در یادداشت امپراتوری های بادکنکی بر اساس مستند بی بدیل ابطال شناسنامه نشان دادم که تمامی پل های ارتباطی با فرهنگ گذشته که توسط باستان شناسان و تاریخ نویسان و از طریق بررسی کتیبه های میخی داریوشی و ایلامی و بابلی، به دلیل جعلی بودن بیستون و دروغ بودن داستانهای پیرامون کشف رمز خطوط ایلامی و بابلی، امری غیر قابل قبول و در زمره مسخره بازی هایی است که حتی نمی تواند کودکان کنونی را قانع نماید. بعد نشان دادم که تمامی اجزای تاریخی امپراتوی هایی از قبیل هون ها و گوک تورک ها و خزرها و مغولان، به دلیل عدم نمایش نمایه های تمدنی و تجمعی، خارج از جمله بندی های کتاب های سراسر حقه بازی مامورین کنیسه و کلیسا، هیچ نمودار قابل نمایشی را برای بررسی نشان نمی دهد به طوری که از این همه سلسله که حدودا 1000 سال بر بخش قابل توجهی از جغرافیای جهان استیلا یافته بودند و پادشاهان و سرداران و کشورگشایان قابلی داشتند و از چین تا اروپا را در می نوردیدند، حتی به اندازه خرابه های نیمه تمام تخت جمشید نیز چیزی برای ارائه نمی توان یافت. حال با این توصیفات نمی دانم چگونه حضرات جاعل اصرار بر این دارند که برای چنین امپراتوران بی همه چیز که عمر خود را در زیر آسمان و در اندرون چادر و کومه و آلاچیق می گذراندند، ادبیات و فرامین شاهی مکتوب تولید کنند. در همان یادداشت متذکر شدم که کتیبه های اورخون و یئنی سئی نمی توانند اصالتی داشته باشند. چون در بیابان هایی که اکنون نیز به غیر از شکار و گله داری نمی توان با روش دیگری زندگی کرد، نمی توان امپراتوری به راه انداخت و بر جهان پیرامون خود چیره گشت.
شما در تصویر بالا شکارچیان قرقیزی را می بینید که عقاب های دست آموز خود را برای نمایش قدرت به مراسم ویژه ای آورده اند. به دلیل جغرافیای خشن آن منطقه، مردم آن اقلیم مجبورند که برای شکار از این پرندگان مدد گیرند. حال شما تصور کنید که چنین مردمانی با امکاناتی چنین ضعیف و بدوی آن هم در قرن اخیر ، چگونه می توانستند به کشور گشایی بپردازند، زمانی که چنین درمانده و دست به دامان عقاب ها شده اند.
با این توصیفات به بررسی الفبای اورخون یئنی سئی و حروف کشف رمز شده آن بپردازم:
شما در این الفبا تقریبا فقط شاهد تغییر زاویه حروف یونانی و لاتین هستید. برای درک بهتر روش جعل این الفبا به مقایسه برخی از حروف الفبای یونانی و لاتین با الفبای موسوم به گوک تورک ها می پردازم.
همانگونه که می بینید جاعلین حروف به کار رفته در الفبای اورخون را با تغییراتی در زاویه نگارش و یا تغییر شکل جزوی در نگارش، به عنوان الفبای اورخون معرفی کرده اند. البته این کار فقط مختص به الفبای باستانی تورک ها نیست. در اینجا تنها تغییراتی که داده اند تغییر کاربری حروف می باشد. مثلا حرف (X) در الفبای اورخون معادل (د) می باشد ولی در لاتین صدای ایکس و یا مثلا در یو نانی و تورکی لاتین صدای (خ) می دهد. حال شاید عده ای از تورک پرستان از خود سوال کنند که چرا الفبای به کار رفته توسط گوک تورک ها با الفباهای به کار رفته در اروپا شباهت دارد. مسئله بسیار روشن است. ما شبیه این فریبکاری را در کتیبه های موسوم به هخامنشیان نیز یافته ایم که در آن متون جعلی رد پایی از زبان و فرهنگ روسی را می توان یافت.
