کنکاش در تاریخ

کنکاش در تاریخ

بیان نظرات جدید درباره تاریخ آذربایجان ، ایران و جهان
کنکاش در تاریخ

کنکاش در تاریخ

بیان نظرات جدید درباره تاریخ آذربایجان ، ایران و جهان

اندیشکده مطالعات یهود اندیشکده خوشایند یهود


چند وقت پیش با وبسایت «اندیشکده مطالعات یهود» آشنا شدم. بخش‏های مختلف آن را مشاهده کردم اما نشانی از نو اندیشی در آن نبود. مطالب انعکاس یافته در آن پایگاه، تکرار سخنانی بود که در همه جا یافت می شود. مطالبی  که سراسر در پی تبرئه یهودیان هستند.

مدتی بعد در گروه تلگرامی وبسایت «حق و صبر» از اعضای گروه خواستم، خود را معرفی  کنند تا همدیگر را بهتر بشناسیم. شخصی در گروه خود را ادمین وبسایت «اندیشکده مطالعات یهود» معرفی نمود و لینک وبسایت خود را قرار داد. اطمینان حاصل کردم که ایشان یقیناً پورپیرار را می‏شناسند. بار دیگر به همان وبسایت رفتم و در بخش مربوطه عبارت «ناصر پورپیرار» را جست وجو کردم.

تنها نتیجه جستجو در آن سایت یادداشتی با عنوان «کوروش و آزادی یهود» بود که مطلبی با این توضیحات در آن ثبت شده است:


«اگرچه پورپیرار در این نظریه با جرأت و شهامتی علمی وارد عرصه تحقیق شده و زوایای تاریک بسیاری را روشن کرده است، اما به دلیل نبود نظریه کلان در خصوص اقدامات قوم یهود (که اینک به حزب شیطان تبدیل شده بود) در تحلیل جدی ریشه این همه دشمنی، نمی‌تواند دلیلی ارائه کند، جز جدیّت قوم یهود در استقرار دین الهی خویش و البته استفاده از هر وسیله ممکنی در این راه. او تنها آنان را متهم می‌کند که چرا تاریخ ما را یکسره تغییر داده و ساکنان اصلی این سرزمین را از تاریخ واقعی گذشته خویش بی‌خبر نگه‌ داشته‌اند.» (اندیشکده مطالعات یهود)



متن یادداشت پایگاه «اندیشکده مطالعات یهود» با عنوان «کوروش و آزادی یهود»

با یک یادداشت کوتاه و اعتراضی در همان گروه تلگرامی ایشان را اخراج کردم و اجازه ندادم تا از گروه بنیان اندیشی برای تبلیغ مطالب مسخره یهود پسند خود استفاده ابزاری کند.
دیروز در گروه تلگرامی «فصل نامه بنیان اندیشی» یکی از دوستان لینک مستند «تختگاه هیچ کس2» را قرار داده بود. آدرس لینک مربوط به کانال تلگرامی رسمی «اندیشکده مطالعات یهود» بود.

اسکرین شات از پیج تلگرامی «اندیشکده مطالعات یهود»

مستند «تختگاه هیچ کس2» با اضافه نمودن بخش‏های غیر مربوط به فیلم و حذف گفت وگوهای «ناصرپورپیرار» به عنوان مطرح کننده نظریه نیمه کاره بودن تخت جمشید بر مبنای مجلدات «تأملی در بنیان تاریخ ایران» دوباره سازی شده است. کار یهود پسندانه‏ای که جستجوگران در زمینه مسائل تاریخ را به اهداف منحرفانه‏ای می کشاند.

تیتراژ آغازین مستند تختگاه هیچ کس 2 با مقدمه ای که ماهیت سازندگان آن را مشخص می کند!

از آن روی به این مسئله اشاره می‏ کنم  که مخالفان پورپیرار اکنون توانسته‏ اند برای خود نقطه اشتراکی پیدا کنند. آن نقطه اشتراک، مصادره نتایج تحقیقات «ناصر پورپیرار» و حذف نام او به نفع فعالیت‏ های تبلیغاتی غیر بنیان اندیشانه می‏ باشد. چنین وصلتی را به دوستداران یهود تبریک می‏ گویم و یقیناً یهودیان از این رویکرد بسیار استقبال خواهند نمود و نتایج بسیار مهم دیگری در آینده نزدیک خود را نشان خواهد داد.

