«در دوران حکمرانی اعراب که به راه های گوناگون اندیشه هایشان را به مردم می قبولاندند پاره ای از آداب و رسوم مثبت آذربایجانی ها را که از زندگی طبیعی شان نشات می گرفت نتوانستند به تمامی تغییر دهند.» (سنگ ها سخن می گویند، راسیم افندی، برگردان، م. آرش، صفحه2)
افندی برای خالی بودن گنجینه اسناد و آثار کهن تمدنی و تجمعی منطقه، بسان نویسندگان ایرانی یهود زده، متوسل به حمله دروغین اعراب و اسلام می شود. اگر از او آثار قبل از اسلام را سوال کنیم، یقینا جز آن سنگ نگاره های جعلی قوبوستان و طرح شماتیک و مسخره رقص یاللی چیزی برای ارائه ندارد.
«منابع معتبری در دست است که اکثر پیکره های ساخته شده پیش از دوران هفتم میلادی است. چون این هنر با فلسفه دین اسلام آن زمان هیچ مناسبتی نداشت، به همین سبب به فرمان حاکمان وقت، به وسیله نایب های شان شکسته و نابود می شدند! (همان کتاب، صفحه 26)
او مجبور است چنین فلسفه ای را ببافد. منابع معتبر او ظاهرا چیزهایی است که قابل رویت نیست.شما با دیدن بخشی از این تصاویر سنگ های تراش خورده به روشنی خواهید فهمید که در جمهوری آذربایجان نیز تیم هایی از یونسکو در حال تاریخ سازی و تولید توهم و حقه بازی هستند. کتاب افندی تا صفحه 54 متن و از آنجا تا صفحه94(آخر کتاب)، آلبوم عکس هایی است که ظاهرا اسناد او به شمار می روند.
سلام. نظرتان در ارتباط با این متن چیست؟
http://www.azariha.org/?lang=fa&muid=53&item=2338
تا زمانی که اصلاحات اساسی در قانون اساسی صورت نگیرد و آن موادی از قانون اساسی که به احقاق حقوق مردم ایران منجر می شود تحقق نیابد بحران های بزرگتری نیز در پیش است. همه این نابسامانی ها از آنجا شروع شده است که مرکز نشین خبری از مرز نشین ندارد. او باید از وحدت ملی حرف بزند زیرا در دوران پهلوی و جمهوری کنونی منافعش به خطر نیفتاده. او کاخ خود را بر روی عقب مادگی های مردم مظلوم حاشیه کشور بنا نهاده. او حق دارد زیاد حرف بزند.
به زودی توسط پان ترکان افراطی به قتل میرسی
آرزوی چندین ساله است.
سلام
این "داش مسجد اسنق" رو دیدید
یک گزارشی تصویری از آن تهیه کنید
در و دیوار مسجد پر از ستاره های شش پره و کتیبه سر در آن " ز هجرت بود هفتصد سی و سه سال" نوشته .
روستای اسنق بخش دوزدوزان - مهربانِ سراب
اطلاع دارم از آن. قبل از پرداختن به آن مسجد ابتدا باید کتیبه های اطراف سراب و ورزقان و اهر بررسی و تبدیل به یادداشت شوند.
با سلام.دوست عزیز وبلاگ بسار مفید و ارزنده ای هست از زحمات شما تقدیر و تشکر می نمایم. من هم مثل شما به تاریخ علاقمندم .بزرگوار من در مورد تاریخچه مذهب زنجان اطلاعاتی میخواستم چنانچه مطالب مورد نظر دار دارید خواهشمند بمن اطلاع دهید تا مطالب مورد نظر را از شما دریافت نمایم
مذهب زنجان چه چیزی است؟
از توضیحات تشکر می کنم
بنده به دنبال مچ گیری نبودم بل که حتی اگر این مقاله یا حتی مقاله های تندتر را از شما فرض کنیم، با توجه به سیال بودن عقاید در این دوره اشکالی برای سایر نوشته ها ایجاد نمی کند.
در یادداشتی قومیت گرایی به هر نحو و حتی به بهانه دفاع در برابر قومیت گرایی دیگران را بازی در زمین دشمن دانستید و این موضوع نزدیکترین به واقعیت بود.
به نظر بنده بنیان اندیشی باید راهی جامع را برای این مساله یعنی محو قومیت گرایی یا پان بودن در نقشه راه خود قرار دهد و بهترین پلن را قرآن کریم برای ما مشخص کرده.
گر چه این روزها شاهد نظراتی از سوی به اصطلاح بنیان اندیشان هستیم که در غالبی نو به تقویت پان عربیسم کمک می کنند و ...
بیش از این ادامه نمی دهم چون شما از بنده بیشتر به این موضوع واقف هستید
هر انسانی می تواند خطا داشته باشد. از اینکه دوستان مسائل را بررسی کرده و ایرادات مورد توجه خود را گوشزد می کنند بسیار سپاسگذارم.
ببخشید جای مناسب رو تشخیص ندادم
این مقاله از شما هست؟
http://millibayraq.blogspot.com/2008/07/blog-post_14.html?m=1
بنده با اسم لاتین فعالیت می کنم. فقط در وبسایت ایران گلوبال فکر می کنم با اسم آیدین تبریزلی فعالیت می کنم. البته مقالاتم در آنجا هرگز تایید نشد! هر گز در عمرم مطلبی نژاد پرستانه بر زبان نیاورده ام. آیدین تبریزلی هر اهل شهر تبریز می تواند باشد که وارد حوزه بنیان اندیشی و بنیان فکری شده است.این عبارت تنها یک تلنگر به آنهایی است که فکر می کنند روشنفکری در آذربایجات تنها مربوط به قوم گرایان است. آیدین در تورکی به معنای روشنایی و شفافیت و حقیقت می باشد.
مردم منطقه بنده همواره راجع به بناهای سنگی که در مسیر کوچ یا اطراف روستاهایشان وجود دارند با توسل به افسانه، وجود این بناها و یا سنگ هایی که کمترین نشانه هایی از کار دست انسان در آن هویدا نیست را توجیه می کنند.
آیا این نمی تواند دلیلی برای نا آشنایی مردم منطقه پوریم با ریشه های تمدنی موجود در منطقه باشد؟
منظور از منطقه من، قره داغ هست.
در اردبیل صخره ای است سنگی که از دور به شکل سر مردی است. به آن قورخود دده می گویند. و یا آن صخره بالای قله سبلان را عقابی می دانند که ظاهرا بعد از مرگ بابک به سنگ تبدیل شده!!!...
همه این توهمات باید ریشه یابی شوند.
http://parsiandej.ir/%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D8%B1%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%87%D8%A7%D9%851/
پست فطرت ها را مشاهده می کنید ؟
آن چه که با چشم می بینند انکار می کنند و تاریخ برایشان جز یک ساعت شماطه دار نیست!
یادداشت زیر را بخوانید :
http://uplod.ir/3611k3bvua53/New_Microsoft_Word_Document.zip.htm
در پیوست اشاره کنم یک بار در وبلاگم (که متاسفانه معلوم نیست از کجا مدیریتش از دستم رفت و هر چه رمز میزنم اشتباه است و موقع بازیابی وبلاگی ثبت نشده !)ردیه ای برای پارسیان دژ درج کردم !جواب واقعا کامل ایشان این بود :
مطالبتان محاوره ای است و مدرک ندارد!!!!
ی مدتی هست اساتید محترم پان تورک و فارس کتیبه های نقطه دا کشف میکنند