«کتیبه اورخون قدیمیترین نمونههای موجود از زبان ترکی باستان است. این کتیبهها با آنچه امروزه الفبای اورخون نامیده میشود در دو بنای تاریخی واقع در دشت اورخون درمغولستان امروزی میان سالهای 732 تا 735 میلادی به احترام دو شاهزاده گوک تورک یعنی گول تیگین و برادرش بیلگه خاقان یک سیاستمدار و یک فرمانده نظامی نگاشته شدهاند. سه یادبود کوچکتر نیز در اطراف این سنگ نبشتهها نیز کشف شده است. از میان سنگ نوشتههای دشت اورخون مهمترین آن کتیبه کول تگین است. این کتیبهها توسط نیکولای یادرینتسف در سال 1889 میلادی کشف شد و توسط واژه شناس دانمارکی ویلهلم توماسن در سال 1893 رمز گشایی شد. این سنگ نبشتهها بسیار به بناهای تاریخی که از دوران گوک ترکان در طی دوره دودمان تانگ در چین بجای مانده است شباهت دارد.»(ویکی پدیا)
اکنون می خواهم به شما نشان دهم که چرا یک دانمارکی می تواند الفبای بدون پیشینه و پسینه اورخون را رمز گشایی نماید!. در زیر شما الفبای به کار رفته توسط مردم شمال و شمال شرقی اروپا (اسکاندیناوی) را شاهد هستید.
این الفبا را در اروپا با نام الفبای رونیک می شناسند و باز می توان دریافت که مردم اسکاندیناوی نیز این الفبا را از حروف لاتین و یونانی برداشته اند. آری آنها کتیبه هایی را شبیه الفبای خود جعل کردند و نام آن را اورخون گذاشتند، سپس بر اساس واژگان تورکی کتیبه ای را سر هم بندی کردند و چون از گوک تورک های موهومی چیزی در روی زمین برای شناسایی وجود نداشت و هنوز هم مردم آنجا کوچرو هستند و در چادر زندگی می کنند، از آثار به جای مانده از سلسله تانگ، برای سر هم بندی این کتیبه ها استفاده نمودند. به طوری که قبلا نیز اشاره شد مثلا به جای یافتن سنبلی از حیوان مورد علاقه گوک تورک ها بر روی کتیبه، از اژدها که اسطوره ای چینی می باشد استفاده شده و ما نشان گرگ خاکستری را بر روی این کتیبه نمی یابیم.
یا مثلا به این دو کتیبه توجه کنید:
مربوط به کتیبه های رونی در اسکاندیناوی
یکی از کتیبه های اورخون
البته باید درباره اصالت کتیبه های رونی نیز تحقیق شود چون ساختار کنونی این کتیبه ها جعلی بودن آنها را نشان می دهد. حال که با حروف کتیبه های اورخون و رونی آشنا شدید شما را با شاهکاری در اسناد تاریخی کتاب «ایران تورکلرینین اسکی تاریخی» جناب پرفسور ذهتابی! آشنا می کنم. تصویر زیر مربوط به صفحه 311 جلد اول می باشد.
