کنکاش در تاریخ

کنکاش در تاریخ

بیان نظرات جدید درباره تاریخ آذربایجان ، ایران و جهان
کنکاش در تاریخ

کنکاش در تاریخ

بیان نظرات جدید درباره تاریخ آذربایجان ، ایران و جهان

بیر ایکی کلمه دوغرو سوز (2)


یکی از دوستان دانشگاهیم می گفت:


«با کردی
(در خوی) درباره دیرینگی و تاریخ و پیشینه کردها بحث می کردیم. من که اطلاعات تاریخی ضعیفی داشتم به او گفتم:

"بیا برویم با برادرم که در اینباره اطلاعات کافی دارد به گفتگو بنشین."

پیش برادرم که رفتیم از او پرسید:

"در تاریخ یک پادشاه کرد به بنده نشان بده، تا گفته هایت را باور کنم."
 

او که کسی را پیدا نکرد به ناچار گفت:

"خان منطقه ماکو"
برادرم گفت : " برو پی کارت، تو هنوز فرق خان را با پادشاه نمی فهمی."»
اکنون که فکر می کنم ، آنها نام هیچ پادشاهی را در تاریخ جعلی خود، ندارند ولی ادعایشان بسیار بزرگ در سر دارند و حال اینکه تورک ها برای کلمه "پادشاه" هیچ معنی و معادلی در زبان خود پیدا نمی کنند!

این یعنی اینکه در حد و اندازه هایی نبوده اند (از لحاظ جمعیت در طول تاریخ) که برای  کلمه "پادشاه" لغتی درست کنند.

حال دوباره چپ چپ نگاه کردن ها شروع می شود. آری بیشتر حضرات روشنفکر و دانشمندتورک در مقابل این سوال که: «معادل تورکی کلمه "پادشاه" چیست؟»، بارها گفتند: «خان»، «خاقان».
آیا به راستی می توان با چنین خیره سرانی به گفتگوی علمی و منطقی پرداخت؟

بیر ایکی کلمه دوغرو سوز (1)


پاییز سال 85 بود.
آذربایجان التهاب مهمی را پشت سر گذاشته و دانشگاه به تازگی باز شده بود. در منزل یکی از دوستان صمیمی ام (که ارادتمند او هستم) بودیم و درباره زبان ترکی و ویژگی های آن حرف می زدیم.
به او گفتم: در مقاله ای خوانده ام ...
 
"بر اساس نظریه ای کلمه تورک به مردم التصاقی زبانی گفته می شده، که از کوچ نشینی دست کشیده و به روستا نشینی و شهر نشینی یا به تعبیر بهتر به یکجا نشینی روی آورده اند، چون ظاهرا کلمه تورک ریشه در مصدر فعل اوتورماق یا دورماق دارد."

او اندکی سکوتی کرد و گفت: "پس با این حساب ما که هنوز تورک نشده ایم."

گفتم : منظورت چیست؟

او که از عشایر حاج علیلوی ورزقان بود گفت:

"ما که هنوز کوچ نشینیم."

در مدت این چند سالی که به وبلاگ نویسی مشغولم، بعضا به گفته او فکر می کنم. در آن منطقه با وجودی که حتی این مباحث در آن زمان مطرح نبود، او حداقل قدرت درکی داشت که در کمتر هویت طلبی یافته ام.

تفاوت را احساس کنید!


«از پرآوازه‌ترین بناهای جهان و آرامگاه زیبا و باشکوهی است که در نزدیکی شهر آگره و در 200 کیلومتری جنوب دهلی نو پایتخت هند واقع شده‌است و یکی از عجایب هفت گانه جدید دنیا به ‌شمار می‌رود. این بنا به دستور شاه جهان، پنجمین امپراتوری گورکانی هند به منظور یادبود همسر ایرانی‌تبارش، بنام ارجمندبانو بیگم مشهور به ممتاز محل که در سال 1631م در سفری جنگی به‌هنگام وضع حمل فوت کرد بنا شده‌ است. خود شاه‌ جهان نیز بعدتر در همان‌جا به خاک سپرده شد.» (دانشنامه آزاد ویکی پدیا)



«این آرامگاه را شاهزاده اعظم شاه پسر اورنگ‌زیب و حاکم اورنگ‌آباد در اواخر سده هفدهم به تقلید از تاج محل برای مادرش ساخت. اما از آنجایی که او به اندازه شاه جهان، سازنده تاج محل آگرا، ثروتمند نبود مجبور شد این آرامگاه را خیلی کوچک‌تر و محقرانه بسازد و نمونه‌ای کوچک از تاج محل اصلی است. از این رو به این بنا به نام «تاج محل فقیر» نیز شهرت دارد. با این وجود این بنا از بهترین آثار هنری دوره گورکانی در اورنگ‌آباد به شمار می‌رود.» (دانشنامه آزاد ویکی پدیا)



کنیسه و کلیسا فرهنگ عمومی بشر را به آن وضعی در آورده است که بنای بسیار حقیر و کم کاری را به عنوان عجایب هفتگانه جهان معرفی می کند تا شاید در پس این نام ها توریست ها را بفریبند و از سیل زائران این حرم های متبرک دست ساخت یونسکو بتوانند سرمایه لازم برای ادامه این دروغ پردازی ها را فراهم کنند.

حال ببینید سازندگان تاریخ برای ما چه قدر آزادانه و بدون ترسی عمل کرده اند که دو بنای از لحاظ فنی تقریبا یکسانی و در فاصله نسبتا نزدیک به هم را ، با نام عجایب هفت گانه جدید جهان و آن دیگری را بنای محقر نامیده اند! آیا نمی دانند صدها بنای مانند تاج محل و مقبره بی بی کا  نیز نمی تواند با قسمت کوچکی از معابد آخشاردام و نظایر آن در هند برابری داشته باشد؟؟؟






ولی چون هدف کار دیگری است باید به اشباح نظیر شاه جهان، مانند داریوش و کوروش بناهایی را نسبت دهند تا از بلا تکلیفی در آیند!