع روشنفکران در سایت قیرمیز





این جزو اولین سخنانی است که در سایت قیرمیز و در مقابل ادعاهای بنده انجام می گرفت:



حضرات اینک و بعد از آنکه نتوانستند در مقابل یادداشت های مکرر و رسوا کننده بنده درباره جعلیات تاریخ آذربایجان جوابیه قانع کننده ای  ارائه دهند، فرماسیون سکوت را برگزیده اند. در زیر چند لینک جنجالی را مشاهده می کنید که گفتگوهای جلبی در آن صورت گرفته است که به بررسی بنیان اندیشی می پردازد.


جوابیه طیف روشنفکر آذربایجان در برابر پورپیرار

قتل عام پوریم

توهم درباره گوک تورک های خیالی

اوج بلاهت!

اگر بخواهم فاز دیگری از درماندگی کلیسا و کنیسه برای دوستداران بنیان اندیش، نشان دهم، کافی است به نمونه بسیار کوچکی از شیادی گردانندگان وبلاگ یوردوموز در جعل نظرات بازدید کنندگان اشاره کنم.


به تاریخ ۱۳۹۱/۰۴/۱۹ بنده موفق شدم یادداشتی انتقادی درباره مزخرفات وبلاگ نام برده ارسال نمایم. شب همان روز به آن وبلاگ سر زدم  تا جواب مدیریت وبلاگ در باره نوشته خود را دنبال کنم که با چنین مسئله ای روبرو شدم:



اما متن کامنت  بنده چیز دیگری بود.



با سلام

 

ضمن تبریک و تهنیت خدمت شما به حظور انورتان عارضم که به امام زاده جلیل القدری تکیه زده اید که از الطافش زبان قاصر به تعریف است و دل نافذ به تقدیر و از بیانات و نکات علمی بی مثالتان دست در دهان مانده ایم .

 

در مورد یادداشت آخرتان باید به صورت خلاصه به چند نکته کوتاه اشاره کنم :

 

1- در ایران کسی را نمی شناسم که بتواند نقدی علمی حتی برای یک پاراگراف سخنان و تز های تاریخی او بنویسد .

2- اینکه جوانان زیادی گرد او جمع شده اند شاید فقط به این دلیل است که می بینند چیزی برای از دست دادن ندارند (شاید ما شاه عباس و بابک و تومروس آنا - یا عده ای کوروش و داریوش و اردشیر بابکان و انوشیروان عادل نداریم ) ولی شما فرهنگ غنی و با شکوهی دارید ! .

3- افرادی چون صدیق وجود آن را ندارند که خود قلم را برای تنقید بگردانند اشخاصی ملعبه ای شبیه به شما را برای عروسک گردانی برگزیده اند .

4- تنها شعبه ای از حرکت ملی آذربایجان که حق تساوی خواهی برای همه ملل تحت ستم ایران را دارد امروز به قدری کم رنگ شده که شعار بی مفهوم و پوشالی تجزیه جای آن را گرفته است .

6- ترا به خدا برای لحظه ای اگر منطق دارید بیندیشید .

7- اگر اسناد ارائه شده ای در به زیر کشیدن پورپیرار دارید ارائه کنید و الله با گوش و چشم دل و جان پذیرای حقیقت هستیم .

 

در انتها اگر مجالی پیش آمد به وبالاگ بنده سر بزنید و اگر امکان داشت مقاله " نقشه دارالسلطنه تبریز " را بخوانید و نظر خود را برای بنده بیان کنید.

 

قانیم فارسلاشدی بیر آزدا آنا دیلینده سیزه یازیم .

عزیز قارداشیم دوکتور صدیق له ایکی ایل بوندان اونجه تصادوفی شکیلده اوز به اوز اولدوم بیر نئچه سورقو سوروشاندان سورا گوردوم کی بو دا ایچی بوشدی . دوکتور صدیقه تای چوخلارینان دانیشگاهدا و ائشیکده تانیش اولموشام . بولار بیزیم گئله جکیمیزه هئچ بیر پروگرم لری یوخدی . اوزوزی بونلار اوچون آبیری دان سالمیین .

صدیقین یازدیخلارینین چوخی اوز ایشلری دئییل و اورولوخ کولتور اثر لریدی .

یاشاسین آیدین فیکیر آذربایجان خالقی.