با دیدن تصویر آن خرس در زیر آن کتیبه بی اختیار به یاد کارتن قدیمی چوبین افتادم!. آیا چوب کبریت های کشیده شده در این کتیبه را می توان الفبای اورخون به حساب آورد؟ آن خرسی که به نشانه عدم حل جدول معمای مقابلش شانه بالا می اندازد نشانه چیست؟ آیا می توان این مسخره بازی شیادانه را یک کتیبه باستانی در نظر گرفت که ذهتابی مدعی است الفبای اورخون می باشد و در نزدیکی شهر اهر پیدا شده است؟ یا آن شتر ها و شتر سوار و ساربان را کودکان خرد سال بهتر از جاعل رسام این کتیبه رسم نمی کنند؟ آیا جواب خواستن نسبت به چنین جعلیاتی را مسخره کردن می نامید یا نشانه گرفتن پاشنه آشیل شیادان دست بسته؟
ما شبیه همین شیادی را درباره الفبای ارمنی نیز شاهدیم:
دیگر الفبایی مزخرف تر از ارمنی را سراغ ندارم که در تکرار تقلید از حروف لاتین و یونانی اینقدر شلخته باشد و مثلا از تکرار واریانت های نوشتاری حرف u و n اینقدر استفاده بکند، به طوری که اگر کسی بتواند به حروف کپی شده از این دو حرف در زبان ارمنی مسلط باشد، بیش از 20 درصد این الفبا را یاد گرفته است!. الفبایی که فراتر از سنگ قبرها و دیوار نویسی های کلیساهای با عمر کمتر از 150 سال در منطقه، هیچ پیشینه دیگری ندارد. ولی ارامنه را نیز جزو اقوامی باید بدانیم که در تکاپوی قدیمی جلوه دادن تاریخ حضور خود در منطقه می باشند و خود را از بازمانگان اورارتوهای موهومی می دانند که خارج از تورات هیچ نشانی از خود ندارند، چون زیر باتلاق حاصل از طوفان نوح، در فلات ترکیه، چنین امپراتورانی نمی توانستند شکل بگیرند.
نویسنده عزیز من با مطالعه نوشته شما و نظرات به این نتیجه رسیدم که شما حتما باید به یک روان شناس مراجعه کنید چون حسابی قاطی کردید.
با سلام. دوستان، همیشه قومی مسلط تر هست که بتونه تحرک بیشتری داشته باشه. در قدیم ترکها بر خلاف دیگر ملتها که فقط یکجانشین بودند، دو دسته بودن: عده ای یکجانشین که از طریق کشاورزی امرار معاش میکردن و عده ای کوچ نشین که از طریق دام داری امرار معاش میکردن. ترکهای کوچ نشین نسبت به بقیه ترکها و البته نسبت به بقیه ملتها به دلیل تحرک بیشتری که داشتن پرقدرت تر بودن و تونستن بر جغرافیاهای وسیعی تسلط داشته باشن، اما چون دائم در جنگ بوده اند نسبت به مسائل نرم افزاری حکومتشون بی توجه بوده اند و در نتیجه آثار قابل ملاحظه ای بر جای نذاشته اند، بعد از ترکها که تحرک پذیری زمینی بالایی داشتند قدرتهای دیگری که تحرک پذیری دریایی بالایی نیز داشتند اومدند و ترکها رو از صحنه قدرت عقب روندند و بعدا آمریکا اومد که علاوه بر دو امتیاز قبلی تحرک پذیری هوایی و حتی فضایی هم داره و درنتیجه ابرقدرت امروز هست. در نتیجه برای حکومت کردن و خلق امپراتوری لزومی نداشته که ترکها حتما باید شهرنشین می بوده اند. به نظر من باید تاریخ نویسی امروز عمیق تر تحلیل کنه.
از خداوند اندکی عقل و شعور طلب کنید برای خودتان.
دوست بزرگوار ، برای تشخیص قدمت اثار تاریخی روشهای زیادی وجود دارد که بحثی بسیار تخصصی و فنی و خارج از دایره بحث است . اگر اینطور که شما میفرمایین باشد پس تمام تاریخ زیر سوال میرود . خرس و یا شتر یا هرچیزی که در کتیبه های رونی دیده میشود مشابهش در خط هیروگلیف مصریان نیز وجود دارد . اینکه بدون دانش کافی از یک علم انرا زیر سوال ببریم بی انصافیست .
