«در سال 618 لشکر مغول به پشت دروازه های تبریز می رسند، اما تدابیر شایان تقدیر بزرگان شهر تبریز را از حمله مغولان مصون نگه می دارد و مردم تبریز با بذل مال، شهر را از کشتار و ویرانی رها می سازند. البته این اتفاق سه بار تکرار می شود و در هر سه بار مردم متمول تبریز همان تدبیر را به کار می بندند تا این که در سال 638 هجری قمری مغول ها به سراسر آذربایجان مسلط می شوند و تبریز را پایتخت خود قرار می دهند که در زمان غازان خان تبریز شکوه ویژه ای می یابد. شنب غازان با ابهت تاریخی اش چشم ها را خیره می سازد. خواجه رشید الدین فضل الله وزیر اندیشمند ایلخانیان ربع رشیدی را بنیاد می نهد که در زمان خود عظیم ترین مرکز علمی – فرهنگی به شمار می رود و از آن همه مجد و عظمت اینک ویرانه هایی از برج های ربع رشیدی در میان محله ای باقی مانده است.» منبع
این تصویر از شخصی به نام مطراقچی مربوط به رسامی نقشه تبریز می باشد که ظاهرا سیمای تبریز در زمان (1542-1540میلادی) را نمایش می دهد و در یکی از موزه های ترکیه نگهداری می شود. بنای فرضی ربع رشیدی با شماره 1 و شنب غازان با شماره 2 در این تصویر مشخص شده است. همانگونه که می بینید از میانه شهر تبریز رودخانه ای جریان دارد که امروزه مردم شهر به آن میدان چایی می گویند که از منطقه اسپاراخون در دامنه های سهند سرچشمه می گیرد و در حوالی فرودگاه تبریز به آجی چای ملحق می شود و به دریاچه در حال نابودی ارومیه می ریزد. اگر توجه کنید ربع رشیدی و شنب غازان فرظی هر دو در یک سمت میدان چایی قرار دارند! حال این واقعیت را با نقشه های امروزی از این دو محوطه مقایسه کنید.
همانطور که می بینید این دو محوطه بر خلاف رسامی قدیمی در طرفین رودخانه قرار گرفته اند. و این اولین تناقض می باشد!
فاصله تقریبی محوطه موسوم به شنب غازان تا میدان چایی همانگونه که در تصویر زیر مشخص شده حدودا km3.5 می باشد! اگر این فاصله را درست در نظر بگیریم در نتیجه طول حصار تبریز در حدود km9 و عرض آن km5 می شود. یعنی تبریز زمان مغول مساحتی در حدود 45 کیلومتر مربع را در برداشته است! تبریزی که به زمان قاجار مساحتی در حدود بازار بزرگ سرپوشیده کنونی و حاشیه باریک اطراف آن را شامل و مساحت تقریبی آن در حد 6.5 کیلومتر مربع بود و در نقشه بالایی به صورت کادر قرمز شش ضلعی مشخص شده است. (و در یادداشت "نقشه دارالسلطنه تبریز" به آن اشاره کردم.)
از نکات جالب دیگر در این رسامی ظاهرا قدیمی گذر رودخانه ای کوچک از روی میدان چایی و ادامه حرکت آن می باشد !
عکس بالا مربوط به خرابه های محوطه ای می باشد که نام آن را ربع رشیدی گذاشته اند و مانند ابنیه دیگر در حال اضافه کردن جعلیات جدیدی به آن می باشند که نیازی به توضیح نیست و عکس پایینی کاملا گویای مطلب است. همین بیغوله اکنون لقب بزرگترین اولین دانشگاه جهان اسلام را یدک می کشد!
«خرابه های ربع رشیدی باقیمانده عمارات عظیمی است که در زمان ایلخانیان و به همت رشید الدین فضل الله وزیر سلطان محمود در محله ولیانکوی باغمیشه تبریز ساخته شده بود . این بناها به اصطلاح امروزی ، یک شهر علمی و دانشگاهی بوده است. در حال حاضر به غیر از چهار پایه عمارت و پشته های خاک و سنگ چیزی از این عمارت باقی نمانده است و گسترش روزافزون خانه سازی در پیرامون آن بر روند تخریب این نشانه ها نیز می افزاید و اگر به همین منوال ادامه یابد . دیری نخواهد کشید که تمامی خرابه های باقیمانده از ربع رشیدی کلاً از بین برود.» منبع
و این تصویری جدیدی از همان دم خروس است که دیدید. در این جا با توسل به جعل و با نام بازسازی، در حال ساخت یک برج سنگی برای آن هایی هستند که پنبه جهالت را از گوش خود خارج نمی کنند.
آثار مادی قابل دیدار از شنب غازان حتی در حد یک آجر هم وجود ندارد. در مورد بقایای بهتر است متن زیر را بخوانید:
«شنبغازان شکوه داشت، با عظمت بود، کاخهای بلند داشت، ساختمانهای مجللی را در بر گرفته بود، هرروز پذیرای جهانگردان و مسافران بود، شنبغازان مرکز اعمال خیریه بود، انبوه از درخت بود، چشمه بسیار داشت و پرندگان زیبایی که چهچه کنان بر درختان مینشستند و ابهتش را مینگریستند، شنبغازان شاهی را در خود جا داده بود که عدالتمحور بود، بر همه مهربان بود؛ هنوز هم قوانین و دستوراتش را مردم میستایند، شنبغازان مرکز کشور پهناوری بود، لقب قبةالاسلام گرفت، زیباترین بناها داشت، بزگترین و بلندترین گنبد را بر سر برج بزرگی در خود جای داده بود و آن شد آرامگاه آن خان عادل و ملکههایش. آری این بود شنبغازان من اما چه شد؟ دیری نپایید اوضاع عوض شد زلزلهها رخ داد و جنگها در گرفت و این شنبغازان بود که سالهای دراز میدید و میسوخت ، دریغ از فریادی که بر آورد و زمانی نگذشت که همه چیز تمام شد دیگر نه خانی بد و نه شکوهی . مردمان نیز ریختند و آثارش را دست به دست غارت کردند. این است درد محلهی من، این است بغضی که گلوی محلهام را هنوز هم گرفته. خدا را شکر محلهام رو به آبادانی نهاد و خانهها ساختند ولی هنوز هم خاکهای آن عمارات در میان خاکهایش مینالند و خبر از قبر مخفی خانی میدهند که با شوق محله را به عظمت رساند. اما هنوز هم مشهود است عالمان و مجاهدین و شیر زنان و شجاع مردان.» منبع
باید چنین مرثیه سرایانی را به مدد گیرند تا بتواند فقدا وجود چنین بنایی را با ناله ها و نفرین هایی از این دست پر نماید.
ادامه دارد ...
این جزو اولین سخنانی است که در سایت قیرمیز و در مقابل ادعاهای بنده انجام می گرفت:
حضرات اینک و بعد از آنکه نتوانستند در مقابل یادداشت های مکرر و رسوا کننده بنده درباره جعلیات تاریخ آذربایجان جوابیه قانع کننده ای ارائه دهند، فرماسیون سکوت را برگزیده اند. در زیر چند لینک جنجالی را مشاهده می کنید که گفتگوهای جلبی در آن صورت گرفته است که به بررسی بنیان اندیشی می پردازد.
جوابیه طیف روشنفکر آذربایجان در برابر پورپیرار