 

Aydın Təbrizli

91.04.19


کافی است مقایسه کنید که وضعیت به چه قراری است! و برای اینکه خوانندگان بعدی با شخصیت نویسنده نظر آگاه نشوند متن بنده را دستکار کرده و حتی آدرس ایمیل و وبلاگ بنده را نیز اضافه نکرده اند چون کذب سخنانشان روشن می شد.

ای مردم فهیم آذربایجان آیا دوست دارید افراد معلوم الحالی نظیر صدیق و دوستارانشان رهبران فرهنگی شما باشند؟ این مشت نمونه خروار جعلیات ایشان است که با دستکاری کامنتی سعی در تبدیل محتوای آن داشته اند.

سیاست سرزمین ویران





با نگاهی عمیق به وضعیت پیشرفت اقتصادی و فرهنگی در استان های غیر فارس زبان حاشیه کشور و مقایسه همین وضعیت با شرایط مناطق فارس زبان مرکزی و بررسی شرایط جغرافیایی و ذخایر طبیعی و معدنی مناطق غیر فارس زبان  این سوال در ذهن ایجاد می شود " چرا پیشرفتی در وضع عمومی مناطق غیر فارس نشین مشاهده نمی شود ؟ "  

شاید سال ها پیش که مسائل بنیان اندیشی به قوت کنونی نبود مسائل دیگری برای این موضوع مطرح می شد، مثلا عامل این شرایط شوونیسم فارس می باشد. اکنون بر ما مسلم شده است که تمامی این عقب ماندگی ها از طرف آنوسی هایی (یهودیان مخفی) مدیریت می شود که اکنون با زبان یدیش فارسی تکلم می کنند . این سیستم قصد به زیر کشیدن همه دارایی هایی را دارد که ساکنان این سرزمین،  شامل تمامی ملل تحت ستم غیر فارس دارا می باشند.

ما شاهد آن هستیم که هزینه های میلیاردی برای رونق کویر صرف می شود در حالی که سرزمین های آباد و حاصل خیز ملل غیر فارس در حال تبدیل شدن به کویر می باشند. کارون و دریاچه ارومیه که حیات انسانی خوزستان و آذربایجان به آن تنیده شده است با سیاست کثیفی خشک می شود جنگل های شمالی کشور در حال نابودی هستند  و در مقابل آب خزر به کویر سمنان منتقل می شود . مردم غیر فارس ایران چگونه باید صدای حق خواهی خود را به گوش حکومت مرکزی و مردم دنیا برسانند ؟ این ملل در طول تاریخ چه گناهی را مرتکب شده اند که باید سرزمین خود را به دلیل ویرانی های طبیعی حاصل از سو مدیریت و برنامه ریزی های خرابکارانه سازمان های مخفی ترک کنند و برای ارتزاق به مناطق مرکزی کوچ اجباری کنند؟ چرا مردم این مناطق به دلیل فارس نبودن باید مورد تحقیر قرار گیرند و غیر متمدن نمایش داده شوند؟

اکنون می دانیم که تمامی این اقدامات برای ایجاد یک سرزمین ویران (نظیر آنچه در فلسطین و قره باغ از طرف بنی اسرائیل یهودی و  ارمنی های نصرانی) اجرا می شود.

یک راه برای مقابله با این تهدید، اتحاد ملل تحت ستم ایران بر علیه آنچه شوونیسم یا دیکتاتوری فارس می نامیم هست. عواملی مانع  این اتحاد می شوند که از طرف قومگرایان بسیار ترویج داده می شود و آن چیزی نیست جز اختلافات تاریخی و منطقه ای پیشین! بنابه آنچه از تحقیقات و مباحث بنیان اندیشی برایم اثبات شده است، هیچ کدام از ملل ایران نمی توانند ادعای حضور بیش از 300 ساله نسبت به این سرزمین داشته باشند. چون پوریم یهود هستی و هویت منطقه را در 2500 سال پیش به کلی نابود کرد و همه ساکنین کنونی در اقلیم های مختلف منطقه مهاجرین چند سده اخیر هستند.  پس هیچ یک از ما هیچ خصومتی با هیچ پیشینه تاریخی نسبت به هم نداریم و نمی توانیم داشته باشیم.  باید این مسئله را درک کنیم که بمب های پنج تنی ناتو در عراق و افغانستان فرقی بین کرد و عرب و ترکمن و شیعه و سنی نمی دید و تاثیر یکسانی داشت. در نتیجه باید دشمن خود را خوب بشناسیم و انرژی مفید خود را صرف زد و خوردهای بی نتیجه نکنیم. این همان برنامه ای است که برای آینده این سرزمین طراحی کرده اند. آینده همین فرداست ... نه آینده همین لحظه است اگر درک کنیم و فرصت را از دست ندهیم .