حنیف شفاعتی
نظرات 2 + ارسال نظر
منصور شنبه 11 فروردین 1397 ساعت 04:31

سلام آیدین عزیز
تحقیقات و روشنگری های زنده یاد پورپیرار تاثیری شگرف بر ذهن جستجوگران حقیقت انداخت. تاثیری که نه تنها پس از مرگ استاد زایل نشد بلکه هر زمان آشکارتر می شود. همانگونه که برای همه مان آشناست اسم این رویداد بزرگ را بنیان اندیشی می گذاریم. به این معنی که برای تحلیل رویدادهای تاریخی نه تنها به روایات تاریخی استناد نمی کنیم بلکه حتی به سازه های تاریخی هم آویزان نمی شویم. بلکه به بیرون از تاریخ می پریم و از زاویه ای بسیار باز و مسلط به منطق حاکم بر جغرافیا به مسائل نگاه می کنیم. استاد هر چند در این راه گامی اساسی به عقب برداشت و تاریخ را از چندهزار سال قبل به این سو تحلیل کرد و نشان داد که هر آنچه برای ما از 2500 سال پیش به این سو تحت عنوان تاریخ معرفی کرده اند در واقع ضد تاریخ بوده است, ولی خود ایشان در دو نقطه نتوانسته از وابستگی به المان های درون تاریخ رهایی یابد.
استناد به قرآن و استناد به تورات.
این دو کتاب در بهترین حالت یک سند تاریخی به شمار می روند اما گویای هیچ رهنمودی در بیان استراکچر تاریخ نیستند. هر دوی آنها خالی از مستندات علمی و عقلانی هستند. سراسر قصه ها و دستورالعمل های دینی هستند. کافی است از پوستین معتقد به این کتاب ها و حتی معتقد به وجود خدا بیرون بیاییم در آن صورت هیچ جایگاهی برای این دو کتاب جز استناد به آنها برای شناخت جامعه ی انسانی در مقطع بسیار محدودی از تاریخ وجود ندارد.
همانگونه که کسانی توانستند با نوشتن چند کتیبه در چند سال اخیر ذهن انسان ها را در بررسی اساسی فرایندهای روی داده در طول هزاران و میلیون ها سال بر جهان هستی و جانداران و انسان ها به بیراهه بکشانند, با نوشتن این دو کتاب سال هاست که فکر انسان ها را به زنجیر کشیده اند. پورپیرار در جایی گفته است که (نقل به مضمون): گرایش مورخ به مکتب و عقیده ی معینی او را به انسانی شیاد و حیله گر تبدیل می کند.
من چنین نگرشی به استاد ندارم اما استناد مدوام ایشان به دو کتاب قرآن و تورات مانع از این شد که ایشان واقعا بنیان اندیش باشند.
شاید شما کامنت های من را در پای یادداشت های استاد دیده باشید. من آن زمان بشدت محو در تازگی و دیگرگونگی روش و نتایج تحقیقات استاد شده بودم و درخشندگی تفکرات نوین ایشان امکان این را از همه ی ما گرفته بود که باز هم ورای تفکر ایشان بیاندیشیم. من امیدوارم که شما و تمام دوستانی که در این راه زحمت می کشند به این شکل به تحقیقات خود ادامه دهید بطوریکه که وابسته به قرآن و تورات و تفکرات استاد نباشید. وگرنه همیشه در همین مقطع درجا می زنید. پورپیرار چراغ به دست ما داد. چراغ عقل. او نحوه ی درست اندیشیدن و درست نتیجه گرفتن را به ما آموخت. او به ما نگفت حقیقت چیست. او به ما گفت آنچه شما می بینید حقیقت نیست, چون روش شما برای جستجوی حقیقت غلط است.
بنابراین ما باید تنها از روشی که استاد ارائه کردند استفاده کنیم برای رسیدن به حقیقت. غیر از این هرچه کنیم در واقع خود را در جایگاه آقای پورپیرار نشانده ایم و حرف های او را تکرار می کنیم. او عمر خود را وقف اصلاح روش دید شاگردانش کرد. اکنون این شاگردان باید این چراغ را بدست گرفته و حقیقت را کشف کنند.
این که بگوییم این کتیبه جعلی است و آن بنا اصیل نیست و فلان کتاب چرت و پرت است و ... چیز تازه ای نیست. اکنون وقت آن است که بگوییم: واقعیت تخت جمشید چیست؟ واقعیت گورها و چاه های سیراف چیست؟ واقعیت اهرام مصر و ... چیست؟

«من آن زمان بشدت محو در تازگی و دیگرگونگی روش و نتایج تحقیقات استاد شده بودم و درخشندگی تفکرات نوین ایشان امکان این را از همه ی ما گرفته بود که باز هم ورای تفکر ایشان بیاندیشیم.»!!!
شما اکنون نیز با عقل و خرد به بررسی نوشته های پورپیرار نپرداخته اید و محو مسائل دیگری هستید.

رضا پنج‌شنبه 18 آبان 1396 ساعت 10:42

سلام حضور دوستان
یهودیان سعی دارند که که تحقبقات بنیان اندیشی و نام استاد را خاموش نگه دارند وتا حدود زیادی موفق شده اند بنیان اندیشی ان چنان که انتظار میرفت نتوانسته به صورت چشم گیر در سطح جامعه خود را نمایان سازد.و بدین ترتیب هر از چندگاه شاهد ضربه ای بر پیکره ان هستیم .پیشنهادی که این جانب دارد اینکه دوستان ضمن بررسی راههای تسریع در جهت روند گسترش بنیان اندیشی لحاظ کنند. با تشکر

ابتدا باید افراد شخصا وارد عمل شوند و اعلام همکاری نمایند. نباید منکر تاثیرات بنیان اندیشی بر فضای فکری جامعه شد از طرف دیگر نباید فرض کرد که کار تمام شده است. سعی کرده ایم برای مقدمه کار نشریه ای را ساماندهی کنیم. امیدواریم این کار دوام داشته باشد و حداقل بخشی از قلم به دستان را وارد عمل نماید.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد