درباب زبان ترکی و قدمت آن
محرک تکنگاری حاضر در باب زبان ترکی و قدمت آن، مناقشات آن همزبانان ترک است که بیتوجه به کنه مبحث، متعصبانه و خارج از منطق بر اصالت و قدمت زبان ترکی پافشاری می کنند. شاید که ادله پیشنهادی، پایانی بر این مناقشات و آغازی بر شناخت واقعی سرگذشت زبان ترکی و اقوام ترکزبان باشد. یادداشت حاضر به پشتوانه و در امتداد یادداشتهای دورانساز "ایرانشناسی بیدروغ"، از موضوع قدمت زبان ترکی فراتر رفته و به قدمت خانواده زبانهای ترکی میپردازد تا با فراختر گرفتن دایره موضوع، بحث را یکسره و راه فرار را بر اشکال تراشان مسدود کند.
خانواده زبانهای ترکی (Turkic Languages) را زبانهایی التصاقی، تحت قانون هماهنگی اصوات، بدون جنسیت نحوی که از پسوندها بجای حروف اضافه استفاده میکنند دانسته اند. لارس یوهانسون در فصل 3 کتاب "زبانهای ترکی" مشخصههای صوتی، نحوی، صرفی و لکسیکی زبانهای خانواده ترکی را با جزئیات توضیح داده است.
این تعریف، زبانها، لهجهها، شیوهها و گویشهای بسیاری را در گستره جغرافیایی وسیعی از چین تا بلغارستان در بر میگیرد که هر کدام را به نامی و بعضاً بصورت اضافه بر "ترکی" مانند "ترکی ازبکی"، "ترکی اویغوری" و غیره میشناسند.
"در گروه ترکی زبان و لهجه و شیوه های مختلف قرار دارد که مهمترین آن عبارتند از
1– یاقوتها 2– چوواشها 3– قیرقیزها 4– قازاقها 5– ترکان ترکستان شرقی یا اویغورها 6– ازبکها 7– ترکمنها 8– ترکان غازان باشقرد 9– ترکان شمال قفقاز (قوموق، نوقای) 10– ترکان غرب: ترکی ترکیه و آذربایجان، عراق و سوریه 11– ترکان کریمه 12– ترکان بالکان 13– قاقاووزها یا گوک اوغوزها (ترکان مسیحی رومانی) 14– ترکان آلتای 15– ترکان خاکاس – آباقان 16– ترکان سویون یاتووا
در میان زبان و لهجه های مختلف ترکی فقط زبان یاقوت و چوواش با دیگران تفاوت فاحش دارند. بطوریکه قابل فهم برای سایرین نیستند." ("سیری در تاریخ زبان و لهجه های ترکی"، "منشاء زبان ترکی"، جواد هئیت، نشر پیکان، 1365)
نقشه اقوام ترکزبان از ژست گیپرت
علیرغم تفاوتهای بسیار خصوصاً در صرف و لکسیک، اشتراکات مورد اشاره و مجموعهای از لغات بالاخص افعال مشترک، امکان ساختن جملاتی را فراهم میکند که با اندک تفاوت در تلفظ توسط قاطبه متکلمین این زبانها قابل فهم است. لذا اطلاق شاخههای مختلف یک زبان واحد به آنها چندان دور از واقعیت نیست. به عنوان مثال چهار زبان ترکی ترکیه، ترکی آذربایجانی، ترکی ازبکی و ترکی اویغوری چین را که از غرب به شرق، عرض جغرافیای اقوام ترکزبان را پوشش میدهد، برگزیدهام و معادل سه جمله را به هر چهار زبان آوردهام:
فارسی | از کی تا حالا همدیگر را ندیده ایم. |
ترکی ترکیه | نه زامان.دان بری گور.وش.مه.دیک |
آذربایجانی | هاچان.دان بری گور.وش.مه.دیک |
ازبکی | آنچان.دان بری کور.یش.مه.دیک |
اویغوری | خاقان.دین بری کور.یخ.ما.دوک |
فارسی | دستت را باز کن تا این را بدهم. |
ترکی ترکیه | ال.ینی آچ بونو وهر.یم |
آذربایجانی | ال.ینی آچ بونو وئر.یم |
ازبکی | ایلیک.نیگ اوچ بونو بر.امن |
اویغوری | ال.ینگ آچ بونو بر.ایمن |
فارسی | پرنده را میبینم. |
ترکی ترکیه | کوشو گور.وروم |
آذربایجانی | قوشو گور.ورهم |
ازبکی | قوشو کور.امن |
اویغوری | قوشو کور.ایمن |
چنین اشتراکاتی بسیار فراتر از اشتراکات مطرح درباره زبانهای به اصطلاح هند و اروپایی است که حتی یک جمله قابل فهم توسط اکثر متکلمین آن ندارد به هیچ طریقی قابل ساخت نیست. وجود چنین اشتراکاتی جز به این معنا نیست که حاملین و پراکنندگان این زبان از منشاء مشترکی به حرکت در آمدهاند.
با مقدمه فوق به بررسی قدمت زبان ترکی و مشخصات فرهنگی و تمدنی متکلمین آن وارد می شویم که اشتراکات آنها بیشتر در حوزه فرهنگ و زبان است و نه تنها تفاوت در لباس، موسیقی و سنن و رقص بلکه در چهره، سفال و رنگ پوست به حدی است که تصور قومی واحد برخاسته و پراکنده در این جغرافیای وسیع را از ذهن دور میکند. همینجا از پیش بگویم که اگر کسانی مدعی شوند که این تفاوتها حاصل تغییرات در گذر زمان است آنگاه باید پاسخ دهند چگونه زبانی توانسته در مقابل تغییراتی که حتی سفال و رنگ پوست را تغییر داده مقاومت کند. پس نگاه به اقوام ترکزبان به عنوان یک قوم واحد دور از واقعیت است.
"الگوهای فرهنگی میان مردمان ترکزبان در قالب گروههای مستقل بزرگی در هم ادغام شدهاند. عامل یکپارچهسازی که ترکان را به هم پیوند دهد، جز سابقه زبان مشترک وجود ندارد. شکلگیری زبانهای امروزی غالباً در بستر تمدن اسلامی صورت گرفته است ..." ("زبانهای ترکی"، صفحه 1، لارس یوهانسون، انتشارات روتلدج، 1998)
میدانیم که عمر شهرنشینی در میان ترکان طولانی نیست و در همه جا هنوز هم کاملاً یکج انشین نشدهاند. زبانشان کلمات قدیم پایه و متناسب با شهرنشینی مانند شهر، بنا، خیابان، مغازه، بازار و غیره ندارد و در جهان معماری خاص ترکان شناخته نیست.
ترک اویغور
اوزبک ها
قرقیزها
از میراث مکتوب چند کتیبه مانند کولتیگین که نمیتوانند اثری از پدیدآورندگان آن حتی در حد یک دیوار نشان دهند و هیچکس توضیح مناسبی برای رمزگشایی آنها ندارد و وضعیتی وخیمتر از کتیبه بیستون دارند و چند کتاب قدیمی از جمله دیوان اللغات الترک، دیوان خواجه احمد یسوی، کتاب دهده قورقود و قوتادغو بیلیغ، از آنجا که در تاریخ مورد ادعا ماتریال کتابت و ابزار نوشتن مناسب وجود نداشته و نمیتوانند نمونهای از نسخه قدیمی آنها ارائه کنند و بگویند این کتب چگونه حفظ شده، همگی از اعتبار ساقط اند.
لذا هیچکدام از اقوام ترک زبان نمایههای تمدنی از میراث مکتوب معتبر، نشانه شهرنشینی یا مراتب و ساختار اجتماعی متناسب با مدنیت ندارند که بازگوی ارتباطی متقابل باشند. تنها دستاویز مدعیان تمدن ترکان که عرقریزان به دنبال نمایههای تمدنی روان اند و دستخالی می مانند، زبان منعطف و زایای این اقوام است. اما درمورد زبان نیز که این مردمان تقریباً برای هر موضوع عینی لغت مناسبی دارند، از ارائه تنها یک لغت انتزاعی یا لغت قدیم ناظر بر تمدن عاجزند.
