کنکاش در تاریخ

کنکاش در تاریخ

بیان نظرات جدید درباره تاریخ آذربایجان ، ایران و جهان
کنکاش در تاریخ

کنکاش در تاریخ

بیان نظرات جدید درباره تاریخ آذربایجان ، ایران و جهان

سنگ ها فریاد می زنند!

چندی است که پاسخ نژاد پرستان نسبت به تحقیق و تفحص و یاد آوری دروغ هایی که تاریخ نویسی کنیسه ای و کلیسایی برایمان ارائه داده اند بازخوردی خارج از فحاشی و برخورد های نامناسب دیگر به همراه نداشته است. زمانی بود که معاندین با حقیقت، بعد از انتشار مستند تختگاه هیچکس، از صحنه سازی و زاویه دوربین تصاویر سخن می گفتند به طوری که چند روز پیش شخصی با ادبیاتی نامناسب بنده را دعوت به مناظره نمود و با طرح سوالی ساده مات شد!.


آیا این سنگ قبر نیمه تراش است یا نه؟



برای آن کسانی که نیمه تراش بودن چنین سنگ قبری را نمی توانند درک بکنند قبول مطالب کوهسان بنیان اندیشی کار ناممکنی خواهد بود. در یادداشت قبلی در رابطه با همین موضوع نشان دادم که در نواحی بسیار وسیعی از ایران به دلیل کثرت غیر قابل تصور حضور یهودیان ، ارامنه و گرجی ها، شاهد گورستان ها و بقعه های بزرگان این اقوام و مذاهب هستیم.



در یک سیر از رشته کوه های قفقاز به سمت زاگرس در ایران استل هایی به شکل اسب (در نواحی گرجستان) ، قوچ (در آذربایجان) و شیر و سگ (در زاگرس) را مشاهده کردیم. این استل ها به دلیل قرار گرفتن در مجاورت گورستان ها با نام سنگ قبر معرفی می شوند در حالی که از دلایل و کاربردهای آن بی خبریم و گفته های پیرامون آنها افسانه هایی بیش نیست و نیاز به تحقیقات جدیدی در این زمینه وجود دارد.




در ادامه جستجویمان به گورستانی در روستای پینه شالوار (شاد آباد مشایخ) تبریز رفتیم و سنگ قبر هایی با نمایی از آلات جنسی مردانه و زنانه روبرو شدیم،که شبیه همان را در گورستان خالد نبی گلستان نیز یافته بودیم. این سنگ قبر های نیز روایتی از مهاجرت مردمی صاحب فرهنگ هندی و  آفریقایی است.

بعد استل هایی در نواحی مشکین و اهر آذربایجان را یافتیم که باورهای شمنیستی مهاجرین اسلاو را نمایش می دهد.



حال باید بپرسیم:
مقابر فارسها و تورک های کهن در این سرزمین را کجا باید جستجو کنیم؟!.
آیا همه این اسناد نشان از نبودن حیات بومی بعد از پوریم نیست؟!
آیا نباید قبول کنیم که ساکنین منطقه همگی مهاجرین صده های اخیر هستند؟!

«گورستان سفید چاه، قبرستانی متعلق به دوره تیموریان است که در روستای سفید چاه شهرستان بهشهر و در بخش یانه سر، واقع شده و این اثر در تاریخ 17 اسفند 1381 با شماره ثبت 7845 به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.این قبرستان عجیب سفید چاه در روستای سفیدچاه بهشهر قرار دارد و قدمت آن به بیش از 1200 سال پیش باز‌می‌گردد که نمای گورستان با تخته سنگهای محرابی در صفوف منظم در بدو ورود همانند لشکری عظیم است که به پا ایستاده اند و نظاره گر هستند (مهر)«. 






می بینید ما را چگونه به هیچ انگاشته اند؟! قدمت این گورستان را به دوره تیموریان منتسب می کنند و تاریخ آن را 1200 سال قبل معرفی می نمایند؟!؟! تاریخی که در آن به دلیل پوریم در ایران هیچ بومی حضور نداشت. سنگ قبر های نو تراشی را که هنوز آثار فرسایش طبیعت در آنها  چیزی فراتر از چند دهه را نشان نمی دهد به عنوان اسناد باستانی معرفی می کنند.

وقتی زنان و دخترانی را می بینم که نسبت به این جعلیات بی تفاوت نمی مانند و حتی به قیمت شنیدن بدترین نوع برخوردها، اعتراض می کنند و مخالفت خود با ساخت چنین جعلیاتی را به زبان می آورند به یاد آن جمله بسیار زیبای جناب پورپیرار می افتم:
«اگر آن شهرستانی دورافتاده وظیفه فرهنگی خود را نیک دریافته و به جای آورده است، پس روشنفکری و مسئولان فرهنگی کشور غبار پاپوش او نیز محسوب نمی شوند.»

همصدایی!

چندی پیش سخنرانی از دکتر حسن عباسی به در محیط مجازی به سرعت تکثیر شد. مطلب اصلی در سخنرانی این بود:


«شاهان نخستین هخامنشی، یعنی کوروش و داریوش و خشایار صهیونیست بودند!»