مگر میشود اثری به عظمت تخت جمشید یک شبه ساخته شود ؟ یا کسی که خطی را جعل کرده باشد نمونه های جعلیاتش را از اسیای میانه تا اسکاندیناوی و جهان عرب پخش کند ؟ اینکه شما از درک مطلبی عاجز باشید ، دلیل بر مسخره بودن ان مطلب نیست بلکه باید شعور خود را تقویت کنید و بیشتر مطالعه کنید . گسترش نام ترکها در در سراسر جهان چه نفعی برای یهود میتواند داشته باشد ؟ شکار با عقاب هم یک سنت دیرینه در بین قرقیز ها و بعضی توایف قزاقه و حتی اگه سری به دوبی بزنید میبینید که اعراب خلیجی هم این سنت رو با شاهین دست اموز اجرا میکنن . حالا به نظرتون اهالی دوبی از روی گرسنگی این کارو میکنن؟؟؟ من فکر میکنم اگه با شما باشه احتمالا دیوار چین و اهرام مصر رو هم جزو جعلیات قلمداد کنین . ولی بیاد داشته باشین کسی حق اظهار نظر در مورد چیزی رو داره که درموردش تخصص کافی داشته باشه . پس لطفا برداشتهای ذهنی خودتونو زیاد جدی نگیرین و سعی کنین بیشتر مطالعه کنین . با تشکر
برای توضیحاتی که نوشته اید پیشتر جواب های لازم را نوشته ایم.
شما فارسا چرا اینهمه از ترکا میسوزین .اگه قرار بر مقایسه باشه شما خودتونو با افغانا مقایسه کنین
نویسنده اهل تبریز است.
پور پیرار هم همین جعلی بودن تخت جمشید را با اسناد و مدارک علمی معتبر اثباط کرد.
در جواب اون دوستمون که گفتن معادل و همتراز قاشق و بشقاب و قابله در فارسی نیست، نیازه بگم که معادل قاشق: کم چه، کَمچَک و معادل قابله: دیگ، و واژه بشقاب از پیش قاب گرفته شده و یک واژه ایرانی و سغدی هست اما با این حال معادل فارسی بشقاب: دوری، و درمورد زبان پارسی هم باید گفت که زبان پارسی امروز اگرچه بخاطر دین اسلام و علوم و دانش دینی و قرانی که قرنها و سده ها در مکتب خانه ها و مدارس ایران آموزش داده میشد ، طبیعتا واژه های عربی در زبان پارسی رایج شد، اما زبان پارسی خالص زبان شاهنامه هست که واژه عربی یا غیره در اون نیست و یک زبان کاملا ایرانی هست. نکته اخر در قدرتمند بودن زبان پارسی همین بس که در دوره اسلام و با ورودش به خاورمیانه و شمال افریقا همه ملتهای مغلوب چون سوریه، لبنان، مصر، تونس، لیبی، عراق و غیره همه کم کم عرب زبان شدند و زبان های کهن خود رو فراموش کردند اما ایرانیان زبان خود رو از دست ندادند. و این کلمات عربی در زبان پارسی بخاطر دین اسلام و اداب و رسوم اسلام در ایران بوده و نه چیز دیگر!! در زبان ترکی هم کلمات عربی بسیار دیده میشود و علاوه بر کلمات عربی، واژه های پارسی نیز در زبان ترکی فراوان هست.
تمامی این توضیحاتی که نوشتید در صورتی قابل بررسی و ارزش گذاری بود که ایرانی تا 300 سال پیش وجود داشت. در ضمن شاهنامه جعل جدید است و در آن کتاب نیژ واژگان عربی به کرات استفاده شده اند.
