چندی است که دلقکانی بی خرد و فرومایه، از روی لجاجت با حقیقت و دوری از تعقل و بدون توجه به اسناد واقعی در حال ایجاد توهمات دیگری هستند. آن ها با ژست های روشنفکرانه به کوه ها و دره ها می رود و هر نقاشی و شیار طبیعی و غیر طبیعی غیر دست ساز و دست ساز بی اهمیت و جدیدی را به عنوان نشانه های تمدنی و تجمعی کهن، به مردمی یاد آوری می کنند که به دلیل آفات حاصل از تبلیغات معیین و برای اهداف معیینی از جانب کنیسه و کلیسا، اذهانشان پوسیده و مسموم گشته است. بنیان اندیشی همه حضرات مدعی را دعوت به پاسخ گویی و ارائه اسناد و آثاری غیر مجعول می کند که مثلا ادعای وجود صفویه را دارند و آنگاه که هنوز ابنیه منتسب به حضور آن سلسله خیالی را تا دوران رضا خان در حال ساخت و ساز می بینم و آثار تصویری دوره قاجاریه را تا حد دروغین بودن به توپ بسته شدن مجلس یافته ایم، پس باید بدانیم همه دانایی های موجود و در اطراف پراکنده شده ما توسط مزدبگیران یهود و نصارا آلوده به جعل بوده اند.
«سنگ نگاره ها از قدیمی ترین نشانه های تمدن بشری هستند و تاکنون بیش از 21 هزار سنگ نگاره با 40 هزار سال قدمت در منطقه تیمره خمین کشف شده است که کشف این آثار یک سوی اهمیت این سنگ نگاره هاست و سوی دیگر آن نگهداری آثار بی بدیل و جهانی است.
محمد ناصری فرد پژوهشگر سنگ نگاره های تیمره در گفتگو با خبرنگار مهر در اراک، با بیان اینکه کوه های اطراف خمین بیش از 21 هزار هنر صخره ای را در خود جای داده اند، گفت: نقوش بر روی دیواره سنگی دره ها و دیواره کوه های منطقه تیمره توسط انسانهای هزاران سال پیش حکاکی شده است.»(خبرگزاری مهر)
سنگ ها و صخره ها در گذر زمان دچار آسیب دیدگی های زیادی می شوند و این تاثیرات بعضا تا آن اندازه است که سنگ را به قطعات بزرگ و کوچک متلاشی می کند و از ادامه تلاشی آن سنگریزه و خاک پدید می آید. حال با این توضیح دوباره به تصویر بالا توجه کنید. بخشی از سنگ که در تصویر می بینید در اثر تاثیرات طبیعی شکسته است و جالب اینجاست که در آن بخشی صاف و جدیدا جدا شده از پیکره اصلی صخره که بر زمین افتاده است شاهد نقاشی هایی هستیم و ظاهرا باید قبول کنیم که قدمتی در حدود 40 هزار سال دارد!!! این اوج شیادی است و دلیل ساخت چنین جعلیاتی شاید چنین پروژه هایی باشد که در زیر به آن اشاره می کنم:
«نقوش بزهای کوهی حکاکی شده در آریزونا ، کالیفرنیا و کلرادو امریکا آنقدر از نظر طرح ، اندازه و روح موجود در حکاکی ها با نمونه نقوش حکاکی شده درایران (تیمره ) شبیه به هم هستند که کمتر هنرمندی است که می تواند به راحتی این نقوش جادویی را ازهم تفکیک کند.
جالب اینکه نماد شناسان هم موفق شده اند، پیام های سمبلیک موجود در نقوش هم شکل سنگ نگاره ها را در نقاط مختلف دنیا مورد بررسی و تعمق قرار دهند وبدون اینکه حتی همدیگر را ببینند، از نقوش هم شکل در نقاط مختلف دنیا، به تفاسیر واحدی رسیده اند! انسان از این همه قدمت و این همه بعد مسافت از یکدیگر و پیام های مشترک، جدا دچار بهت و شگفتی می شود!»(وبسایت دنیای اسرار آمیز)
«یک شئ آیرودینامیک که شباهت نزدیک به سفینه یا رهنورد های فضایی دارد . انسانی با لباسی عجیب و سری بزرگ که شباهت به لباس و کلاهخود فضانوردان دارد.» (همانجا)
«انسان آغازینی که در آذربایجان می زیسته، جاودانگی و ماندگاری سنگ ها را به خوبی درک می کرد. چرا که در ناحیه «قوبوستان» انسان ها طرز معیشت، اسرار زندگی، آرزوها و حتی مراسم شکار را روی سنگ ها حکاکی و این آثار را مثل «سالنامه ای» برای نسل آینده خویش به میراث گذاشته اند.» (سنگ ها سخن می گویند، راسم افندی اف، برگردان م. آرش، صفحه پنج، سخن اول، اومود اوغلو)
«در فرهنگ «اوغوز»ها «قبر» و «سنگ قبر» را «سین» می گفتند و نیز در فرهنگ «چوواش» کلمه «سین» به معنی «انسان»، «جان» و «آدام» (آدم) به کار رفته است.