برای اثبات این موضوع تورات قدیمی ترکی را که قدیمترین متن معتبر ترکی بود کاویدیم و نشان دادیم که ترکی خالی از لغات پایه تمدنی است. متعصبینی که از یافتن لغات پایه و تمدنی در کتب قدیمی از جمله تورات 125 ساله نیز دست خالی برگشتند بی آنکه بتوانند ادعای خود را به دلیل محکمی ثابت کنند مدعی شدند که ترکی لغات اصیل بسیاری دارد که مکتوب قدیم ندارد. اکنون میخواهیم منبعی دیگر از لغات قدیم و اصیل ترکی در اختیارشان قرار دهیم تا بهانه را از چنگ بهانهجویان بیرون کشد و معلوم کند که آیا برابر با ادعایشان کلمهای موید تمدن از آن خواهند یافت یا نه؟
از آنجا که با هیچ امکانی نمیتوان کلمهای را در میان تمام اقوام ترکزبان در شهرها، روستاها و میان عشایر در چنین جغرافیایی رایج کرد پس لغات مشترک میان مردمان ترکزبان را میتوان قدیمترین لغات زبان ترکی دانست که از ابتداء مورد استفاده بودهاند، حتی اگر در هیچ مکتوب قدیمی ثبت نشده باشد. اکنون نگاهی به گنجینه لغات مشترک ترکان بیاندازم.
لغات اولیه مانند پدر، مادر، پسر، دختر، مظاهر طبیعی و نام اعضای بدن به طرز عجیبی در تمام اقوام ترک زبان با یکدیگر برابرند:
فارسی | ترکی ترکیه | ترکی آذربایجانی | ازبکی | اویغوری |
پدر | آتا | آتا | اوتا | آتا |
مادر | آنا/آننه | آنا | اونا | آنا |
فرزند پسر | اوغول | اوغول | اوگیل | اوغول |
فرزند دختر | کیز | قیز | قیز | قیز |
عروس | گلین | گلین | کلین | کلین |
قلب | یورهک | اورهک | یوراک | یورهک |
خون | کان | قان | قون | قان |
سر | باش | باش | بوش | باش |
چشم | گؤز | گؤز | کوز | کؤز |
مژه | کیرپیک | کیپریک | کیپریک | کیرپیک |
گوش | کولاک | قولاق | قولوق | قولاق |
بینی | بورون | بورون | بورون | بورون |
انگشت | پارماک | بارماق | بارموق | بارماق |
شکم | کارین | قارین | قورین | قِرین |
اسب | آت | آت | اوت | آت |
سگ | ایت | ایت | ایت | ایت |
ماهی | بالیک | بالیق | بالیق | بلیق |
خاک | توپراق | تورپاق | توپروق | توپراق |
دریاچه | گؤل | گؤل | کول | کؤل |
درخت | آغاچ | آغاج | یوگوچ | یاهاج |
آسمان/آبی | گؤک | گؤی | کوک | کؤک |
ابر | بولوت | بولود | بولوت | بولوت |
تقریباً هیچ لغت انتزاعی در هیچ یک از شاخههای زبان ترکی وجود ندارد:
فارسی | ترکی ترکیه | ترکی آذربایجانی | ازبکی | اویغوری |
سبب | سبب | سبب | سبب | سبب |
عقل | عاکیل(عقل) | عاغیل(عقل) | عاکل(عقل) | عِکل(عقل) |
هرکس | هرکس | هر کس | هر کیم | هر کیم |
عدالت | عادالت | عدالت | عدالت | عادالت |
منطق | مانطیک | منطیق | منطیک | منطیک |
انصاف | اینصاف | اینصاف | اینصاف | اینصاپ |
اندک لغاتی که ارتفاع تمدنی دارند در میان اقوام ترکزبان مشترک نیستند. از آنجایی که این لغات مکتوب قدیمی ندارند و در بین اقوام نیز مشترک نیستند لذا اعتبار آنها به عنوان لغت قدیم و اصیل ساقط است و تنها صورت اسلنگهای محلی را به خود میگیرد:
فارسی | ترکی ترکیه | ترکی آذربایجانی | ازبکی | اویغوری |
شهر | کنت | شّهّر | شّهّر | شّهِر |
بازار | چارشی | بازار | بازار | بازار |
بنا | یاپی | بینا | بینا | صنعی |
آزاد | سربست | سربست | ارکین | حرّ |