متاسفانه نویسنده ی محترم این مقاله دچار اشتباهات بسیار شده اند.ایشان الفبای اورخون را یونانی معرفی کرده اند که صحیح نیست و دچار قضاوت سطحی شده اند.درخصوص الفبای اورخون باید گفت این الفبا بسیار قدیمی تر از دوره ی گوک ترک است و در دوره ی سکایی(حدود ۲۴۰۰سال قبل) میتوان کتیبه هایی از آن پیدا کرد که متاسفانه برخی منابع غربی در این خصوص پنهانکاری میکنند.نمونه ی های اولیه ی این خط در سیبری در کورگان های دوره ی امپراطوری xiongnu یا هون کبیر در قرن اول و دوم پیش از میلاد کشف شده است.میدانیم قلمرو امپراطوری xiongnu محدوده ی وسیعی از سیبری شرقی تا اسپ های پونتو خزری را شامل میشد و هونها در این محدوده دارای کلونی های کشاورزی و شهرهایی بوده اند که چند نمونه از آن امروزه کشف شده است.بنابراین خط اورخون بسیار قدیمی است و مختص دوران ترکی نیست بلکه در دوره ی hunnic و سکایی نیز این خط استفاده میشده است(البته با کمی تغییر).در اصل الفبای رونی اسکاندیناوی بسیار از این الفبا تاثیر پذیرفته چون اسکاندیناویایی ها دیر تر از اقوام turkicصاحب خط شدند و قرنها با اقوام باستانی ترکیک مراوده داشتند. برخی دانشمندان احتمال میدهند که به احتمال زیاد ریشه ی این خط به الفبای آرامی باستان میرسد یا لااقل با این خط ریشه ی مشترک دارد.خط آرامی به نوعی جد خط لاتین و یونانی محسوب میشود و علت شباهت نسبی خط اورخون با خط یونانی،ریشه ی مشترک آن با خط آرامی است نه اینکه خط اورخون از یونانی گرفته شده! با یک نگاه ساده میتوان به تفاوت های بارز خط اورخون و یونانی پی برد.این خط احتمالا حاصل مهاجرت باستانی اقوامی از قفقاز و خاورمیانه به آسیای مرکزی و سیبری در زمانهایی بسیار دور(شاید ۲۰۰۰سال قبل میلاد) است. پژوهش های ژنتیک باستانشناسی هاپلوگروپ پدری J را به طور قابل توجه در کورگانهای باستانی هونیک و ترکی و عصر برنز در آسیای مرکزی شناسایی کرده اند که این تئوری را تایید میکند.
ابتدا درود و سپاس بسیار از نگارنده این متن و روشن کردن حقایق تحریف شده تاریخ و بعد در جواب به اون فردی که ادعا میکرد که سومریان ترک بودن و سومر یک کلمه ترکی بوده باید بگم که سومر یا سامر برگفته شده از سام آر است و سومریان در اصل سامآریان بوده؛ نوای گفتاریش یه چیزی مانند ساسانیان است (اشاره به ساسانیان برای فهمیدن تلفظ درست بود) که سام یک واژه و نام فارسی به معنی آتشین و سوزان است که هم در شاهنامه به عنوان جد رستم یعنی پدر زال به کار رفته و هم به غیر از استفاده ی امروزی ایرانیان در نام گذاری فرزندان و دیگر کاربردهای این واژه، پسوند یکی از استانهای ایران هم هست؛ {خراسان یا خوراسام} خُر یا خور به معنی خورشید بوده که به شکل مخفف خور استفاده میشده و سام یا سان به معنی آتشین و سوزان در پسوند اون اومده که روی هم میشده خراسان یا خراسام (خوراسام) به معنی خورشید آتشین یا خورشید سوزان (روشن و نورانی) که به دلیل شرقی بودن این استان (یا آستان) و نزدیک بودن آن به افق و طلوع خورشید، به اون اطلاق میشده.