سخنرانی حسن عباسی درباره کوروش


سخنرانی حسن عباسی درباره هخامنشیان



شاید برای آنهایی که از مباحث بنیان اندیشی بهره ای نبرده اند و آشنایی با آن ندارند این مطلب نوعی خود زنی برای باستان پرستان به ظاهر اسلامگرا  به حساب می آمد و پان ایرانیست های احمق را وادار به نشان دادن واکنش می نمود ولی باید بگویم که این یک زد و بند زیر میزی است. اکنون که 12 سال از انتشار حقایق تاریخ و فرهنگ جهان، از افق بنیان اندیشی می گذرد، و همه حقیقت طلبان به نیکی میدانند که همه داستان های ساخته شده درباره تاریخ باستان ایران و بل جهان، با مدیریت کنیسه و کلیسا سر هم بندی شده اند و پوریم یهود تمامی پل های ارتباطی گذشته با حال منطقه را از بین برده، هر سخنی در باب کوروش، حتی صهیونیست خواندن این شخص، نوعی تبیلغ اشباحی است که خارج از تورات های خاخام نوشته، به اندازه دیوار شکسته طویله ای، سند ارجاع ندارد. بنابر این این هیاهوهای رسانه ای برای ساخت فیلم های هالیوودی که در آن مثلا به تحقیر سلسله های هخامنشی می پردازند نوعی تاکید بر وجود تاریخی است که بی سر و ته بودن آن هیچ جای اما و اگری ندارد. چنانچه می بینید می خواهند جرم نابود سازی تمدن های شرق میانه را که عاملین اصلی آن یهودیان بوده اند، به نام گروه کوچک و حقیری چون صهیونست های اسرائیل بیندازند، تا اگر زمانی دادگاهی برای محاکمه دشمنان سعادت بشری تشکیل شد، یهودیان نجس خطاب شده از طرف خداوند در قرآن تبرئه شوند. به طوری که همین صدای مدیریت شده را از زبان رئیس جمهور غاصبان خونخوار اسرائیل می شنویم که همصدا با عباسی می گوید:



«کوروش از یهودیان ایران نیز خواست که به ارض اسرائیل مهاجرت کنند، پس او "اولین صهیونیست جهان" بود.» جهان نیوز


چنانچه درتصویر زیر که از صفحه 385 کتاب استر می آورم شاید برای عده ای ژرف اندیش پیشینه این دسیسه ها به روشنی نمایان شود.




«ما حساب جامعه یهود را از حساب صهیونیست ها جدا می کنیم!!!»

آیا جای متفکرانی چون شهید مطهری خالی نیست که جواب این یاوه گویی های ضد اسلامی و ضد قرآنی را بدهد؟. آیا حضرات در طول عمر خود قرآن را به دست گرفته اند و آیات 28-32 سوره توبه را نخوانده اند که خداوند یهودیان و نصارا را نجس خطاب کرده است و مسلمین را امر به تحت فشار قرار دادن دشمنان همیشگی خود دانسته؟.

ما حساب یهودیان جهان را از حساب یهودیان جهان جدا نمی دانیم و بر طبق آیات الهی در قرآن آنها را دشمنان اصلی فرهنگ و تمدن بشری می شماریم.

سلماس

در یادداشت های قبلی به زمان متاخر سنگ بنای شهر های آذربایجان پرداختم. و نشان دادم که تبریز به عنوان مرکز ایالت آذربایجان شهری است با قدمتی کمتر از 150 سال. نشان دادم که تمامی ادعاهای تاریخی با محوریت منطقه و شهر های مذکور همگی دروغ محض می باشد. اکنون به اشاره ای کوتاه و سنگ تمام در باره شهر سلماس بسنده می کنم. به جای دوری شما را نمی فرستم. دانش نامه دورغ پراکنی ویکی پدیا را برگزیده ام که هنگام جستجوی هر مطلبی، موتور های جستجوگر ابتدا این سایت را معرفی می کنند:

«در سال ۱۳۰۹ خورشیدی، زمین لرزه‌ای این شهر را با خاک یکسان کرد. در پی این زمین لرزه، شهر جدید سلماس با توجه به اصول شهرسازی مدرن و با طرح شطرنجی در چندکیلومتری شمال ویرانه‌های دیلمان ساخته شده‌است.


سلماس علاوه بر پیشینه تاریخی چندین هزارساله!!! خود یکی از شهرهای مهم آذربایجان در تاریخ تحولات سیاسی ایران بوده‌است. بخصوص در دوران نهضت مشروطه شهیدانی همچون «حیدرخان عمواوغلی» اولّین مهندس برق ایران و «سعید سلماسی» را در خود پرورده و تقدیم جنبش مشروطیت نموده‌است.

»(ویکی پدیا)


می دانم که می خواهید به اصل مطلب بپردازم. شما را به دیدن تصاویر هوایی از شهر سلماس دعوت می کنم.






می بینید وضعیت این شهر به چه صورتی است؟. همه خیابان ها اتو شده و صاف و بدون چروک و خمیدگی می باشند وهمه تقاطعات با گونیا راسامی شده اند. بنابر این تا حدود 80 سال پیش شهر سازی در ایران در حال اجرا بود و در این شهر سنگ تمام گذاشته اند. می گویند طراح این شهر این بار به جای روسها، یک انگلیسی بوده است. حال ببینید درباره پیشینه تاریخی این شهر 80 ساله چه چیز ها که نگفته اند.

از سلماسی های عزیز تقاضا دارم درباره طراح شهر سلماس در این پست مطالبی را قرار دهند.