نمیتوان مردمانی را با قومیتهای رنگارنگ که سبقه شهرنشینی طولانی ندارند و جهان با معماری اختصاصی آنها آشنا نیست و زبانشان خالی از لغات انتزاعی است، لغات قدیم یا مشترکشان ارتفاع تمدنی ندارد، قومی واحد و کهن و صاحب چنان مراتب اجتماعی دانست که قادر به ساماندهی حملات گسترده به جهان و فرمانروایی بر یک امپراطوری پهناور دانست. پس باید به دنبال توضیحی منطقی برای چنین تابلوی تاریخی بگردیم
کلید ورود به این تابلو، توجه به تنوع قومی ترکزبانان، مطالعه لغات مشترک و توجه به این نکته است که تفاوت مثلاً ترکی آذربایجانی و قشقایی که میگویند در گذشتهای نزدیک از هم جدا شدهاند در همان حد اختلاف ترکی آذربایجانی با ترکمنی یا ازبکی است که میگویند در گذشته بسیار دورتری از هم جدا شدهاند. این تابلو بیش از یک توضیح منطقی ندارد و آن اینکه در گذشتهای نه چندان دور حاملان زبان آن را در میان اقوامی گوناگون و کم جمعیت پراکندهاند و سپس آنها را به مناطق خالی از سکنه کوچاندهاند لذا دوردستترین ساکنان این مناطق نیز به همان زبان سخن میگویند.
همینجا به نکتهای دیگر در باب زبان ترکی اشاره کنیم که میتواند موضوع یک تکنگاری مستقل باشد. یکسانی زبان میان دهات بسیار دور از هم و بیارتباط با یکدیگر و حتی بیارتباط با مراکز شهری ترکان در ایران و در مقابل افول کاربری زبان فارسی با دور شدن از مراکز شهرهای بزرگ چون تهران و اصفهان، بوضوح بیان میکند که رواج زبان ترکی در ایران از طریق کوچاندن قومی با زبان مشترک به منطقه خالی از سکنه بوده در حالی که رواج زبان فارسی از طریق تزریق در مراکز شهری و با قدرت دولتی بوده است لذا آنجا که برد نفوذ دولت به انتها میرسد زبان فارسی نیز افول میکند.
جناب انجا که آورده اید منطق، سبب،عقل، عدالت، انصاف وگفته اید فارسی است اینها که همه عربیه!
شما بسیار با حوصله هستید
از آشنایی با شما خوشبختم
واقعا انرژی و وقت بسیار صرف کرده اید و مردم مناطق اینک تورک نشین و حتی فارس و کورد به خاطر زحمات شما مدیون شما هستند
من هیچ کاری نکرده ام.
سلام به حضور دوستان
من مطالب فوق را خواندم جا دارد اینجا عرض کنم چرا ما ترکها وقتی مطالب سایر نقاط ایران را از طریق سایت بنیان اندیشی میخوانیم همه را قبول مکنیم ولی وقتی نوبت به خود ما میرسد با انواع و اقسام بهانه جویی و ترشرویی مواجه هستیم . چرا ما فکر میکنیم زبانمان سومین زبان دنیاست؟چرا ما نبود انسان در سه سده اخیر در منطقه را قبول نداریم در حالیکه استاد اسنادی ارایه کرده اند که تاکنون کسی نتوانسته ردیه بر ان بنویسد؟اگر کسی مدعی است که مرحوم پورپیرار یهودی است ویا بیسواد ویا نوشته هایش ارزش علمی ندارند بسم الله این گوی و این میدان. و نکته اخر اینکه این زبان به اصطلاح سوم دنیا چرا قادر به نوشتن یک نسخه دارو به بیمار نیست و یا توانایی محاسبات فیزیکی شیمی و ریاضی را ندارد؟بیایید تعصبات بیجا را کنار بگذاریم و بر اساس علم و منطق بخوانیم و بنویسیم. ساغ اولون
استاد خودشان اعتراف کرده اند که از خانواده ای در اصل یهودی به دنیا آمده اند. اما اشاره دارند که پدرشان ایشان را به خواندن قرآن و ... از اساس دین اسلام دعوت می کرد.