سوم اینکه اون شخصی که میگفت زبان فارسی بیش از 60 درصدش عربی است هم میگم که درستِ با حمله و ورود اعراب به ایران زبان فارسی تا حدودی تحریف شد و تحلیل رفت، اما باید بدونید که الفبا و حروف عربی، کاملا فارسی و تقلید شده از خط پهلوی و اوستایی ایران که خط کوفی هم بهش میگفتن، است (با حذف بعضی حروف مانند گ،چ،پ،ژ) به دلیل وجود نداشتن در زبان عربیی که خود تشکیل شده از بسیار واژگان فارسی حتی در قرآن، است و همینطور قواعد،صرف و نحو آن را دانشمند ایرانی به نام سیبویَه شیرازی نوشته است؛ درباره خط و زبان ترکی هم به دلیل نداشتن قدمت و ریشه کهن و همینطور موجود نبودن اسناد تاریخی دال بر اثبات آن، دیگر جای بحثی نمی ماند فقط برای اطلاع باید بگویم که بسیاری از واژگان ترکی از زبان فارسی و عربی گرفته شده است.
و در آخر هم بد نیست که یک مثال دیگه درمورد تقلید و استفاده از دانش ایرانی توسط دیگر کشورها بزنم هرچند یه جورای با این مطلب بیربط است اما گفتنش خالی ازلطف نیست؛ مثال اینکه اعداد و شماره های استفاده در زبان انگلیسی در اصل ابداع و ساخت هندی ها در حدود 2500 سال پیش بوده که توسط خوارزمی و دیگر دانشمند ایرانی تکامل پیدا کرده و اروپاییان هم اونرو در زمان اندلس فرا گرفتن.
برخی از منابع و اسناد:
https://hawzah.net/fa/Article/View/95574
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%A8%D9%88%DB%8C%D9%87
مطلبی که فرمودید سندیت ندارد.
من تورکم ولی خدا وکیلی کتیبه ی کاپادوکیه که آتاتورک نساخته یه ذره با دید بی طرفانه نیگا کنیم
فصل نامه را دنبال کنید. تاریخ مصرف این حرف ها گذشته است.
شما در فارسی معادل عشق رو نشون بدهید شما الفبای فارس رو نشان ما بدهید شما اثبات کنید که الفبای یونانی تقلیدی از الفبای اورخون نبوده شما در مورد زبان ترکی بسیار مطلب نوشتید در مورد لهجه فارسی هم بنویسید که 60 درصد عربی و بیش از 20 درصد سانسکریت و ترکی هست در زبان فارسی معادل بشقاب قاشق و فابلمه رو رو بگید یعنی اگر شما نداشتن معادل کلمه پادشاه دو برابر با نداشتن حکومت میدانید پس ما هم بایدنبود معادل کلمات بشقال و قابلمه و قاشق رو دلیل بر چرا کردن شما بدانیم اگر زبان ترکی 20 درصد وام از بقیه زبانها کلمه وام گرفته باشد از لهجه فارسی فقط 20 درصد مانده است اکثریت سایتها ی بین المللی علمی و سیاسی و ... به ترکی ترجمه میشوند اما فارسی نه
تمام افعال ترکی ریشه ثابت دارند لهجه فارسی نه
زبان ترکی بیش از 9000 فعل و لهجه فارسی کمتر از 150 فعل دارد که بیش از 40 تای ان در مکالمات امروزی استفاده نمیشود
اکثریت زبان شناسان بر کامل بودن زبان ترکی تاکید دارند اما فارسی حتی به عنوان زبان مورد قبول یونسکو قرار نگرفت
هر کدام از ویژگی های زبان ها نشانی از حقایق آن زبان دارد. اگر تورکی فاقد لغات انتزاعی و شهر نشینی است پس وارد این حوزه از تمدن نشده است و اگر فارسی دارای ایرادات بسیار گسترده گرامری و لغوی است نشان از آن دارد که در جهان هرگز جمعیتی گسترده و متمرکز و پویایی نداشته است. این دلیل نمی شود که با در نظر گرفتن چند مزیت زبانی دیگر کاستی های آن را نادیده بگیریم!