با توجه به مطالب فوق معلوم می شود، قبایل ساکن جمهوری آذربایجان به بقای روح باور داشتند و معتقد بودند که روح اجداددشان مانند زندگان به حیات خود ادامه می دهند. از مرز چین تا قلب اوروپا، در این گستره عظیم جغرافیایی هر جا که سنگ «بالبال»، سنگ «بنگو» و یا سنگ مزار منقش، پیکره سنگی قوچ، پیکره سنگی اسب یافت شود یقینا با تاریخ و اجداد ساکنین این سرزمین پیوند دارد.»(همانجا، سخنی دیگر، اومود اوغلو)
«تحقیقات نشان می دهد تصویرهایی که از تندیس حیوانات روی صخره های «قوبوستان» کشیده شده اند نسبت به تصویرهای پیکره های انسان ها واقعی تر هستند. شاید این پدیده به این دلیل است که انسان های نخستین پیش از اینکه به شکار روند طرح یا تصویر دقیقی از سیمای شکار را می کشیدند. روش شکار کردن اش را بررسی کرده و می آموختند که چگونه بر شکار پیروز می شوند، سپس وارد عمل می شدند. گویا نقاش اولیه رسم یا طرح شکل ظاهری حیوانات وحشی، نسبت به رسم سایر اشیا را در مرکز دقت و توجه قرار می داد.
و یا ممکن است نقاشی هایی که از حیوانات در دوران دیرینه کشیده شده اند و به وسیله باستان شناسان کشف گردیده اند به این خاطر باشد که اکثرشان به صورت خیلی طبیعی طرح و نقاشی شده باشند.» (همان کتاب، صفحه 17، راسیم افندی اف)یا اینکه قبول کنیم راسیم افندی اف نیز مثل اومود اوغلو سرسام می گوید. اگر افندی اف در بین احتمالات خود مبنی بر طرح های بسیار واقعی تر رسامی شده بر صخره ها، جعلی بودن و دست ساخت بودن این آثار توسط کلاشان و حقه بازان فرهنگی را نیز می گنجاند، بهتر بود و می توانست بسیاری از سرگردانی های او را جواب دهد. مثلا به این توضیحات او توجه کنید:
«در «یازیلی تپه» نقاشی هایی که روی صخره ای رسم شده است دقت و توجه بیشتر ما را به خود جلب می کند. نقاشی هایی که در جنوب تپه رسامی شده اند در بلند ترین قسمت صخره ای عظیم قرار گرفته است. در این صخره با شکوه 23 تصویر است: 9 تصویر از حیوانات، 3 تصویر از اسب سوار، یک مار، 3 قبضه نیزه ای که قسمت های فرو رونده شان دندانه دار هستند، 5 نشانه رمز گونه و نوشته ای عربی به زبان عربی1.» (همان صفحه)
سپس در پاورقی و برای توضیح کتیبه زبان عربی موجود در آن صخره چنین آورده است:
«1- نوشته بعد از حمله اعراب به آذربایجان خطاطی شده است!!!»
فهمیدید چه شد؟ در منطقه یازیلی تپه مذکور، در حد فاصل بین نقاشی های چند هزار سال پیش مدعای حضرات و کتیبه عربی موجود که حاصل حمله اعراب می دانند دیگر آثاری ثبت نشده است؟ و اگر آن نقاشی های موجود را نیز جعلی بدانیم و اثبات کنیم که جعلی هستند پس تاریخ آن منطقه نشانی قدیمی تر از حمله اعراب را در خود ندارد و وقتی می دانیم که اعراب هیچ حمله ای به دیگر ملل نداشته اند و اسلام با گسترش فرهنگی و افزایش و انتقال جمعیت نجد عربستان به دیگر نقاط جهان انتشار یافته است، توانسته ایم داستان پردازی بزرگ دیگری را در نطفه خفه کنیم. در یادداشت بعدی به توضیح درباره طرح های رمز گون خواهم پرداخت که باز هم با قصد پیشینه تراشی برای الفباهای جعلی موجود می باشد.