سبب : اوچورجا
عقل : بیین , بیلگه لیک
هر کس : هر کیم
عدالت : بیرلشجه
منطق : دوز دوشونجه
انصاف : یارملیک
کلمه های عربی کلا توسط جابجایی بر روی باب کلمات میباشد و فقط سه کلمله ریشه را بیابیم میتوانیم از آن با تغییر باب معنی آن را عوض کنیم و کلمات مشابه آن را بسازیم
ولی در ترکی باید به آن پسوند اضافه کنیم تا کلمات دیگری بسازیم
مثلا گوز ینی چشم
گوزلمک ینی مراقب بودن
چون عربی زمانی زبان اصلی قرآن نامیده شده بود دیگر ترک ها از قواعد زبان خودشان استفاده نکردند و از کلمات عربی که زبان قران می نامیدند استفاده کردند
و اینگونه شده که این کلمات مستقیما از عربی استفاده میشود
و ترکی میتواند 100 درصد اصیل شوند چون بر پایه اضافه کردن پسوند میباشد همانند عربی که با تغییر وزن آن میتوانیم لغات جدید بسازیم بدرود
دوست عزیز ظاهرا اطلاع ندارید که بنده تورک هستم!
بئیین به معنی مغز می باشد نه عقل. حتی اگر به کله پاچه پزی بروید، وقتی تقاضای بئیین می کنید، در کاسه مخصوص، برای شما عقل نمی آورند!
بقیه معانی مطرح کرده نیز بسیاره خنده آور است.
به نظر می رسد شما همه چیز را قبول ندارید و بر اساس هیچ چیز می گویید این شده و ان نشده
اگر یهود دروغگوست و تاریخ نویسی جعل است اصلا خود کوروش و داریوش هم جعل هستند و استر و مردخای هم جعل هستند. راحت تر است که بپرسم چطور ثابت شده تخت جمشید مربوط به هخامنشیان است؟!
چطور ثابت شده بابل وجود داشته؟
پورپیرار که می گوید عیلام روستایی کوچک بوده و آشور هرگز وجود ندارد؟!!!
پس پوریم بر سر که آمده؟
از طرفی مثلا شهر سوخته نشانه هایی از تمدن جدیدتر هم دارد.
یعنی مردمان شهر سوخته پس از آتش گرفتن شهر در کنار آن شهری جدید احداث کرده اند.
یا پورپیرار مرمت های تخت جمشید را کلنگ کاری 2500 سال پیش می داند در حالی که مرمت گران آنها را تراشیده اند و این اتفاق غریب و ناشناسی نیست!! حتی جهت حفظ اصالت بنا تراش سنگ ها را جوری زده اند که هر بیننده ای می فهمد کدام قسمت ها مرمت شده و اصلا تمام تصاویری که پورپیرار از آن به عنوان سند یاد می کند نیز خود همین غربی ها گرفته اند.
اما در باب صفویه و قاجار که دیگر خنده دار تر از حرف پورپیرار نشنیده ایم!
احتمالا فردا آلمان نازی را هم منکر شده و می گوید هرگز هیتلری وجود نداشته!!!!
پورپیرار برای رد کتیبه های تورکی باید سند معرفی کند نه داستان پردازی!
برای رد تاریخ موجود نیاز به بیشتر از این حرف ها هست.
برای شما شاید جالب باشد که بدانید اسلاو نامیدن تورک بدون سند مثل همان کاری است که پهلوی ها برای نابودی تاریخ و تمدن تورک انجام دادند.
پورپیرار و امثال شما نیز در ادامه کارهای پهلوی اقدام می کنید.
اما خورشید را نمی توان انکار کرد.
«اگر یهود دروغگوست و تاریخ نویسی جعل است اصلا خود کوروش و داریوش هم جعل هستند و استر و مردخای هم جعل هستند. راحت تر است که بپرسم چطور ثابت شده تخت جمشید مربوط به هخامنشیان است؟!»
ظاهرا مستند ابطال شناسنامه را ندیده اید؟ در ضمن حضرات مدعی هستند که هخامنشیان مرکزیتی به نام تخت جمشید داشتند و اگر شما این بنا را مربوط به آنها نمی دانید پس باید دوباره از خود بپرسید مرکزیت حکومت آنها کجاست و اگر مرکزیتی ندارند پس بر باد رفته اند!.
«پورپیرار که می گوید عیلام روستایی کوچک بوده و آشور هرگز وجود ندارد؟!!!