اکنون که می دانیم اجداد ما با مهاجرت اجباری و مدیریت کلیسا و کنیسه در این سرزمین ساکن شده اند، هم دیگر را  به نسل کشی و نابود کننده بود تمدن آن دیگری متهم نکنیم.

در دنیا دو گناه کار اصلی وجود دارد که متهم اصلی در تاریخ هستند و آن گناه کاران سیستم مدیریت کنیسه ای و کلیسایی است. به طوری که در دنیای کنونی می توان گفت جنبنده ای از وجود آنها در آسایش بنوده و نیست  و بخشی از اهداف توطئه آنها محسوب می شود.

برای دارایی هایی که نداریم نباید خود را سرزنش کنیم . بزرگترین دارایی مان همان دین و اعتقاداتی است که ما را ملزم می کند تا به سوی حقیقت حرکت کنیم. بیاید نشان دهیم که ملت با شعوری هستیم و اسیر دسیسه های شوم کنیسه و کلیسا نمی شویم. بیایید اگر واقعا خود را مسلمان می دانیم خود را با اسلام خالص کنیم.

اگر اکنون از داشتن حداقل حقوق مدنی خود یعنی تحصیل به زبان مادری خود محروم هستیم ادامه همین سیاست کثیفی است که یهود با نقاب فارس در منطقه اجرا می کند هر چند که تشکیل این زبان ها و ملیت ها و قومیت ها در منطقه با مدیریت یهود صورت گرفته باشد. اکنون همین سیستم به وجود آورده این شرایط اتنیکی، خود مخالفت شرایط کنونی است و هدفی جز ایجاد اغتشاش در این تمام امور ندارد.

مسائل مطرح شده به این معنی نیست که ما هر آنچه را اکنون در دست داریم رها کنیم. فرهنگ ها و زبان های موجود در ایران حتی اگر با مدیریت یهود نیزسازماندهی شده باشند، باید حفظ شوند. ما مسائلی را باید رها کنیم که موجب اختلاف هایی است که یهود سعی در تاریخی جلوه دادن آن ها دارد. مسائلی که نتیجه ای جز برادر کشی در منطقه ندارد. با این وجود باید خواهان اتمام تمامی نابرابری های مدنی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی باشیم. مهمترین برابری باید در تحقق زبان مادری شکل بگیرد تا بستری مساعد در ایجاد شرایط بهتر زمینه های دیگر را فراهم کند.


«این حقیقت است که پس از صد سال اجبار در آموزاندن زبان فارسی، به عنوان زبان ملی، هنوز هم هر کودکی از اقوام ایران، آن گاه که از مدرسه به خانه می رسد، کیف و کتاب و زبانی را که با معلم خود به کار می برد، کنار می گذارد و در هر نقطه، با ده ها زبان دیگر ، که غالبا فارسی نیستند، به زبان مادر خویش می گوید که گرسنه است و مادر نیز با همان زبان ، که در هیچ مدرسه ای کاربرد ندارد ، به فرزند خویش صبر را توصیه می کند !» (دوازده قرن سکوت!، اشکانیان، ناصر پورپیرار، انتشارات کارنگ، ص 30)    


این مسائل باید به طور جدی از طرف مردم فارس و ظاهرا بی طرف، بی گناه و آگاه دنبال شود. در این بین جامعه روشنفکر فارس باید  تکلیف خود را با آنوسی های نفوذی روشن کنند و اعتقادات واقعی و غیر نژاد پرستانه خود را مطرح نمایند تا بتوانیم بین این دو تمایزی پیدا کنیم. چنین اتفاقی تا کنون نیفتاده است و به همین علت، ملت فارس متهم این نابرابری در این سرزمین شده اند. روشن فکران غیر فارس در این زمینه باید از مقابله به مثل هایی نظیر آنچه که امروز از جانب مدیریت فارس می بینیم، یا شناسایی می کنیم، دست بردارند. چون نابودی ایران، نابودی همه ما در این سرزمین خواهد بود.