«در عصر مفرغ بین نقاشی هایی که روی صخره ها ترسیم شده بود به ویژه هیکل سنگی گروهی انسان هایی را مشاهده می کنیم که دست به دست هم داده اند و می رقصند و رقص آنان بیشتر به «یاللی»1 شباهت داد.» (همانجا، صفحه 19)
و در پاورقی همان صفحه آمده است:
«1- نوعی رقص آذربایجانی است که در ان شرکت کنندگان دست به دست هم و به شکل جمعی می رقصند.(م)»
انصاف از این مالیخویا. به تصویر بالا خیره شوید. و تراش های سنگ را که نمایشی از افراد ایستاده را نشان می دهد نگاهی ریزبینانه بیندازید. اگر شبکه های تلویزیونی جمهوری آذربایجان را تعقیب کنید شاید بارها و بارها نمایشات گرافیکی و انیمیشن های از این دم خروس را دیده اید. چنانچه می بینید در اثر طبیعت، گل سنگ بر روی بخش عظیمی از این صخره ها تاثیر گذاشته است و عجیب اینکه بر روی شیارهای تراش سنگ نفرات ایستاد تاثیری نداشته است. سفیدی عمق شیارهای موجود به روشنی نو تراش بودن این طرح اندازی را به اثبات می رساند و نشان می دهند که سران فرهنگی جمهوری آذربایجان نیز در تولید چنین جعلیاتی چیزی از رقیب ارمنی خود عقب نمانده اند و بنگاه های دروغ پراکنی فعالی دارند.
حال باید بدانید که چرا این جمعیت های تازه ساکن شده در منطقه، مجبور هستند برای اثبات حضور درازمدت خود دست به ساخت چنین دم خروس هایی بزنند و با توسل به انواع این حقه بازی ها برای خود تاریخ و پیشینه دراز مدتی ایجاد نمایند. اینک بر سر تصاحب آن یکی با استرس و عجله شدیدی چوگان، آن دیگری نان لواش و آن بی خرد دیگر مولانا و هزار کوفت و زهر مار دروغین غیره را به نام خود ثبت می کنند و بر سر و کول همدیگر می کوبند و در این بلبشور فرهنگی هر کدام نقشی را ایفا می کنند. باید بدانیم مدیریت واحدی این تراژدی طنز آمیز را کارگردانی می نماید که بازیگران آن متن واحدی را در دست دارند و تنها تفاوتشان در ظواهر سناریو خود نمایی می کنند نه در اصل داستان.
ادامه دارد ...
سن چۋخ یازێق بیریسی. نه بیچیم بیر کیمسه سن؟
بؤیۆک تانرێدان سنۆن اۆچۆن شیفا دیلیرم.
آیدین جان سلام،مطلب فوق العاده ای بود فقط یک مورد،این احمقی که مستند اریا و ناریا را ساخته و نمی خواهم اسمش را بیاورم بیش از حد پرو شده و بعد از مرگ استاد نظریات پوریم و ... به کلی انکار می کند اگر می شود مطلبی تحت عنوان ردیه برای ایشون تنظیم کنید ،مچکر،یا حق
جدی نگیرید.
پسته بی مغز گر لب وا کند ...
سلام
آقای رویان صولتی بعد از کتابهای (راز سفید - ریشه مشترک - رنگ مغلوب) جدیداً بر اساس تحقیقات استاد کتابی به نام "حق و صبر" در 352 صفحه (در سایت کتابناک) ارایه کرده اند.
http://s6.picofile.com/file/8246062626/%D8%AD%D9%82_%D9%88_%D8%B5%D8%A8%D8%B1_Haq_o_Sabr.pdf.html
نظرتان را راجع به این کتاب میخواستم بدونم.
ممنون
آیدین بی
سلام لار، بیلمیرم منی خاطیر لییر سینیز یا یوخ؟
رحمتلی،یورولماز اوستادین طلبه لریندن بیری
("تفکر آبجکتیو" مبحث ینی یازیردیم و ...)
ایشیم وار
ایستدین، ایمیلینیزی یازین بوردا
منت دارام
هله لیک
biryol.az@gmail.com
تشکور سیزدن. خیدمتینده وارام هر آن
این متن واقعا عالی هست
باید بدانیم مدیریت واحدی این تراژدی طنز آمیز را کارگردانی می نماید که بازیگران آن متن واحدی را در دست دارند و تنها تفاوتشان در ظواهر سناریو خود نمایی می کنند نه در اصل داستان
به این وبسایت هم سر بزنید
http://iranrockart.com/
ممنون
تشکر
آن مردکی که تصویر او در ابتدای لینک ارسالی شما قابل مشاهده می باشد یکی از سر سلسله های این حقه بازی هاست که در باره او بیشتر خواهم نوشت.
سلام آقای آیدین بسیار عالی بود۰آقای آیدین نقاشی های که در قارها پیدا کردن واقعی یا دروغ هستند؟ممنون
غار های می توانند محیطی داشته باشند که بتواند برخی آثار ایجاد شده توسط انسان را در خود حفظ کنند اما نمی توان بدون مطالعه و بررسی دقیق درباره آنها نیز نظر داد. این یادداشت از حوالی سال 90 شروع به نگارش شده است و امیدوارم با تکمیل آن بتوانم در آینده ای نزدیک به کتابی مصور و جامع تبدیل نمایم.
بسیار عالی....مشتاق خواندن ادامه یادداشت هستم...جزاک الله خیرا
بنده هم مشتاق اتمام این یادداشت هستم. اما تمانی ندارد. سنگ ها و بررسی آنها مسائل زیادی را به ما توضیح می دهد.