پس پوریم بر سر که آمده؟»
این مسخره بازی را شما مطرح می کنید. کتاب ها را کامل بخوانید تا متوجه شوید ایلام و آشور نام های توراتی هستند نه مستند و واقعی.
«از طرفی مثلا شهر سوخته نشانه هایی از تمدن جدیدتر هم دارد.
یعنی مردمان شهر سوخته پس از آتش گرفتن شهر در کنار آن شهری جدید احداث کرده اند.»
شهر سوخته ظاهرا محوطه یونانی است. در ضمن آثار حضور بعدی آنها را در کجا جستجو کنیم؟
«حتی جهت حفظ اصالت بنا تراش سنگ ها را جوری زده اند که هر بیننده ای می فهمد کدام قسمت ها مرمت شده و اصلا تمام تصاویری که پورپیرار از آن به عنوان سند یاد می کند نیز خود همین غربی ها گرفته اند.»
ای کاش به جای این کار ها یک اتاق تمام شده و مورد بهره برداری قرار گرفته را در آن محوطه نشان می دادند.
«اما در باب صفویه و قاجار که دیگر خنده دار تر از حرف پورپیرار نشنیده ایم!»
وقتی مهمترین اسناد قاجار که عکس ها و فیلم های حضور آنهاست، جعلی می باشد و مثلا 8 ناصر الدین شاه مختلف داریم، پس این قاجاریه را بر اساس کدامین اسناد شناسایی کنیم؟
«پورپیرار برای رد کتیبه های تورکی باید سند معرفی کند نه داستان پردازی!
برای رد تاریخ موجود نیاز به بیشتر از این حرف ها هست.»
بنی اسرائیل برای ایمان آوردن به خدا طلب رویت او را کرد. شما اگر اهل حقیقت بودید با همین مطالب نیز گند کاری های جهانی یهود را در جعل تاریخ می توانستید متوجه شوید.
«برای شما شاید جالب باشد که بدانید اسلاو نامیدن تورک بدون سند مثل همان کاری است که پهلوی ها برای نابودی تاریخ و تمدن تورک انجام دادند.»
بنده خودم یک اسلاو هستم و احتمالا بر اساس تحقیقاتی که از اجدادم کرده ام آنها یهودی بوده اند.
«پورپیرار و امثال شما نیز در ادامه کارهای پهلوی اقدام می کنید.»
امثال این مزخرفات را بارها شنیده ایم. تورک ها نیاز به شنیدن حقیقت دارند نه مخفی کاری. اگر این مسئله از دید شما دشمنی با آذربایجان و تورک هاست مشکلی نیست.
«اما خورشید را نمی توان انکار کرد.»
یقینا، اما زمین شما مرکز جهان نیست.
زبان عربی که بیشترین میزان لغات عبری را دارد!!!
چطور است که نباید عربی را ساخت یهود دانست؟!
تقریبا هیچ لغت صددرصد عربی وجود ندارد!
حتی نژاد عرب و یهود یکی هست.
عرب ها هم که بیابان گرد تر از همه بودن.
پس دلایل شما جز چرند نیست.
عبری زبان دست ساخته یهودیان نجد ایران است. زبانی که حتی برای بیش از نصف حروف خود نام ندارد.شما همان دروغ هایی را تکرار می کنید که کنیسه پایه ریزی کرده است. اساس این دروغ ها حتی در کتاب های ذهتابی نیز آمده است و آشوریان و کلدانیان و بابلیان و اکد و آرامی های و .... را از اقوام سامی معرفی می کند. این سلسله طبقه بندی های توراتی تاریخ مصرف خود را از دست داده زیرا می دانیم طوفان نوح تنها بر قوم خاصی آمده است و همه جهان را به زیر آب نبرده است.
شما چطور می گید لغت انتزاعی در تورکی وجود ندارد؟
اگر معادلی برای بعضی لغات در تورکی امروز وجود ندارد به این معنی نیست که قبلا هم وجود نداشته!
در تمام زبان ها لغات مختلف جابجا می شوند. انگلیسی و فرانسوی و روسی و عربی پر از این لغات هستند.
باید گفت تمام اینها ساخت یهودند؟
کلی لغت از تورکی به فارسی و عربی رفته و حالا تعدادی هم از فارسی و عربی به تورکی آمده باشد. این ایراد نیست.
یقینا اگر معادل لغاتی در یک زبان اگر موجود باشد متکلمین آن از لغات وارداتی استفاده نمی کنند. مردم غالبا لغاتی را از بیگانه به عاریت می گیرند که در زبان خودشان موجود نباشد. از لغات دخیل تورکی در عربی چند نمونه را نام ببر...
در ضمن تورک ها حتی اکنون نیز در اکثر کشور ها دارای جمعیت کلانی از قبایل کوچرو هستند. حتی در مرکز اصلی تورک ها یعنی تورکستان(آسیای میانه) بنابر این نمی توان تورکی را زبان تمدن دانست زیرا هنوز شهر نشینی در بین این مردمان نهادینه نشده است. تورک های موجود در تورک زبانان موجود در تورکیه نیز غالبا مهاجرین شمال دریای سیاه و شرق اروپا هستند.
در ضمن برای نمایش پا برجایی و پیشینه لغات انتزاعی در تورکی ابتدا متنی را بیابید که از گذشته این زبان به یادگار مانده است. با اثبات نوع متریال کاغذ و مرکب و الفبا و ...
هیچ ملتی چنین متونی را در اختیار ندارد جز قرآن و مسلمین.
مشکل شما این است که قراری بر تغییری هر چند کوچک در افکارتان ندارید و من از این بابت متأسفم.(چون خود بنده هم موافق بنیان اندیشی ولی با دیدگاه همه جانبه هستم)
ضمنا مسأله ای دیگر هم برایم آشکار گشت, و آن هم عدم آشنایی کافی جنابعالی با زبانی است که آن را زبان مادری خود و آزربایجانی ها می دانید.
من این سخنان را از فرهنگستان نیاوردم, چون اصلا با چنین فرهنگستانی آشنایی ندارم. از طرف شما از مادرم انتقاد خواهم کرد که چرا این لغات را می داند.
آخر این که این کلمات مشتی از خروارند و قسمت کوچکی از لغات تورکی من باب انتزاعی بودن و ... می باشند.
شما از نظر من اکنون دچار همان مشکلی هستید که روشنفکران را دچار آن می دانید, عدم علاقه و جرأت مواجهه با حقایق.
در همان فکر بمانید. البته سری به کتاب های نویسندگان تورک خود بیندازید. همین صده های اخیر.
بایستی جانب حق را بگیرید, بنظر می رسد بعضی ها در ذهن خود مسأله ای را بعنوان حقیقت قبل از تحقیق می پذیرند و سپس برایش دلیل می تراشند.
اولین اشتباه این مقاله, این است که تفاوتهای مختصر میان رنگ پوست و لباس و ... را چنان بزرگنمایی می کند که انسان به چشمان خود شک می کند. دیگر یکسان بودن البسه تورکان پیش جهانیان اظهرمن الشمس است. جالبتر اینکه چندی پیش عکس زنی اویغور را دیدم که اگر عکس رفرنس نداشت گمان می کردم که زنی در روستای خودمان است. لباس و شلته یکسان با طرح بسیار نزدیک به آزربایجانی, عکس کلیم پشت سر عینا مانند آزربایجانی(و البته سرخپوستی) چهره بسیار مشابه و ...
و اما اشتباه دوم این مقاله, انکار معماری نزد تورکان است, کلمات زیر مختص معماری اند که فارسها و اعراب نیز بعضی از آنها را عینا بکار می برند:
ویغال , پردی , دیرک , تیر, کیرکیز , دووار , دام , یولاغا , دالان , کرپیج , میجه , ساروج , گونبز , دیز , قالا , هره , آخلیم , خانا , اوتاق , پیه , پیلله , دیرسک , اوستون , چپر , دهلیز , سر , تندیره سر , سوواق , قاپی , سارای , قات , باجا , بورج و ...
سومین اشتباه, خالی دانستن تورکی از لغات انتزاعی است.
اؤترگی = تفاوت
اوس = عقل
دویقی = احساس
سزگی = الهام
سونقی = مراقبت
آنلام = معنی
بیلگی = علم
سؤوگی = محبت
باریشیق = مصالحه
ساخلام = محافظت
نیسگیل = حسرت
آجیق = عصبانیت
اردم = فرهنگ
دب = رسم
سانقی = تفکر
سورقی = سوال
یام = پیام
ساو = خبر
قانماق = قانع شدن
دانماق = انکار
و ...
چهارمین اشتباه, خالی دانستن تورکی از لغات تمدنی است.
سوودا = تجارت
سوودایار = تاجر
بازلیق = معامله
بازار = معامله گر (اصطلاحا مکانی که در آنجا معامله اتفاق می افتد)
قاشیق
بشقاب
چنگل
قنوو = جوی آب شهری
تیکیلیش = بنا
گونگ = لوله ی سفالی (مورد استفاده برای هدایت آب)
شانا = شانه
اکین = زراعت
باغ
باغچا
بالیق = شهر
کوی
کوچه
کؤرپی = پل
ائو = خانه
سارای = سرا
آستانا = آستانه
و ...
آخر سخنانم اینکه چون فرضیات این مقاله ناقص و غیرواقعی است. پس نتیجه گیری آن نیز اشتباه است.
این بنیان اندیشی نیست, بلکه بنیان افکنی است !
چندی پیش یکی از اندیشمندانی که دوستش دارید گفت:
تورکو داها شعر و بایاتی دیلی دئییر!!!
یعنی فرهنگستان تورکی فعال تر از فارسی در حال تولید لغاتی است که برای یک مدنیت لازم است. در ضمن اگر مطالبی را که جناب بهربگی به انها اشاره کرده، اگر در دست شما بود، چه ادعاهایی که نمی کردید. اکنون دامنه زبان تورکی را تا مصر و از آنجا تا مریخ هم برده اید. خانم نیکتا هایدن را می شناسید؟!؟!
من مهدی بهربگی را می شناسم، ایشان اصالتا بهربگی هستند.
ولی نمی دانم که چرا و چگونه ممکن است که زبان تورکی قاراداغی با این خلوص و عیار به ایشان ارث نرسیده است تا بتوانند تشخیص دهند که "کس، بازار، آزاد و ..." تورکی اند یا فارسی.
تا بدانند که قواعد زبان تورکی نیازی به واژه ی "سبب" ندارد و این واژه وارد شده بهمراه ادبیات عربی و فارسی به تورکی است.
نقل قول: "یکسانی زبان میان دهات بسیار دور از هم و بیارتباط با یکدیگر و حتی بیارتباط با مراکز شهری ترکان در ایران و در مقابل افول کاربری زبان فارسی با دور شدن از مراکز شهرهای بزرگ چون تهران و اصفهان، بوضوح بیان میکند که رواج زبان ترکی در ایران از طریق کوچاندن قومی با زبان مشترک به منطقه خالی از سکنه بوده در حالی که رواج زبان فارسی از طریق تزریق در مراکز شهری و با قدرت دولتی بوده است لذا آنجا که برد نفوذ دولت به انتها میرسد زبان فارسی نیز افول میکند."
جواب: حال خود کوچانندگان چه کسانی بوده اند؟ کی؟ کجا؟ از کجا می کوچانده اند؟ نظرتان درباره چهره و نژاد چیست؟ فرهنگ چطور است؟ تفاوت لهجه های فاحش بین مثلا بنابی و قره داغی چیست؟ آیا لهجه قشقایی و خلج همان آزربایجانی است؟
همین الان نمی توان یک روستایی را به زور از خانه اش تکان داد، در اینصورت یا باید او بمیرد یا تو !
نقل قول: "این تابلو بیش از یک توضیح منطقی ندارد و آن اینکه در گذشتهای نه چندان دور حاملان زبان آن را در میان اقوامی گوناگون و کم جمعیت پراکندهاند و سپس آنها را به مناطق خالی از سکنه کوچاندهاند لذا دوردستترین ساکنان این مناطق نیز به همان زبان سخن میگویند."
جواب: در مورد این گفته فقط می توانم بخندم هه هه هه
ولی جالب است، بنیان اندیشی فقط به ترکان حمله ور می شود، در حالی که داشته های متقابل دیگران را اصلا منظور نظر قرار نمی دهد ...
چیزی ندارید که بگویید. فقط خود را سنگ روی یخ می کنید. ما همه چیز را با اسناد بررسی می کنیم. کافی است از تعصب فاصله بگیرید تا متوجه شوید قضیه چیست.